Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ادیان ایرانی (+)
— برنامۀ پرگار
🔸ادیانی که از ایران برخاستهاند یا در ایران سراسری شدهاند، چه شباهتهایی دارند؟ میتوان گفت عناصری در این ادیان، از مانویت تا شیعه و بهاییت هست که به آنها رنگ و بوی ایرانی میدهد؟
🎙#فریدون_وهمن (تاریخنگار ادیان)
🎙#آرمین_لنگرودی (پژوهشگر تاریخ ادیان)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— برنامۀ پرگار
🔸ادیانی که از ایران برخاستهاند یا در ایران سراسری شدهاند، چه شباهتهایی دارند؟ میتوان گفت عناصری در این ادیان، از مانویت تا شیعه و بهاییت هست که به آنها رنگ و بوی ایرانی میدهد؟
🎙#فریدون_وهمن (تاریخنگار ادیان)
🎙#آرمین_لنگرودی (پژوهشگر تاریخ ادیان)
.
#نقد_ادیان #ایران#ادیان_ایرانی #دین #دینشناسی #تاریخ_ادیان #زرتشت #زرتشتیت #مانی #بهاییت #مسیحیت #عرفان #بودا #بودیسم #بهایی #بابیت #مانویت #امام_زمان #آخرالزمان #عصر_غیبت #خاتم_انبیا #انتظار_فرج #ثنویت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دین ایزدی (+)
— یکی از جالبترین ادیان حاضر دنیا
🔸ایزدیان یا یزدانیها عدهای از کردها هستند که در شمال عراق، سوریه، جنوب شرقی ترکیه و منطقه قفقاز (ارمنستان) زندگی میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— یکی از جالبترین ادیان حاضر دنیا
🔸ایزدیان یا یزدانیها عدهای از کردها هستند که در شمال عراق، سوریه، جنوب شرقی ترکیه و منطقه قفقاز (ارمنستان) زندگی میکنند.
.
#نقد_ادیان#ایزدی #ایزدیها #ادیان #کردستان #کردی #شیطان #شیطانپرستی #ابلیس #مسیحیت #دین #تاریخ_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ «اسطورۀ قربانی» (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🗄پست مرتبط
📺 مناظرۀ قرن؛ قربانی کردن یعنی چه؟
📻 کتاب صوتیِ «اسطورۀ قربانی»
(یکم) (دوم) (سوم) (چهارم) (پنجم) (ششم) (هفتم) (هشتم) (نهم) (دهم) (یازدهم) (دوازدهم) (سیزدهم) (چهاردهم) (پانزدهم) (شانزده) (هفده) (هجده)
.
#نقد_ادیان#تاریخ_تمدن #سومر #تاریخ_ادیان #دینشناسی #قربانی #دین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آزمون تاریخی ادیان
— شکست بهائیت و قدرت اقناع اسلام
🍂 دکتر سروش قدرت اقناع اسلام و قرآن را یکی از شواهد توفیق تاریخی دین اسلام میداند و معتقد است بهخلاف بهائیت که در آزمون تاریخی ناکام ماند، اسلام در این امتحان قرین توفیق بودهاست.
🍂 عبدالکریم سروش «تاریخ» را یکی از معیارهای ارزیابی ادیان میداند و بر این اساس از ناکامی بهائیت و کامیابی اسلام سخن میگوید. سروش موفقیت شعرایی چون مولوی و حافظ را نیز بر همین اساس ارزیابی میکند.
🍂 بنا بهادعای زیرکانۀ دکتر سروش، توفیق ضرورتا حقانیت و انتساب دین به مرجع قدسی را نمیرساند، اما «وجهی مهم از حجیت» را دارد.
🍂 اما پرسشِ اصلی اینجاست که آیا مسیحیت (که بنیاد مبارزۀ الاهیات قرآنی با آن بعنوان مظهر آشکار شرک بودهاست) چون پیروان بس بیشتری از اسلام دارد، و تاریخی بلندتر از ماندگاری نیز داشته و فیلسوفان و دانشمندان و نیکوکاران و مصلحین و قدیسین بیشتری در تاریخ را به نام خود ثبت کردهاست، پس حجیت بیشتری از اسلام بر حقانیت آن هست؟ یا یهودیت که مبتنی بر شمشیر پیش نرفته و اهل تبلیغ و افزودن پیروان نبوده، حجیت کمتری از اسلام و مسیحیت که مبتنی بر شمشیر و تبلیغ پیش رفتهاند، داشتهاست؟ یا هندوئیسم (دینی با دریایی از خدایان) و بودیسم (مکتبی بدون خدا) که جمعشان از جمعیت مسلمین نیز بیشتر است و زمانی بلندتر نیز در تاریخ باقی ماندهاند، حجیتِ بیشتری از اسلام و یهودیت دارند؟ فیلسوف وقتی خود را مقید به یک مذهب و دین بداند (که برای آن کمترین برهان قابل ارائهای نیز ندارد و مثل یک متکلم ایمانورزی میکند)، و عمری در ستیز با مذهبی خاص زیست کردهباشد، دقتِ بیانش چنین مخدوش میشود.
✍🏻 #محمود_کریمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— شکست بهائیت و قدرت اقناع اسلام
🍂 دکتر سروش قدرت اقناع اسلام و قرآن را یکی از شواهد توفیق تاریخی دین اسلام میداند و معتقد است بهخلاف بهائیت که در آزمون تاریخی ناکام ماند، اسلام در این امتحان قرین توفیق بودهاست.
🍂 عبدالکریم سروش «تاریخ» را یکی از معیارهای ارزیابی ادیان میداند و بر این اساس از ناکامی بهائیت و کامیابی اسلام سخن میگوید. سروش موفقیت شعرایی چون مولوی و حافظ را نیز بر همین اساس ارزیابی میکند.
🍂 بنا بهادعای زیرکانۀ دکتر سروش، توفیق ضرورتا حقانیت و انتساب دین به مرجع قدسی را نمیرساند، اما «وجهی مهم از حجیت» را دارد.
🍂 اما پرسشِ اصلی اینجاست که آیا مسیحیت (که بنیاد مبارزۀ الاهیات قرآنی با آن بعنوان مظهر آشکار شرک بودهاست) چون پیروان بس بیشتری از اسلام دارد، و تاریخی بلندتر از ماندگاری نیز داشته و فیلسوفان و دانشمندان و نیکوکاران و مصلحین و قدیسین بیشتری در تاریخ را به نام خود ثبت کردهاست، پس حجیت بیشتری از اسلام بر حقانیت آن هست؟ یا یهودیت که مبتنی بر شمشیر پیش نرفته و اهل تبلیغ و افزودن پیروان نبوده، حجیت کمتری از اسلام و مسیحیت که مبتنی بر شمشیر و تبلیغ پیش رفتهاند، داشتهاست؟ یا هندوئیسم (دینی با دریایی از خدایان) و بودیسم (مکتبی بدون خدا) که جمعشان از جمعیت مسلمین نیز بیشتر است و زمانی بلندتر نیز در تاریخ باقی ماندهاند، حجیتِ بیشتری از اسلام و یهودیت دارند؟ فیلسوف وقتی خود را مقید به یک مذهب و دین بداند (که برای آن کمترین برهان قابل ارائهای نیز ندارد و مثل یک متکلم ایمانورزی میکند)، و عمری در ستیز با مذهبی خاص زیست کردهباشد، دقتِ بیانش چنین مخدوش میشود.
✍🏻 #محمود_کریمی
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_ادیان #مغلطجات#مغالطات #تاریخ_ادیان #دین #مغلطه #بهائیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘چگونه اسطورهها واقعیت را شکل میدهند؟
— گفتگو با جان دومینیک کراسان
(۴/۴)
🍂 جان دومینیک کراسان (متولد ۱۷ فوریه ۱۹۳۴) محقق ایرلندی-آمریکاییِ عهد جدید، مورخ مسیحیت اولیه و کشیش کاتولیک سابق که از اعضای برجستۀ سمینار «عیسی» و استاد بازنشسته در دانشگاه دیپل بودهاست. تحقیقات او بر «عیسای تاریخی، الهیات اناجیل ارتدادی/غیررسمی، و کاربرد رویکردهای هرمنوتیک پستمدرن در کتاب مقدس» متمرکز شدهاست.
🍂 تحقیقات او بسیار چالشبرانگیز بودهاست و ایدۀ «بازگشت عیسی (در آخرالزمان)» را بعنوان یک «تحریفِ متاخر پیام عیسی» نشان میدهد و میگوید که الوهیت عیسی «استعاری»ست. بجای پیام معادشناختیِ اناجیل، کروسان بر زمینۀ تاریخی عیسی و پیروانش، بلافاصله پس از مرگ او، تأکید میکند. او خدمت عیسی را بر اساس «شفای رایگان و وعدههای غذایی جمعی» توصیف میکند که سلسله مراتب اجتماعیِ فرهنگ یهودی و امپراتوری روم را نفی میکرد.
🍂 کراسان یک محقق محوری در تحقیقات تاریخی معاصر عیسی است. بهطور خاص، او و برتون مک، از دیدگاهی غیر معادشناختی نسبت به عیسی دفاع کردهاند، دیدگاهی که با دیدگاه رایجتر که «عیسی یک واعظ آخرالزمانی بود» در تضاد است. درحالیکه محققان معاصر ارزش بیشتری نسبت به محققانِ سنتی برای اناجیل غیرمتعارف قائل هستند، کروسان پا را فراتر میگذارد و چند انجیل غیرمتعارف را قدیمیتر و برتر از انجیلهای متعارف میداند.
🍂 در کتابِ «خدا و امپراتوری: عیسی علیه روم، آنگاه و اکنون» (۲۰۰۷)، کروسان فرض میکند که خواننده با نکات کلیدی کار قبلی او در مورد «انقلاب غیرخشونتآمیز عیسی»، جنبش پادشاهی او، و ماتریس پیرامونی سیستم الهیات امپراتوری روم آشناست. او در اوایلِ کتاب اشاره میکند که:
🍂 کروسان به قبول و اِعمالِ این القاب توسط مسیحیان اولیه برای عیسی، بعنوان انکار آنها به سزار آگوستوس اشاره میکند. آنها هویت امپراتور روم را میگرفتند و به یک «دهقان یهودی» میدادند؛ این یک دستانداختنِ عجیب بود، یا آن چیزی بود که رومیان به آن majesta میگفتند و ما آن را خیانت بزرگ مینامیم.
🍂 در کتاب «چه کسی عیسی را کشت» (۱۹۹۵)، او طیف وسیعی از منابع را گرد هم میآورد تا نشان دهد که یهودیان نهتنها عیسی را مصلوب نکردند، بلکه پونتیوس پیلاطس با آنها مشورت نکرد. علاوه بر این، آنها در شب عید پسح جلسهای نداشتند (جلسات در آن روز ممنوع بوده و هستند). او سپس بحث میکند که چرا این داستان ها در اناجیل آمدهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگو با جان دومینیک کراسان
(۴/۴)
🍂 جان دومینیک کراسان (متولد ۱۷ فوریه ۱۹۳۴) محقق ایرلندی-آمریکاییِ عهد جدید، مورخ مسیحیت اولیه و کشیش کاتولیک سابق که از اعضای برجستۀ سمینار «عیسی» و استاد بازنشسته در دانشگاه دیپل بودهاست. تحقیقات او بر «عیسای تاریخی، الهیات اناجیل ارتدادی/غیررسمی، و کاربرد رویکردهای هرمنوتیک پستمدرن در کتاب مقدس» متمرکز شدهاست.
🍂 تحقیقات او بسیار چالشبرانگیز بودهاست و ایدۀ «بازگشت عیسی (در آخرالزمان)» را بعنوان یک «تحریفِ متاخر پیام عیسی» نشان میدهد و میگوید که الوهیت عیسی «استعاری»ست. بجای پیام معادشناختیِ اناجیل، کروسان بر زمینۀ تاریخی عیسی و پیروانش، بلافاصله پس از مرگ او، تأکید میکند. او خدمت عیسی را بر اساس «شفای رایگان و وعدههای غذایی جمعی» توصیف میکند که سلسله مراتب اجتماعیِ فرهنگ یهودی و امپراتوری روم را نفی میکرد.
🍂 کراسان یک محقق محوری در تحقیقات تاریخی معاصر عیسی است. بهطور خاص، او و برتون مک، از دیدگاهی غیر معادشناختی نسبت به عیسی دفاع کردهاند، دیدگاهی که با دیدگاه رایجتر که «عیسی یک واعظ آخرالزمانی بود» در تضاد است. درحالیکه محققان معاصر ارزش بیشتری نسبت به محققانِ سنتی برای اناجیل غیرمتعارف قائل هستند، کروسان پا را فراتر میگذارد و چند انجیل غیرمتعارف را قدیمیتر و برتر از انجیلهای متعارف میداند.
🍂 در کتابِ «خدا و امپراتوری: عیسی علیه روم، آنگاه و اکنون» (۲۰۰۷)، کروسان فرض میکند که خواننده با نکات کلیدی کار قبلی او در مورد «انقلاب غیرخشونتآمیز عیسی»، جنبش پادشاهی او، و ماتریس پیرامونی سیستم الهیات امپراتوری روم آشناست. او در اوایلِ کتاب اشاره میکند که:
«انسانی در قرن اول مسیحی وجود داشت که «الهی»، « پسر خدا »، «خدا» و «خدا از جانب خدا» نامیده میشد. که عناوین آنها «خداوند»، «نجاتدهنده»، «رهاییبخش» و «نجاتدهنده جهان» بود (قبل از اینکه عیسی وجود داشتهباشد) تمام این اصطلاحات متعلق به سزار آگوستوس بود».
🍂 کروسان به قبول و اِعمالِ این القاب توسط مسیحیان اولیه برای عیسی، بعنوان انکار آنها به سزار آگوستوس اشاره میکند. آنها هویت امپراتور روم را میگرفتند و به یک «دهقان یهودی» میدادند؛ این یک دستانداختنِ عجیب بود، یا آن چیزی بود که رومیان به آن majesta میگفتند و ما آن را خیانت بزرگ مینامیم.
🍂 در کتاب «چه کسی عیسی را کشت» (۱۹۹۵)، او طیف وسیعی از منابع را گرد هم میآورد تا نشان دهد که یهودیان نهتنها عیسی را مصلوب نکردند، بلکه پونتیوس پیلاطس با آنها مشورت نکرد. علاوه بر این، آنها در شب عید پسح جلسهای نداشتند (جلسات در آن روز ممنوع بوده و هستند). او سپس بحث میکند که چرا این داستان ها در اناجیل آمدهاست.
🗄پست مرتبط
📺 «عیسی» و «انجیل» و هویت مؤلفان قرآن
📺 داستانِ اسطورهایِ «بکارتِ» مریم
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📕از ولایت تشیع و عرفان (گنوزیس) تا خداگونگی و سرنگونی در مغاک ضداخلاق
📕پاولس و پیدایش مسیحیت رومی
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
.
#اسطورهشناسی #بازنگری #نقد_ادیان#نقد_مسیحیت #مسیحیت #استعاره #اسطوره #اساطیر #تاریخ_ادیان #دین #عیسی_مسیح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 دَروزیه: مذهبی با اعتقاداتِ عجیب
🔸البته این کانال نوعی سوگیری خاص عقیدتی داره و برای مثال نسبتی رو به دوروزیها داده، که معمولا برخی دینخویان به خارج از فرقههای مذهبیشون، از جمله بهاییان و زرتشتیها و... میدهند. درحالیکه با یک سرچ ساده نیز میبینیم که ازدواج با محارم جزو محرمات همین فرقه نیز هست.
🔸دربارۀ الوهیت نیز اگر کسی اندکی با نگاه عرفانی و گنوسی، از جمله نگاه شیعیِ امامیه (اهل غلو) و یا مسیحیت آشنا باشه، میدونه بحث الاهیاتی خیلی پیچیدهتر و ظریفتر از اونی هست که بهشکل عوامانه و برای تمسخر طرح میشود.
🔸باور به تجلی و خداگونگی، بهمعنای باور به خدایِ خالق بودن شخصِ خاصی نیست. حتی عیسی مسیح در قرآن بهشکل انحصاری بعنوان «کلمهالله» معرفی میشود، که این دربارۀ هیچیک از پیامبران، از جمله خود محمد، نظیر ندارد. و نوع روایتِ تولد عیسی را نیز بنا به این تصور ویژه، از روی خرافیترین انجیلها (که از اناجیل مورد تایید کلیسا نیست)، طرح میکند: از نوزادی سخن گفتن بلیغانه و بعد هم معجزه در خردسالی. که در نظر اول، خلاف عبارات دیگر قرآن است که میگوید انبیا «انسانهایی مثل مردم عادی هستند». بهعبارت دقیقتر، نفس این مختصات، فقط برای عیسی مسیح ذکر شدهاست، و شیعیان نیز با تمسک به این مواجهۀ متایز قرآن دربارۀ عیسی، برای امامان خود وجوه الاهی مشابهی تراشیدهاند:
امامان غذا و نوشیدنیها را دفع نمیکنند، امامان عاشق نمیشوند و رابطۀ زناشوییِ فیزیکی ندارند، امامان در خردسالی امام میشوند، یا از جای متفاوتی از عوام از مادرشان خارج میشوند، امامان علم غیب دارند و عالم به تمام علوم هستند، امامان اشتباه ادراکی و عملی ندارند، امامان بهصورت عادی نمیمیرند (همگی شهید میشوند، وگرنه مرگ به آنها راه ندارد) و...
🔸تصویری که قرآن از عیسی مسیح دارد، نزدیک به تصور مسیحیت شرقیِ رایج در ایران از مسیح است؛ هرچند نسبت به آن نیز تعارضات و بدفهمیهایی جدی دارد. برای مثال مسیحیان شرقی نیز میدانستند «فرزند خدا» بهمعنای «فرزند فیزیکی» نیست، اما مولف/مولفان قرآن ادراک روشن و منسجمی از این موضوعِ الاهیاتی و تاریخی نداشتهاند و به بیان عوامانه و «پهلوانپنبه»ای از باور مسیحیان غربی بسنده کردهاند:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸البته این کانال نوعی سوگیری خاص عقیدتی داره و برای مثال نسبتی رو به دوروزیها داده، که معمولا برخی دینخویان به خارج از فرقههای مذهبیشون، از جمله بهاییان و زرتشتیها و... میدهند. درحالیکه با یک سرچ ساده نیز میبینیم که ازدواج با محارم جزو محرمات همین فرقه نیز هست.
🔸دربارۀ الوهیت نیز اگر کسی اندکی با نگاه عرفانی و گنوسی، از جمله نگاه شیعیِ امامیه (اهل غلو) و یا مسیحیت آشنا باشه، میدونه بحث الاهیاتی خیلی پیچیدهتر و ظریفتر از اونی هست که بهشکل عوامانه و برای تمسخر طرح میشود.
🔸باور به تجلی و خداگونگی، بهمعنای باور به خدایِ خالق بودن شخصِ خاصی نیست. حتی عیسی مسیح در قرآن بهشکل انحصاری بعنوان «کلمهالله» معرفی میشود، که این دربارۀ هیچیک از پیامبران، از جمله خود محمد، نظیر ندارد. و نوع روایتِ تولد عیسی را نیز بنا به این تصور ویژه، از روی خرافیترین انجیلها (که از اناجیل مورد تایید کلیسا نیست)، طرح میکند: از نوزادی سخن گفتن بلیغانه و بعد هم معجزه در خردسالی. که در نظر اول، خلاف عبارات دیگر قرآن است که میگوید انبیا «انسانهایی مثل مردم عادی هستند». بهعبارت دقیقتر، نفس این مختصات، فقط برای عیسی مسیح ذکر شدهاست، و شیعیان نیز با تمسک به این مواجهۀ متایز قرآن دربارۀ عیسی، برای امامان خود وجوه الاهی مشابهی تراشیدهاند:
امامان غذا و نوشیدنیها را دفع نمیکنند، امامان عاشق نمیشوند و رابطۀ زناشوییِ فیزیکی ندارند، امامان در خردسالی امام میشوند، یا از جای متفاوتی از عوام از مادرشان خارج میشوند، امامان علم غیب دارند و عالم به تمام علوم هستند، امامان اشتباه ادراکی و عملی ندارند، امامان بهصورت عادی نمیمیرند (همگی شهید میشوند، وگرنه مرگ به آنها راه ندارد) و...
🔸تصویری که قرآن از عیسی مسیح دارد، نزدیک به تصور مسیحیت شرقیِ رایج در ایران از مسیح است؛ هرچند نسبت به آن نیز تعارضات و بدفهمیهایی جدی دارد. برای مثال مسیحیان شرقی نیز میدانستند «فرزند خدا» بهمعنای «فرزند فیزیکی» نیست، اما مولف/مولفان قرآن ادراک روشن و منسجمی از این موضوعِ الاهیاتی و تاریخی نداشتهاند و به بیان عوامانه و «پهلوانپنبه»ای از باور مسیحیان غربی بسنده کردهاند:
«خدا همسر ندارد که فرزند داشته باشد» (انعام، ۱۰۱).
🗄پست مرتبط
📻 آن دیگریِ هرزه!
📓افسانۀ «ازدواج با محارم» در ایران باستان
📺 صحتسنجیِ یک ادعا و تهمتِ رایج
📺 آیا قبل از شورش اعراب، «ازدواج با محارم» رسم بود؟
📺 جایگاهِ زنان و مقولۀ «ازدواج با محارم» در ایران پیشا اسلام
.
#نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقد_شیعه #نقد_قرآن#تاریخ_ادیان #دین #الوهیت #الهیات #توحید #شرک #مسیحیت #مسیح #عیسی #شیعه #دینشناسی #دروزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا انسان آفریده شد یا تکامل یافت؟ (+)
— علم یا دین؟ مناظره داروین با پاپ فرانسیس!
🔸در این مناظره، چارلز داروین و پاپ فرانسیس روبهروی هم قرار میگیرند تا دربارهی خلقت انسان، نظریه تکامل، ایمان، علم، و معنای هستی گفتوگو کنند. از کتاب منشأ گونه ها تا کتاب مقدس، تضاد میان علم و مذهب.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 چرا علم ؟ چرا مذهب ؟
07:40 خلقت انسان از نظر داروین
11:59 خلقت از نظر پاپ فرانسیس
16:47 به بشریت چه کمکی کردین؟
18:55 دستاورد های پاپ فرانسیس
🌾@Naqdagin
— علم یا دین؟ مناظره داروین با پاپ فرانسیس!
🔸در این مناظره، چارلز داروین و پاپ فرانسیس روبهروی هم قرار میگیرند تا دربارهی خلقت انسان، نظریه تکامل، ایمان، علم، و معنای هستی گفتوگو کنند. از کتاب منشأ گونه ها تا کتاب مقدس، تضاد میان علم و مذهب.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 چرا علم ؟ چرا مذهب ؟
07:40 خلقت انسان از نظر داروین
11:59 خلقت از نظر پاپ فرانسیس
16:47 به بشریت چه کمکی کردین؟
18:55 دستاورد های پاپ فرانسیس
📺 از کشیشی پرشور تا بیخدایی قاطع
📻 علم و دین: پنج پرسش: یک - دو - سه - چهار - پنج - شش - هفت - هشت - نه - ده - یازده
.➖➖➖
#نقد_ادیان#داروین #فلسفه #تاریخ #مناظره #علم #دین #آگاهی
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 وقتی ذهن نقاد «مبشر مسیحی» را آچمز کرد
🔸در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد:
بحثی صریح درباره نقش کلیسا (نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا و اطاعت… و این سؤال مهم: آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
🔸دینی که مبلغان مذاهب بدان میخوانند، پذیرشِ یکمشت آموزههای کلیشهایِ تاریخی بر مبنای یکسری کتب است که آنها صبحوشام، بدون حتی دیدی انتقادی و آزاد، تکرار کردهاند و از حفظ شدهاند. چنین دینی بیشتر از آنکه روشنگر و آزادیبخش باشد، در نقش نظمدهنده برای بشر عامی، و در عین حال ابزار کنترل و سرکوب برای قدرتها عمل میکند؛ ولو بهترین آموزههای اخلاقیِ ممکن نیز در خود جمع کردهباشد، نه اینکه مثل وجوهِ داعشی قرآن و اسلام، خود بخش مهمی از عقبماندگی جامعه و سرکوبِ روزمرۀ بخشهای بزرگ و مختلفی از مردم باشد.
🔸اینکه از میان این همه آخوند، یکی حسینعلی منتظری میشود، و مابقی سرِ خود را در آخوری که حکومت برای آنها میریزد، فرو میکنند و دم بر نمیآورند و منکرهای بزرگ و معروفها در نظرشان به اموری سطحی و فقهی جابجا شدهاست، دقیقا بدین خاطر است که دین در نزد آنها نه امری زنده و روحمند و حاصل از تامل و جستجوی فردی، معطوف به اخلاقِ انسانی و جهانشمول، بلکه مشتی آموزه و قصه و قاعدۀ فقهیِ قابل حفظکردن و نمایش است، که با آن میتوان به خیال خود مشخص کرد چه کسی چه مقدار دیندار است و همشکل ما، و چه کسی چه مقدار از دین خارج شده و مرتد شده و از همشکلان ما خارج شده، و در نتیجه نجس است مثل سگ و خوک و مدفوع، و باید او را تکفیر کرد، تا حس کرد ما از عدهای دیندارتریم و دینمان را خیلی جدی گرفتهایم!
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد:
«موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا میکنن».
بحثی صریح درباره نقش کلیسا (نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا و اطاعت… و این سؤال مهم: آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
🔸دینی که مبلغان مذاهب بدان میخوانند، پذیرشِ یکمشت آموزههای کلیشهایِ تاریخی بر مبنای یکسری کتب است که آنها صبحوشام، بدون حتی دیدی انتقادی و آزاد، تکرار کردهاند و از حفظ شدهاند. چنین دینی بیشتر از آنکه روشنگر و آزادیبخش باشد، در نقش نظمدهنده برای بشر عامی، و در عین حال ابزار کنترل و سرکوب برای قدرتها عمل میکند؛ ولو بهترین آموزههای اخلاقیِ ممکن نیز در خود جمع کردهباشد، نه اینکه مثل وجوهِ داعشی قرآن و اسلام، خود بخش مهمی از عقبماندگی جامعه و سرکوبِ روزمرۀ بخشهای بزرگ و مختلفی از مردم باشد.
🔸اینکه از میان این همه آخوند، یکی حسینعلی منتظری میشود، و مابقی سرِ خود را در آخوری که حکومت برای آنها میریزد، فرو میکنند و دم بر نمیآورند و منکرهای بزرگ و معروفها در نظرشان به اموری سطحی و فقهی جابجا شدهاست، دقیقا بدین خاطر است که دین در نزد آنها نه امری زنده و روحمند و حاصل از تامل و جستجوی فردی، معطوف به اخلاقِ انسانی و جهانشمول، بلکه مشتی آموزه و قصه و قاعدۀ فقهیِ قابل حفظکردن و نمایش است، که با آن میتوان به خیال خود مشخص کرد چه کسی چه مقدار دیندار است و همشکل ما، و چه کسی چه مقدار از دین خارج شده و مرتد شده و از همشکلان ما خارج شده، و در نتیجه نجس است مثل سگ و خوک و مدفوع، و باید او را تکفیر کرد، تا حس کرد ما از عدهای دیندارتریم و دینمان را خیلی جدی گرفتهایم!
📺 از کشیشی پرشور تا بیخدایی قاطع
📺 مناظره داروین با پاپ فرانسیس!
.
#نقد_ادیان#دین_تاریخی #شریعت #آخوندیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آفرینشِ «آدم و حوّا» اثر میکل آنژ (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻آنچه در این ویدئو می بینید:
طرح مساله 00:00
آغاز سفارش های پاپ به میکل آنژ 01:16
پاپ ژولیوس دوم که بود؟ 02:00
آغاز حسادت رقبای میکل آنژ و شروع مشکلات پاپ ومیکل آنژ 02:42
پروژه ی نقاشی سقف نمازخانه سیستین 07:00
سیستین چپل کجاست؟ (نمازخانه ی سیستین) 09:57
چرا میکل آنژ طرحی چنین پیچیده را انتخاب کرد؟ 11:25
آشنایی با بخش های مختلف سقف سیستین 13:04
بررسی نقاشی آفرینش آدم 14:22
چرا آلت تناسلی آدم کوچک است؟ 20:53
لیلیث، نخستین زن 22:52
تحلیل نقاشی آفرینش حوا 24:19
مقایسه ی دو نقاشی آفرینش آدم و حوا 28:46
ایگنودی چیست؟ 29:32
موضوع مدالیونها:
قصه ی قبیله ی آخاب 31:28
قصه ی مرگ نیکانور 31:47
قصه ی اسکندر و کاهن اعظم اورشلیم 32:31
قصه ی داوود و ناتان نبی 33:13
🔻آدم و حوا
📻 قصۀ آفرینش: از سومر تا بایبل
📺 جایگاه باغ/بهشتِ عدن در تورات
📺 رازِ آفرینشِ جهان از دیدگاهِ اساطیر ایران
📺 آفرینشِ انسان در باورِ مانی
📺 لیلیت [یک - دو]
📺 کیومرث؛ نخستین انسانِ ایرانی
📺 آدم و حوا در اساطیر ایران
.
#هنر#تاریخ_هنر #دین #آفرینش #میکل_آنژ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧خدای سید حسینِ نصر در ترازو (+)
🎙#وریا_امیری
🌾 @Naqdagin
🎙#وریا_امیری
🔸در برنامه دو آتئیست به دو موضوع پرداخته شد. بخش اول بحثی در مورد دیدگاههای #غلامحسین_ابراهیمی_دینانی پیرامون مد، زیباییشناسی و پیروی از هنجارها بود. در این بخش، با استفاده از مثال شلوار جین پاره و اشاره به حکایتی از سعدی، به نقد دیدگاههای سنتی و مداخلهجویانه در مسائل شخصی افراد میپردازند.
🔸در بخش دوم به بررسی افکار پرفسور سید حسین نصر پرداخته شد. ایشان به عنوان فیلسوفی جدیتر نسبت به برخی دیگر توصیف شدند و دارای سابقه تحصیلی قوی در دانشگاههای معتبر خارجی (از جمله هاروارد و احتمالا امآیتی) میباشند. پرفسور نصر پیش از انقلاب نقش مهمی در بنیانگذاری موسسات فلسفی در ایران، نظیر انجمن شاهنشاهی فلسفه/مؤسسه پژوهشی حکمت فلسفه ایران، ایفا کردند. تمرکز اصلی ایشان بر فلسفه اسلامی بودهاست.
🔸بخش مهمی از گفتگو به برهان ایشان برای اثبات خدا اختصاص داشت که با برهان واجبالوجوب و برهان صدیقین در ارتباط است. پرفسور نصر با تمرکز بر "ماهیت" (whatness) اشیاء و مفهوم "وجود ناب"، استدلال میکنند که وجود موجودات ممکنالوجود مستلزم وجود یک واجبالوجود یا وجود خالص است که خود منشأ و اصل وجود است. ایشان برای توضیح این مفهوم از مثال "نور" استفاده کرده و با اقتباس از دکارت ("میاندیشم، پس هستم")، مطرح میکنند که "میاندیشم، پس خدا هست"، به این معنا که هستی موجودات متفکر خود اثباتی برای وجود ناب الهی است که امکان هستی ما را فراهم میکند.
🔸در این گفتگو به نقدهای وارد بر این نوع استدلالها از منظر منطق جدید پرداخته شد که وجود را نه یک خاصیت یا صفت، بلکه یک اپریتور (operator) در نظر میگیرد. این دیدگاه، روشی که وجود را شیء یا چیزی اضافی به ماهیت میبیند (مانند فلسفه ابن سینا و ملا صدرا) را مبتنی بر منطق ورشکستهای دانسته و آن را به "عالم هپروت" تشبیه میکند.
📻 خداشناسی دینانی در ترازو
📕سخنی با متکلمِ فیلسوفنما
📕 دُم خروسِ بچهشیعهای در نقابِ فیلسوف!
📕 کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
.➖➖➖
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران#فلسفه #الهیات #دین #اسلام #آتئیسم #ندانم_گرایی #سید_حسین_نصر #فلسفه_اسلامی #اثبات_خدا #برهان_واجب_الوجود #برهان_صدیقین #وجود #ماهیت #منطق #منطق_جدید #فلسفه_تحلیلی #اخلاق #زیباییشناسی #نقد_فلسفه #گفتگو #مناظره
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ایمان یا قدرت؟
— مناظرهای از دل تاریکی (+)
🎙 نیچه و داستایوفسکی
🔸در این گفتگوی تخیلی اما دقیق و مستند، دو ذهن بزرگ تاریخ رو در رو میشوند: فریدریش نیچه، فیلسوف طغیان، که میگوید خدا مرده است و انسان باید خود خالق معنا شود، در برابر فیودور داستایوفسکی، نویسندهی تاریکی و نجات، که باور دارد ایمان، عشق و رنج میتوانند انسان را از نابودی نجات دهند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مناظرهای از دل تاریکی (+)
🎙 نیچه و داستایوفسکی
🔸در این گفتگوی تخیلی اما دقیق و مستند، دو ذهن بزرگ تاریخ رو در رو میشوند: فریدریش نیچه، فیلسوف طغیان، که میگوید خدا مرده است و انسان باید خود خالق معنا شود، در برابر فیودور داستایوفسکی، نویسندهی تاریکی و نجات، که باور دارد ایمان، عشق و رنج میتوانند انسان را از نابودی نجات دهند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 - معنا و زندگی از نظر نیچه
02:43 - دیدگاه داستایوفسکی و نیمه اول زندگی او
07:19 - چنین گفت زرتشت و رستگاری انسان
13:11 - جنایت و مکافات، ابله و ایمان در اثار داستایوفسکی
18:50 - هشدار نیچه به بشریت!
24:08 - برادران کارامازوف و فلسفه داستایوفسکی
.
#فلسفیدن#نیچه #رو_در_رو #داستایوفسکی #فلسفه #کتاب #مناظره #روانشناسی #انگیزشی #آگاهی #ادبیات #هنر #جنایت_و_مکافات #زرتشت #ابله #برادران_کارامازوف #مدرنیته #دین #ادیان_ابتدایی #خدا #زندگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘قضاوتِ نهایی دربارۀ نسبتِ دینداری و اخلاق
— تجربهزیستۀ ما از حکومت دینی
✍🏻#علی_صاحبالحواشی
🍂 یکبار و برای همیشه پرونده این که "دینداری، بهلحاظ اخلاقی آدم را فردِ بهتری میکند" را باید بست!
🍂 قبل از جمهوریاسلامی نیز شواهد و قرائن فراوانی بر بطلان آن تلازم بود، منتها علقههای دینیمان بر آنها پرده میپوشید. اما پس از جمهوریاسلامی، غلطبودنِ این ملازمه، خودش را در چشمِ فاهمهها فروکرد تا دیگر نشود به اقسام توجیهها از آن تنزد.
🍂 نه اولیای جمهوریاسلامی "بیدین" بوده و هستند، نه آن بیرسمیها و بیرحمیها که با ما مردم کردند، بیربط به دینشان بود. این را باید یکبار و برای همیشه پذیرفت که دینداری هیچ ملازمهای با "کنشاخلاقی" ندارد و وقتی پایش برسد دینداران آن میکنند که از بیدینان یا کمتر طلوع کرده است، یا حداقل دینداری و بیدینی در سنجهاخلاق و کنشِ اخلاقی، کاملاً همسنگاند.
🍂 پذیرش گزاره بالا، "دین" را - فارغ از این و آن دین - به "فرهنگ" تقلیل میدهد؛ واقعیت هم همین است. دینداری زیستن در آفاق یک "فرهنگ" است و چنان زیستنی هیچ ربط بسامانی به مقوله "اخلاق" ندارد. هنجارهای زیستجهانیِ فرهنگدینی هم "اخلاق" نیستند، آنها ethics هستند، از مَحرم و نامَحرم و حجاب گرفته تا تعددزوجات یا تکهمسری، تا جواز یا حرمتِ طلاق و ربا و بردهداری و اینقبیل.
🍂 از این فریب و سالوس که دینداران محض جلوهفروشی "اخلاقمداری" را بهخود میبندند، نیز باید بیرون شد، که هیچ حقیقتی در آن دروغ نیست. بهنظر میرسد مردم اهلفکر غالباً بر این فریب آگاه شدهاند.
🍂 بیکمترین تردیدی، آن غلظت و وسعت تبهکاری بیاخلاق که دیندارانِ مسلمانی امامیه در این چهلوششسال سیاه و شوربخت مرتکب شدهاند، را هیچ حکومتی در گذشته ایران نکرد؛ مگر مغولان/ایلخانیان که بیش از جمهوریاسلامی تبهکاری کردند.
🍂 حالا دیگر ما نیز چون اروپائیانِ رَسته از هزارسال قرونوسطا و فجایع "دادگاههای تفتیشعقاید" کلیسا، و تجربهکردهی پاپهای فاسد رنسانس، و شاهد شدهی اعوجاجات پروتستانتها، ازجمله وحشیت حکومت ژانکالون در ژنو، و فجایع جنگهای مذهبی قرون شانزده و هفده، صاحب یک تجربهزیستهی تاریخی از خطرناکیِ مطلقِ سیطره دین بر سیاست گشتهایم.
🍂 امروز دیگر اینها برای ما "قصهی دگران" نیست، ما امروز کشتگان و زخمیان و پامالشدگان و چپاولگشتگان و شکنجهشدگان و کور و معلولشدگان و آواره و درهمشکستگانِ حاکمیتِ مومنانِ شیعه امامیهایم، همانهایی که امروز بر مظالم رفته بر حسین و خاندان او دارند سینه زده و و عزاداری میکنند! اما احدی از ایشان بر مظالمی که بر ما کردند، کمترین تاسفی نخورده و کوچکترین شرمی بر آنهمه ندارند! اگر ماجرای کربلا برای اینجماعت کمترین دلالتاخلاقی میداشت، هزاریک آنچه با ما کردند را نمیکردند.
🍂 این تجربهزیسته تاریخی که در خاطرهجمعی ایرانیان خواهد ماند، بزرگترین ثمره این چهلوششسال است، تجربهای که "ایران" را از گردنه پرمهالکِ توهمِ امکانِ یک "حکومت عدل اسلامی" عبور داد، هرچند زخمی و خونین!
@sahebolhavashi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تجربهزیستۀ ما از حکومت دینی
✍🏻#علی_صاحبالحواشی
🍂 یکبار و برای همیشه پرونده این که "دینداری، بهلحاظ اخلاقی آدم را فردِ بهتری میکند" را باید بست!
🍂 قبل از جمهوریاسلامی نیز شواهد و قرائن فراوانی بر بطلان آن تلازم بود، منتها علقههای دینیمان بر آنها پرده میپوشید. اما پس از جمهوریاسلامی، غلطبودنِ این ملازمه، خودش را در چشمِ فاهمهها فروکرد تا دیگر نشود به اقسام توجیهها از آن تنزد.
🍂 نه اولیای جمهوریاسلامی "بیدین" بوده و هستند، نه آن بیرسمیها و بیرحمیها که با ما مردم کردند، بیربط به دینشان بود. این را باید یکبار و برای همیشه پذیرفت که دینداری هیچ ملازمهای با "کنشاخلاقی" ندارد و وقتی پایش برسد دینداران آن میکنند که از بیدینان یا کمتر طلوع کرده است، یا حداقل دینداری و بیدینی در سنجهاخلاق و کنشِ اخلاقی، کاملاً همسنگاند.
🍂 پذیرش گزاره بالا، "دین" را - فارغ از این و آن دین - به "فرهنگ" تقلیل میدهد؛ واقعیت هم همین است. دینداری زیستن در آفاق یک "فرهنگ" است و چنان زیستنی هیچ ربط بسامانی به مقوله "اخلاق" ندارد. هنجارهای زیستجهانیِ فرهنگدینی هم "اخلاق" نیستند، آنها ethics هستند، از مَحرم و نامَحرم و حجاب گرفته تا تعددزوجات یا تکهمسری، تا جواز یا حرمتِ طلاق و ربا و بردهداری و اینقبیل.
🍂 از این فریب و سالوس که دینداران محض جلوهفروشی "اخلاقمداری" را بهخود میبندند، نیز باید بیرون شد، که هیچ حقیقتی در آن دروغ نیست. بهنظر میرسد مردم اهلفکر غالباً بر این فریب آگاه شدهاند.
🍂 بیکمترین تردیدی، آن غلظت و وسعت تبهکاری بیاخلاق که دیندارانِ مسلمانی امامیه در این چهلوششسال سیاه و شوربخت مرتکب شدهاند، را هیچ حکومتی در گذشته ایران نکرد؛ مگر مغولان/ایلخانیان که بیش از جمهوریاسلامی تبهکاری کردند.
🍂 حالا دیگر ما نیز چون اروپائیانِ رَسته از هزارسال قرونوسطا و فجایع "دادگاههای تفتیشعقاید" کلیسا، و تجربهکردهی پاپهای فاسد رنسانس، و شاهد شدهی اعوجاجات پروتستانتها، ازجمله وحشیت حکومت ژانکالون در ژنو، و فجایع جنگهای مذهبی قرون شانزده و هفده، صاحب یک تجربهزیستهی تاریخی از خطرناکیِ مطلقِ سیطره دین بر سیاست گشتهایم.
🍂 امروز دیگر اینها برای ما "قصهی دگران" نیست، ما امروز کشتگان و زخمیان و پامالشدگان و چپاولگشتگان و شکنجهشدگان و کور و معلولشدگان و آواره و درهمشکستگانِ حاکمیتِ مومنانِ شیعه امامیهایم، همانهایی که امروز بر مظالم رفته بر حسین و خاندان او دارند سینه زده و و عزاداری میکنند! اما احدی از ایشان بر مظالمی که بر ما کردند، کمترین تاسفی نخورده و کوچکترین شرمی بر آنهمه ندارند! اگر ماجرای کربلا برای اینجماعت کمترین دلالتاخلاقی میداشت، هزاریک آنچه با ما کردند را نمیکردند.
🍂 این تجربهزیسته تاریخی که در خاطرهجمعی ایرانیان خواهد ماند، بزرگترین ثمره این چهلوششسال است، تجربهای که "ایران" را از گردنه پرمهالکِ توهمِ امکانِ یک "حکومت عدل اسلامی" عبور داد، هرچند زخمی و خونین!
@sahebolhavashi
.
#حکومت_اسلامی#تجربه_زیسته #نقد_شیعه #فلسفیدن #آینه_تاریخ #اخلاق #دین_و_اخلاق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بزرگترین کلاهبرداری تاریخ (+)
— ۹ ترفند روانی که ادیان با آن شما را فریب دادند!
🔸در این ویدیو، #فردزیلا ۹ ترفند روانی را که توسط ادیان برای فریب مردم استفاده میشود، مورد بحث قرار میدهد. این ترفندها شامل:
🔺فردزیلا در پایان نتیجه میگیرد که این ترفندها برای کنترل ذهن و جامعه طراحی شدهاند و برای فهم جهان به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی نیاز است.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:49 - پسگویی: ادعای پیشبینی رویدادهای گذشته
15:51 - اجرای پیامبرگونه: انجام اقدامات برای تحقق پیشگویی
24:04 - حرفهای گنگ و مبهم: استفاده از زبان چندپهلو
38:26 - بازسازی شکست: توجیه پیشگوییهای شکستخورده
49:12 - زمانبندی باز و بیانتها: پیشبینی بدون تاریخ دقیق
58:30 - بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستانهای تاریخی
1:06:37 - پیشگوییهای بیهدف، فراوان، بازی با احتمالات
1:15:15 - فشار اجتماعی و حافظه انتخابی
1:17:15 - ناهماهنگی شناختی
1:25:02 - نتیجهگیری: نیاز به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ۹ ترفند روانی که ادیان با آن شما را فریب دادند!
🔸در این ویدیو، #فردزیلا ۹ ترفند روانی را که توسط ادیان برای فریب مردم استفاده میشود، مورد بحث قرار میدهد. این ترفندها شامل:
1️⃣ پسگویی: ادعای پیشبینی رویدادهایی که قبلاً اتفاق افتادهاند، مانند کتاب دانیال.
2️⃣ اجرای پیامبرگونه: انجام اقداماتی برای تحقق بخشیدن به یک پیشگویی، مثل ورود عیسی به اورشلیم سوار بر الاغ.
3️⃣ حرفهای گنگ و مبهم: استفاده از زبانی چندپهلو که به طرق مختلف تفسیر میشود، مانند نوستراداموس.
4️⃣ بازسازی شکست: توجیه پیشگوییهای شکستخورده با دلایل الهی.
5️⃣ زمانبندی باز و بیانتها: پیشبینی رویدادها بدون تاریخ دقیق، مانند "به زودی".
6️⃣ بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستانهای تاریخی برای تطبیق با پیشگوییها، مثل داستان کشتار نوزادان بیتلحم.
7️⃣ پیشگوییهای بیهدف، فراوان، بازی با احتمالات: انجام تعداد زیادی پیشگویی مبهم به امید درست درآمدن برخی.
8️⃣ فشار اجتماعی و حافظه انتخابی: استفاده از فشار گروهی برای سرکوب شک و برجسته کردن موفقیتها.
*
9️⃣ ناهماهنگی شناختی: تمایل افراد به انکار شواهد متناقض با باورهایشان.
🔺فردزیلا در پایان نتیجه میگیرد که این ترفندها برای کنترل ذهن و جامعه طراحی شدهاند و برای فهم جهان به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی نیاز است.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:49 - پسگویی: ادعای پیشبینی رویدادهای گذشته
15:51 - اجرای پیامبرگونه: انجام اقدامات برای تحقق پیشگویی
24:04 - حرفهای گنگ و مبهم: استفاده از زبان چندپهلو
38:26 - بازسازی شکست: توجیه پیشگوییهای شکستخورده
49:12 - زمانبندی باز و بیانتها: پیشبینی بدون تاریخ دقیق
58:30 - بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستانهای تاریخی
1:06:37 - پیشگوییهای بیهدف، فراوان، بازی با احتمالات
1:15:15 - فشار اجتماعی و حافظه انتخابی
1:17:15 - ناهماهنگی شناختی
1:25:02 - نتیجهگیری: نیاز به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی
📺 کلاهبرداری «معجزات علمی قرآن» (شناخت ۸ حقه)
📺 آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشتهاست؟
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعلبهنعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلبکار در کُپزدن!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📻 سروش در ترازو: خرافات کپیپیستی
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 گافها بهمثابه امضایِ بشری
🔻خلاصۀ برنامههای اخالرشید
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
.
#نقد_ادیان #مغلطجات #دینشناسی#تاریخ_ادیان #خرافات #دین #ادیان #مغالطات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
بزرگترین کلاهبرداری تاریخ: 9 ترفند روانی که ادیان با آن شما را فریب…
🎧بزرگترین کلاهبرداری تاریخ (+)
— ۹ ترفند روانی که ادیان با آن شما را فریب دادند!
🔸در این برنامه، #فردزیلا ۹ ترفند روانی را که توسط ادیان برای فریب مردم استفاده میشود، مورد بحث قرار میدهد. این ترفندها شامل:
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:49 - پسگویی: ادعای پیشبینی رویدادهای گذشته
15:51 - اجرای پیامبرگونه: انجام اقدامات برای تحقق پیشگویی
24:04 - حرفهای گنگ و مبهم: استفاده از زبان چندپهلو
38:26 - بازسازی شکست: توجیه پیشگوییهای شکستخورده
49:12 - زمانبندی باز و بیانتها: پیشبینی بدون تاریخ دقیق
58:30 - بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستانهای تاریخی
1:06:37 - پیشگوییهای بیهدف، فراوان، بازی با احتمالات
1:15:15 - فشار اجتماعی و حافظه انتخابی
1:17:15 - ناهماهنگی شناختی
1:25:02 - نتیجهگیری: نیاز به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی
🌾 @Naqdagin
— ۹ ترفند روانی که ادیان با آن شما را فریب دادند!
🔸در این برنامه، #فردزیلا ۹ ترفند روانی را که توسط ادیان برای فریب مردم استفاده میشود، مورد بحث قرار میدهد. این ترفندها شامل:
1️⃣ پسگویی: ادعای پیشبینی رویدادهایی که قبلاً اتفاق افتادهاند، مانند کتاب دانیال.🔺فردزیلا در پایان نتیجه میگیرد که این ترفندها برای کنترل ذهن و جامعه طراحی شدهاند و برای فهم جهان به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی نیاز است.
2️⃣ اجرای پیامبرگونه: انجام اقداماتی برای تحقق بخشیدن به یک پیشگویی، مثل ورود عیسی به اورشلیم سوار بر الاغ.
3️⃣ حرفهای گنگ و مبهم: استفاده از زبانی چندپهلو که به طرق مختلف تفسیر میشود، مانند نوستراداموس.
4️⃣ بازسازی شکست: توجیه پیشگوییهای شکستخورده با دلایل الهی.
5️⃣ زمانبندی باز و بیانتها: پیشبینی رویدادها بدون تاریخ دقیق، مانند "به زودی".
6️⃣ بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستانهای تاریخی برای تطبیق با پیشگوییها، مثل داستان کشتار نوزادان بیتلحم.
7️⃣ پیشگوییهای بیهدف، فراوان، بازی با احتمالات: انجام تعداد زیادی پیشگویی مبهم به امید درست درآمدن برخی.
8️⃣ فشار اجتماعی و حافظه انتخابی: استفاده از فشار گروهی برای سرکوب شک و برجسته کردن موفقیتها.
*
9️⃣ ناهماهنگی شناختی: تمایل افراد به انکار شواهد متناقض با باورهایشان.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:49 - پسگویی: ادعای پیشبینی رویدادهای گذشته
15:51 - اجرای پیامبرگونه: انجام اقدامات برای تحقق پیشگویی
24:04 - حرفهای گنگ و مبهم: استفاده از زبان چندپهلو
38:26 - بازسازی شکست: توجیه پیشگوییهای شکستخورده
49:12 - زمانبندی باز و بیانتها: پیشبینی بدون تاریخ دقیق
58:30 - بازنویسی و جعل خود تاریخ: ساختن داستانهای تاریخی
1:06:37 - پیشگوییهای بیهدف، فراوان، بازی با احتمالات
1:15:15 - فشار اجتماعی و حافظه انتخابی
1:17:15 - ناهماهنگی شناختی
1:25:02 - نتیجهگیری: نیاز به تفکر نقادانه و کنجکاوی علمی
📺 کلاهبرداری «معجزات علمی قرآن» (شناخت ۸ حقه)
📺 آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشتهاست؟
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعلبهنعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلبکار در کُپزدن!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📻 سروش در ترازو: خرافات کپیپیستی
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 گافها بهمثابه امضایِ بشری
🔻خلاصۀ برنامههای اخالرشید
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
.➖➖➖
#نقد_ادیان #مغلطجات #دینشناسی#تاریخ_ادیان #خرافات #دین #ادیان #مغالطات
🌾 @Naqdagin
📻 سه شیاد (منبع)
— قسمت یکم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت یکم
📺 بزرگترین کلاهبرداری تاریخ
📺 کلاهبرداری «معجزات علمی قرآن» (شناخت ۸ حقه)
📺 آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشتهاست؟
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعلبهنعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایرانستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلبکار در کُپزدن!
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📻 سروش در ترازو: خرافات کپیپیستی
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 گافها بهمثابه امضایِ بشری
🔻خلاصۀ برنامههای اخالوحید
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
.
#نقد_ادیان #دینشناسی#تاریخ_ادیان #خرافات #دین #ادیان #مغالطات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 اخلاق داستان: هانسل و گرتل (Source)
— زبان: انگلیسی، بدون زیرنویس
🎙#جردن_پیترسون
🔸در این تحلیل روایی، دکتر جردن بی. پیترسون داستان "هانسل و گرتل" برادران گریم را شکافته و ابعاد روانشناختی و نمادین پنهان در این قصهی کلاسیک را آشکار میکند. از خودخواهی…
— زبان: انگلیسی، بدون زیرنویس
🎙#جردن_پیترسون
🔸در این تحلیل روایی، دکتر جردن بی. پیترسون داستان "هانسل و گرتل" برادران گریم را شکافته و ابعاد روانشناختی و نمادین پنهان در این قصهی کلاسیک را آشکار میکند. از خودخواهی…
📘وقتی معنای بیکران، بهانۀ اعجاز میشود
— آیینۀ "هانسل و گرتل" بر توهم "نصّ مقدس"
(۲/۲)
✍🏻 #معین_ایقانی
◼️جزماندیشی و انحصارطلبی: با این ادعا، درهای تفسیرهای نو یا نقدهای علمی-تاریخی بسته میشود؛ زیرا هرگونه تحلیلی خارج از چارچوب "اعجاز"، تلاشی برای نفی حقیقت مطلق (که پیشاپیش تعیین شده) تلقی میگردد. این، اندیشه را در زنجیر میکشد.
◼️گمراه کردن جانهای تشنه: این ادعا، میتواند مردمان را به این پندار برساند که برای کشف حقیقت، نیازی به رنج تفکر نقادانه، سختی علمآموزی، یا کاوش بیپردهی فلسفی نیست؛ چرا که تمامی حقیقت (با رموز و معانی پنهانش) از پیش در خزانه یک "نص مقدس" به ودیعه گذاشته شده است.
◼️گریز از رویارویی با واقعیت: اگر همهی پاسخها و حکمتها از پیش در متن نهفته باشند و تنها کلید "کشف" آنها در دست باشد، این پندار، بهانهای میشود برای عدم درگیری با پیچیدگیهای واقعیتهای علمی، اجتماعی، و فلسفی زمانه ما و فرار از مسئولیت فهم جهان در ابعاد بیکرانش.
◼️ایمنسازی باور در برابر خرد نقاد: ادعای اعجاز بر مبنای تفسیر، عملاً باورها را در برابر ترازوی خرد نقاد "ایمن" میکند. وقتی هر معنای عمیقی به "معجزه" نسبت داده شود، دیگر جایی برای سنجش عقلانی، پرسشگری و طلب شواهد باقی نمیماند. این رویکرد، به جای تقویت ایمان آگاهانه، آن را به ابزاری برای سرکوب شک و گریز از مسئولیت فهم واقعی جهان تبدیل میکند؛ زیرا در این بازی، حقیقت تابعی از متنی مقدس میشود که دیگر نیازی به تأیید عقل و تجربه ندارد.
🔺قابلیت تأویل و استخراج معانی عمیق از متون، نه دلیل برای غلتیدن در توهمات، که نشانهی زیباییِ بیپایانِ زبان و قدرتِ سحرانگیزِ ذهنِ انسان است. اما این ظرفیت ذاتی، هرگز نباید دستاویزی شود برای ادعاهای فراطبیعی که با هدف تحکیم قدرت یا مشروعیتبخشی به یک ایدئولوژی و دین و مذهب خاص، از آن بهرهبرداری میشود؛ زیرا در این راه، "حقیقت" قربانی "فریب" میشود.
🔸معنا، توهم یا قدرت؟
🍂 روانشناسی شناختی امروز هشدار میدهد که ذهن انسان، در بطنِ نیاز به نظم و معنا، گاه در جاهایی نیز معنا میبیند که هیچ نظم یا نیتی در آن نیست. پدیدهای بهنام «توهم معنا» (apophenia) ما را وا میدارد تا در تودرتوی هر متن، قصری از راز بسازیم؛ حتی اگر چنین چیزی در واقعیتِ وجود نداشتهباشد. پس شگفتیِ معنا نه الزاما از "قداست" متن، که گاه از گرایشِ ذهن ما به فریبِ معناخویی برخاستهاست.
🍂 از سوی دیگر، پژوهشهای تاریخیـمتنی بر ما آشکار کردهاند که قرآن نیز، چونان دیگر متون کهن، در گفتوگویی دیرپای با سنتهای اسطورهای، دینی، و شعری زمانهی خویش شکل گرفتهاست. زبانیست در میان زبانها؛ نه صدایی از فراسوی زمان، که پژواکی از درون آن؛ و البته نواقص و خرافات و خطاهای آنها را نیز به ارث برده، یا بعضا تصحیح کرده یا افزودهاست.
🍂 و از همه سهمگینتر آنکه: مفهومی چون "اعجاز معنایی"، در تاریخ دیرپای خود، نه فقط مفهومی معرفتشناسانه، که ابزاری سیاسی برای مشروعیتبخشی به نهادهای قدرت و انحصار تفسیر بودهاست. آنجا که متن را مطلق میکنند، مفسر را تافتهی جدا بافته میسازند، و هر نقدی را کفر میخوانند، قدرت در جامهی قدسی رخ مینماید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آیینۀ "هانسل و گرتل" بر توهم "نصّ مقدس"
(۲/۲)
✍🏻 #معین_ایقانی
◼️جزماندیشی و انحصارطلبی: با این ادعا، درهای تفسیرهای نو یا نقدهای علمی-تاریخی بسته میشود؛ زیرا هرگونه تحلیلی خارج از چارچوب "اعجاز"، تلاشی برای نفی حقیقت مطلق (که پیشاپیش تعیین شده) تلقی میگردد. این، اندیشه را در زنجیر میکشد.
◼️گمراه کردن جانهای تشنه: این ادعا، میتواند مردمان را به این پندار برساند که برای کشف حقیقت، نیازی به رنج تفکر نقادانه، سختی علمآموزی، یا کاوش بیپردهی فلسفی نیست؛ چرا که تمامی حقیقت (با رموز و معانی پنهانش) از پیش در خزانه یک "نص مقدس" به ودیعه گذاشته شده است.
◼️گریز از رویارویی با واقعیت: اگر همهی پاسخها و حکمتها از پیش در متن نهفته باشند و تنها کلید "کشف" آنها در دست باشد، این پندار، بهانهای میشود برای عدم درگیری با پیچیدگیهای واقعیتهای علمی، اجتماعی، و فلسفی زمانه ما و فرار از مسئولیت فهم جهان در ابعاد بیکرانش.
◼️ایمنسازی باور در برابر خرد نقاد: ادعای اعجاز بر مبنای تفسیر، عملاً باورها را در برابر ترازوی خرد نقاد "ایمن" میکند. وقتی هر معنای عمیقی به "معجزه" نسبت داده شود، دیگر جایی برای سنجش عقلانی، پرسشگری و طلب شواهد باقی نمیماند. این رویکرد، به جای تقویت ایمان آگاهانه، آن را به ابزاری برای سرکوب شک و گریز از مسئولیت فهم واقعی جهان تبدیل میکند؛ زیرا در این بازی، حقیقت تابعی از متنی مقدس میشود که دیگر نیازی به تأیید عقل و تجربه ندارد.
🔺قابلیت تأویل و استخراج معانی عمیق از متون، نه دلیل برای غلتیدن در توهمات، که نشانهی زیباییِ بیپایانِ زبان و قدرتِ سحرانگیزِ ذهنِ انسان است. اما این ظرفیت ذاتی، هرگز نباید دستاویزی شود برای ادعاهای فراطبیعی که با هدف تحکیم قدرت یا مشروعیتبخشی به یک ایدئولوژی و دین و مذهب خاص، از آن بهرهبرداری میشود؛ زیرا در این راه، "حقیقت" قربانی "فریب" میشود.
🔸معنا، توهم یا قدرت؟
🍂 روانشناسی شناختی امروز هشدار میدهد که ذهن انسان، در بطنِ نیاز به نظم و معنا، گاه در جاهایی نیز معنا میبیند که هیچ نظم یا نیتی در آن نیست. پدیدهای بهنام «توهم معنا» (apophenia) ما را وا میدارد تا در تودرتوی هر متن، قصری از راز بسازیم؛ حتی اگر چنین چیزی در واقعیتِ وجود نداشتهباشد. پس شگفتیِ معنا نه الزاما از "قداست" متن، که گاه از گرایشِ ذهن ما به فریبِ معناخویی برخاستهاست.
🍂 از سوی دیگر، پژوهشهای تاریخیـمتنی بر ما آشکار کردهاند که قرآن نیز، چونان دیگر متون کهن، در گفتوگویی دیرپای با سنتهای اسطورهای، دینی، و شعری زمانهی خویش شکل گرفتهاست. زبانیست در میان زبانها؛ نه صدایی از فراسوی زمان، که پژواکی از درون آن؛ و البته نواقص و خرافات و خطاهای آنها را نیز به ارث برده، یا بعضا تصحیح کرده یا افزودهاست.
🍂 و از همه سهمگینتر آنکه: مفهومی چون "اعجاز معنایی"، در تاریخ دیرپای خود، نه فقط مفهومی معرفتشناسانه، که ابزاری سیاسی برای مشروعیتبخشی به نهادهای قدرت و انحصار تفسیر بودهاست. آنجا که متن را مطلق میکنند، مفسر را تافتهی جدا بافته میسازند، و هر نقدی را کفر میخوانند، قدرت در جامهی قدسی رخ مینماید.
📺 کتاب ممنوعۀ «قرآن، کلام محمد»
📺 کتابِ «قرائت قرآن غیر دینی» اثر دکتر رضا آیرملو
📕فصاحتِ معیوب، تقدیسِ بردهداری و حکمتِ فریبکار!
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپیپیستهایی ناشیانه؟
📺 کمال حیدری: اشکالات صرف و نحوی قرآن - اعجاز ادبی (۴)
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشههای سریانی آن)
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۲) نهجالبلاغه پیروز تحدیست
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۱) - سبک قرآن
📻 واژگانِ پارسی و عبری در قرآن
📺 عربزبانان قرآن را میفهمیدند/میفهمند؟!
📺 بیمحتوایی و تکرار/حشو بسیارِ قرآن - اعجاز ادبی ۵
📗مرجع تقلید: قرآن معجزه نیست و تحدی باطله
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📕قرآن در ترازوی سوالات یهود
📕قرآن و همراهی با تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #نقد_قرآن #نقد_اسلام#هرمنوتیک #پدیدارشناسی #فلسفه #تفکر_انتقادی #زبان #معنا #آگاهی #خرد #حقیقت #ایدئولوژی #دین_و_فلسفه #نقد_دینی #ادبیات #اسطوره_شناسی #اعجاز #تفسیر_متن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بعد از مرگ و فرکانس؛ جهنم؟ نه!
🎙#دورلس_کنون *
🔸یکی از نقدهایی که بر آموزشِ دین و فرقهای خاص در مدارس وارد است، این است که چنین رویکردی ذهنِ دانشآموز را در جهان مدرنی که تمام مرزها برداشتهشده و در یک دهکده جهانی بر محور حقوق برابر و عقلانیت و اخلاقِ مدرن و مشارکت جمعی در اقتصادی جهانی زندگی میکنیم، در محدودهای بس تنگ و فرقهای حفظ میکند، و فرد را ناتوان از درکِ نقاط مزیت و اشتراک ادیان دیگر، و ایضا نقاطِ ضعف دینِ موروثیِ خود کرده، و در نتیجه، او را از امکانِ تعامل سازنده و گشودگی با دیگریها بازمیدارد. این امر خصوصا در جهان مدرن، یک نقطۀ ضعف برای شخص خواهد بود و او را در زندگی روزمره نیز دچار مشکلات اساسی میکند.
🔸اما این ضعف را صرفا نمیتوان با آموزشِ برابرِ دیگر ادیان برطرف کرد؛ چرا که اگر قرار است نگاههای متفاوت که هیچ مبنایِ یقینی قابل اثباتی ندارند، و باگهای منطقی و اخلاقی و علمی در کتبِ مرجعشان کم یافت نمیشود را بیاموزیم، چرا نباید نظر تجربهگرانی چون این زن (دورلُس کَنون) و نظایر آن را نیز در اختیار کودکان قرار دهیم تا از زوایایی فراتر از چند دین و مذهب زندهی دنیا نیز مطلع شوند؟
🔸اگر سخنانِ چنین افرادی را جزو شبهعلم دستهبندی کنیم، چگونه میتوانیم اجازهی تدریسِ ادیانی که مملو از خرافات و عقاید غیراخلاقی از جمله دیگریستیزی عقیدتی، زنستیزی، باورمند به ژن خاص، و عقلگریز و عقلستیز و در تضاد با علم هستند، و هر یک بشکلی خودشیفتهوار و ابلهانه، فقط راه رستگاری و بهترین دین و برنامهی سعادت را، بدون هیچ دلیل و بحث معقول و محکمهپسند و آزادی، در جیب خود میدانند، بدهیم.
🔸از هر زاویه نگاه کنیم، این دست نظرات، برای کسی که میخواهد یک نظامِ باور کارآمد و بهبودگرِ اخلاقی بر محور باور به ماوراءالطبیعه داشتهباشد، بسی اخلاقیتر و معقولتر است تا مثلا خدای مسیحیت، که هرکه را به الوهیت و شرطِ ضروریِ نجاتبودنِ عیسی باور نیاورد، لایقِ مرگی بدون برگشت میداند و از رستگاری و زندگیِ جاوید محروم میکند، یا اللهِ قرآن که در دهان مشرکان و مرتدان و مخالفان اسلام، ولو متدین به ادیان دیگر توحیدی یا چندگانهپرست، یا بیدینان اخلاقی و معنوی، برای ابد آتش میریزد و لایق شکنجههای سادیستی میداند، یا مثل یک ارباب عصبی مست، بر سر مخلوقاتِ خودش داد میکشد:
بعبارتی، وعدههای شکنجه ابدی و تصاویر هولناک جهنم، با مهر و بخشش مطلق که در یک نظام اخلاقیِ متعالی انتظار میرود، همخوانی ندارد.
👹 وصف بیمارگون شکنجههای ابدی
🔶 تصاویر هولناک از جهنم:
در قرآن، شکنجه جهنم با تصاویر بسیار خشنی توصیف میشود. بعنوان مثال، از درخت «زقّوم» نام برده شده که میوهاش همچون سر شیطان است و در شکمهای گناهکاران همچون مس گداخته میجوشد.
🔶 تحقیر و اهانت:
آیاتی همچون «[ای سگان] خفه شوید و با من سخن نگویید»، لحنی تحقیرآمیز و اهانتآمیز نسبت به اهل جهنم (با مترهای قرآنی) دارد.
🔶 مقایسه با اخلاق بهبودگر
از این منظر، نظامی اخلاقی که بر بخشش، مهر و فرصت بازگشت استوار است، میتواند اخلاقیتر از نظامی باشد که بر مجازات ابدی و لحن تحقیرآمیز و خشن تأکید دارد. در این نگاه، هدف اخلاق و آفرینش، ترمیم و بهبود است، نه شکنجه/حذف ابدی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#دورلس_کنون *
🔸یکی از نقدهایی که بر آموزشِ دین و فرقهای خاص در مدارس وارد است، این است که چنین رویکردی ذهنِ دانشآموز را در جهان مدرنی که تمام مرزها برداشتهشده و در یک دهکده جهانی بر محور حقوق برابر و عقلانیت و اخلاقِ مدرن و مشارکت جمعی در اقتصادی جهانی زندگی میکنیم، در محدودهای بس تنگ و فرقهای حفظ میکند، و فرد را ناتوان از درکِ نقاط مزیت و اشتراک ادیان دیگر، و ایضا نقاطِ ضعف دینِ موروثیِ خود کرده، و در نتیجه، او را از امکانِ تعامل سازنده و گشودگی با دیگریها بازمیدارد. این امر خصوصا در جهان مدرن، یک نقطۀ ضعف برای شخص خواهد بود و او را در زندگی روزمره نیز دچار مشکلات اساسی میکند.
🔸اما این ضعف را صرفا نمیتوان با آموزشِ برابرِ دیگر ادیان برطرف کرد؛ چرا که اگر قرار است نگاههای متفاوت که هیچ مبنایِ یقینی قابل اثباتی ندارند، و باگهای منطقی و اخلاقی و علمی در کتبِ مرجعشان کم یافت نمیشود را بیاموزیم، چرا نباید نظر تجربهگرانی چون این زن (دورلُس کَنون) و نظایر آن را نیز در اختیار کودکان قرار دهیم تا از زوایایی فراتر از چند دین و مذهب زندهی دنیا نیز مطلع شوند؟
🔸اگر سخنانِ چنین افرادی را جزو شبهعلم دستهبندی کنیم، چگونه میتوانیم اجازهی تدریسِ ادیانی که مملو از خرافات و عقاید غیراخلاقی از جمله دیگریستیزی عقیدتی، زنستیزی، باورمند به ژن خاص، و عقلگریز و عقلستیز و در تضاد با علم هستند، و هر یک بشکلی خودشیفتهوار و ابلهانه، فقط راه رستگاری و بهترین دین و برنامهی سعادت را، بدون هیچ دلیل و بحث معقول و محکمهپسند و آزادی، در جیب خود میدانند، بدهیم.
🔸از هر زاویه نگاه کنیم، این دست نظرات، برای کسی که میخواهد یک نظامِ باور کارآمد و بهبودگرِ اخلاقی بر محور باور به ماوراءالطبیعه داشتهباشد، بسی اخلاقیتر و معقولتر است تا مثلا خدای مسیحیت، که هرکه را به الوهیت و شرطِ ضروریِ نجاتبودنِ عیسی باور نیاورد، لایقِ مرگی بدون برگشت میداند و از رستگاری و زندگیِ جاوید محروم میکند، یا اللهِ قرآن که در دهان مشرکان و مرتدان و مخالفان اسلام، ولو متدین به ادیان دیگر توحیدی یا چندگانهپرست، یا بیدینان اخلاقی و معنوی، برای ابد آتش میریزد و لایق شکنجههای سادیستی میداند، یا مثل یک ارباب عصبی مست، بر سر مخلوقاتِ خودش داد میکشد:
«[ای سگان] خفه شوید و با من سخن نگویید» (اخسأوا فیها ولا تکلمون).
بعبارتی، وعدههای شکنجه ابدی و تصاویر هولناک جهنم، با مهر و بخشش مطلق که در یک نظام اخلاقیِ متعالی انتظار میرود، همخوانی ندارد.
👹 وصف بیمارگون شکنجههای ابدی
🔶 تصاویر هولناک از جهنم:
در قرآن، شکنجه جهنم با تصاویر بسیار خشنی توصیف میشود. بعنوان مثال، از درخت «زقّوم» نام برده شده که میوهاش همچون سر شیطان است و در شکمهای گناهکاران همچون مس گداخته میجوشد.
🔶 تحقیر و اهانت:
آیاتی همچون «[ای سگان] خفه شوید و با من سخن نگویید»، لحنی تحقیرآمیز و اهانتآمیز نسبت به اهل جهنم (با مترهای قرآنی) دارد.
🔶 مقایسه با اخلاق بهبودگر
از این منظر، نظامی اخلاقی که بر بخشش، مهر و فرصت بازگشت استوار است، میتواند اخلاقیتر از نظامی باشد که بر مجازات ابدی و لحن تحقیرآمیز و خشن تأکید دارد. در این نگاه، هدف اخلاق و آفرینش، ترمیم و بهبود است، نه شکنجه/حذف ابدی.
* معرفی
دورلُس کَنون، نویسنده، هیپنوتراپیست و محقق آمریکایی بود که بخاطر کارش در زمینهٔ هیپنوتراپی کوانتومی (Quantum Healing Hypnosis Technique - QHHT) شناخته میشود. او از طریق این روش، که ترکیبی از هیپنوتیزم عمیق و کار با ضمیر ناخودآگاه است، به بررسی پدیدههایی مانند زندگیهای گذشته، تناسخ، و ارتباط با سطح بالاتری از آگاهی میپرداخت.
کانون ادعا میکرد که با استفاده از QHHT، میتواند بیمارانش را به یک وضعیت عمیق ذهنی ببرد و اطلاعاتی را از «خودِ برتر» یا «ضمیر ناخودآگاه» آنها دریافت کند. او بر این باور بود که این ضمیر ناخودآگاه، منبع اصلی تمام دانش و درمان است و میتواند به سوالات مربوط به زندگی فرد، بیماریها و حتی اسرار جهان پاسخ دهد.
مفاهیم اصلی کار او عبارتند از:
* تناسخ: باور به وجود زندگیهای متعدد و تأثیر آنها بر زندگی کنونی.
* خودِ برتر: یک بخش از آگاهی که فراتر از ذهن آگاه بوده و منبع دانش و درمان است.
* فرازمینیها و تمدنهای باستانی: او در تحقیقات خود به ارتباط انسان با موجودات فرازمینی و همچنین تمدنهای گمشده مانند آتلانتیس اشاره میکرد.
کانون بیش از ۱۷ کتاب تألیف و کارگاههای آموزشی زیادی برگزار کردهاست. اگرچه کار او در میان بسیاری از افراد طرفدار دارد، اما در محافل علمی و پزشکی اصلی جریان، بهعنوان شبهعلم شناخته میشود و فاقد پشتوانهٔ علمی معتبر است.
.
#نقد_ادیان #نقد_قرآن #نقد_اسلام #نظام_آموزشی #آموزش_دینی #دین_و_زندگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘"اخلاق" نبودنِ «اخلاقِ دینی»
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
این آخوند سنی، "زیرِ یهخم" امامیه را گرفت و بر زمیناش کوفت! مسئله هم فقط خامنهای نبود که تلویحاً بدتر از یزیدش خواند، این زمینخوردن و شکستن، تا بیخِ سیستانیِ امامیه را هم جِر میدهد! فقط هم سیستانی و حوزههای علمیه نبود، این جِر خوردگی دامن نواندیشان دینی را هم میگیرد. اینها دیگر چرا؟!
یادمان از بیانیههای حق و پُرخشم و نفرین نواندیشان دینی هست که درباره فاجعه غزه نثار دولتیهود کردند، اما در ماجرای دی ۱۴۰۴ ایران، اگر خونشوری نکردند، که به تلویح و لطایف کردند، نفرین که هیچ، آه چندانی هم از ایشان برنیامد؛ و در حال فاجعهی ما حادتر از مالِ غزه بود! چرا؟
اگر دولتیهود با ملتی هوادارِ جدی و اکثری حماس و جهاداسلامی میجنگید که بسیاری از اصطلاحاً مردم عادیاش نیز مسلح و فعالانه از پیش، در جنگ با اسرائیل بودند و در طول جنگ نیز دوشادوش رزمندگان حماس، با ارتش اسرائیل عملیات جنگی نامنظم میکردند، در ایران حکومتاسلامی مردم غیرمسلح معترض را به گلوله بست، با قمه و چاقویش کشت، چشمها را با ساچمه کور کرد.
وانگهی اگر اسرائیل، هفتادهزار اهل غزه را طی در یکونیم سال کشت، حکومتاسلامی در ایران جمعا در ۲۴ ساعت، بسته به اختلاف تخمینها، بین پنج تا سیهزار و شاید بیشتر را کشت؛ همه شمارشهای مستند بسرعت رو به افزایشاند؛ کشتگان را نیز به مصادره اموال و فروختنِ جسدها بین نیم تا دومیلیارد تومان به خانوادهها چاپید!
داستایفسکی که یک پایش اساسی در مسیحیت ارتودکس روسی بود، یکبار نوشت: "اگر خدا نباشد، هرکاری مجاز است"؛ این سخن بر سر زبانها افتاد. یکی سخن او را چنین وارونه کرد و گفت اگر خدا باشد، هرکاری مجاز است! من این تقلیب را چنین تعدیل میکنم که در حضور خدا، هر تبهکاری را میتوان بالقوه مجاز نمود، طوری که نهتنها منافاتی با الهیات نیابد بلکه بر آن مهر تایید هم بزنَد. مگر فقها رسالهها ننوشتند که چطور میشود ربا خورد و مرتکب معصیت نشد؟!
سیستانی که در ماجرای غزه خروشید، بر کشتار ایرانیان سکوت کرد؛ سکوتِ تاییدآمیز او از سر غفلت نبود، مبتنی بر الهیات او بود، والا او که ترسی از جمهوریاسلامی نداشت. سوای این، پروای حیثیتِ خودش را که داشت، تا برای آن هم که شده ولو به نرمی کشتار ایرانیان معترض را تقبیح بکند. اما حتی چنین هم نکرد! زیرا منطبق بر الهیاتش معتقد است که معترضانِ غیرمسلح به حکومتاسلامی، بهرحال مصداق "باغی" بوده و مهدورالدماند. اینکه ایرانیانِ معترض به حکومتاسلامیِ فاسد و مفسد و ستمگر مهدورالدماند ولی مسلمانان غزه که با دولتیهود میجنگند - هرچند اُمویِ ناصبی - محفوظالدماند، رونمایی از تنشِ خلافآمدهای "اخلاقدینی" میکند، که باماش دو هوا ندارد، چندین و چند هوا دارد، تا مصلحت فرقه چه باشد!
در تحلیل نهایی، "اخلاقدینی" اصلاً "اخلاق" نیست، بلکه در مقولات اجتماعی، هنجارِسیاسی در میدانِ قدرتفرقهای است. همین اعوجاجِ هنجاری را پیشتر طی قرن هفدهم، در تنشهای خونینشده کاتولیک و پروتستانت دیده و آزموده بودیم که مراجعِ هریک باشدت هرچه تمامتر دستاندرکار جنایات عظیمی بودند که برایشان "توجیهالهیاتی" داشتند.
"اخلاقدینی" در مقولات فردی نیز "اخلاق" نیست، بلکه هنجارِفرهنگ است که در بافتار او نیز الیافِ "قدرت" تنیدهی نهفته است، از مردسالاری تا مرجعیتمداریها.
کجفهمیِ راستگرایِ صیانتگرِ فرهنگسنتی روسِ داستایفسکی، از آبشخور پایبندی دینیاش مینوشید که خداوند را استوانه اخلاق دانست. همین هم بود که از سکولارها متنفر بود، آنقدر که یکبار به دفتر کارِ تورگنیف رفت، تنها برای فحاشی و فضاحت، و دیگر هیچ! این را غالباً بهپایِ پریشانیِ روانیاش مینهند، اما پریشانیِ او ریشه فکری هم داشت. این ریشه در آن پایِ هذیانیاش بود که در علاقهاش به نهاد فاسد و مفسد مسیحیتِ ارتودوکس روسی مستقر بود، نهادی که امروز نیز از ارکانِ فسادِ عنانگسیختهی گانگسترسالاریِ روسیهی پوتین است.
تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ احدی گمانِ فساد بر روحانیتِ امامیه نمیبُرد. اگر آخوندِ فاسدی دیده میشد، همگانِ دیندار و اکثریتِ بیدین، حمل بر فسادِ موردی میکردند. اما امروز اگر آخوندِ اهلِصَلاحی دیده شود، حمل بر صَلاحِ موردی کنند!
روحانیت امامیه در ایران، اینچنین خودکشیِ تاریخی کرد! این خودکشیتاریخی است که من سالهاست "پایان پروژه صفویه"اش خواندهام؛ الا اینکه این جِر خوردگی، در صفویه متوقف نشده و بسا تا قادسیه هم پیش برود.
@sahebolhavashi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
این آخوند سنی، "زیرِ یهخم" امامیه را گرفت و بر زمیناش کوفت! مسئله هم فقط خامنهای نبود که تلویحاً بدتر از یزیدش خواند، این زمینخوردن و شکستن، تا بیخِ سیستانیِ امامیه را هم جِر میدهد! فقط هم سیستانی و حوزههای علمیه نبود، این جِر خوردگی دامن نواندیشان دینی را هم میگیرد. اینها دیگر چرا؟!
یادمان از بیانیههای حق و پُرخشم و نفرین نواندیشان دینی هست که درباره فاجعه غزه نثار دولتیهود کردند، اما در ماجرای دی ۱۴۰۴ ایران، اگر خونشوری نکردند، که به تلویح و لطایف کردند، نفرین که هیچ، آه چندانی هم از ایشان برنیامد؛ و در حال فاجعهی ما حادتر از مالِ غزه بود! چرا؟
اگر دولتیهود با ملتی هوادارِ جدی و اکثری حماس و جهاداسلامی میجنگید که بسیاری از اصطلاحاً مردم عادیاش نیز مسلح و فعالانه از پیش، در جنگ با اسرائیل بودند و در طول جنگ نیز دوشادوش رزمندگان حماس، با ارتش اسرائیل عملیات جنگی نامنظم میکردند، در ایران حکومتاسلامی مردم غیرمسلح معترض را به گلوله بست، با قمه و چاقویش کشت، چشمها را با ساچمه کور کرد.
وانگهی اگر اسرائیل، هفتادهزار اهل غزه را طی در یکونیم سال کشت، حکومتاسلامی در ایران جمعا در ۲۴ ساعت، بسته به اختلاف تخمینها، بین پنج تا سیهزار و شاید بیشتر را کشت؛ همه شمارشهای مستند بسرعت رو به افزایشاند؛ کشتگان را نیز به مصادره اموال و فروختنِ جسدها بین نیم تا دومیلیارد تومان به خانوادهها چاپید!
داستایفسکی که یک پایش اساسی در مسیحیت ارتودکس روسی بود، یکبار نوشت: "اگر خدا نباشد، هرکاری مجاز است"؛ این سخن بر سر زبانها افتاد. یکی سخن او را چنین وارونه کرد و گفت اگر خدا باشد، هرکاری مجاز است! من این تقلیب را چنین تعدیل میکنم که در حضور خدا، هر تبهکاری را میتوان بالقوه مجاز نمود، طوری که نهتنها منافاتی با الهیات نیابد بلکه بر آن مهر تایید هم بزنَد. مگر فقها رسالهها ننوشتند که چطور میشود ربا خورد و مرتکب معصیت نشد؟!
سیستانی که در ماجرای غزه خروشید، بر کشتار ایرانیان سکوت کرد؛ سکوتِ تاییدآمیز او از سر غفلت نبود، مبتنی بر الهیات او بود، والا او که ترسی از جمهوریاسلامی نداشت. سوای این، پروای حیثیتِ خودش را که داشت، تا برای آن هم که شده ولو به نرمی کشتار ایرانیان معترض را تقبیح بکند. اما حتی چنین هم نکرد! زیرا منطبق بر الهیاتش معتقد است که معترضانِ غیرمسلح به حکومتاسلامی، بهرحال مصداق "باغی" بوده و مهدورالدماند. اینکه ایرانیانِ معترض به حکومتاسلامیِ فاسد و مفسد و ستمگر مهدورالدماند ولی مسلمانان غزه که با دولتیهود میجنگند - هرچند اُمویِ ناصبی - محفوظالدماند، رونمایی از تنشِ خلافآمدهای "اخلاقدینی" میکند، که باماش دو هوا ندارد، چندین و چند هوا دارد، تا مصلحت فرقه چه باشد!
در تحلیل نهایی، "اخلاقدینی" اصلاً "اخلاق" نیست، بلکه در مقولات اجتماعی، هنجارِسیاسی در میدانِ قدرتفرقهای است. همین اعوجاجِ هنجاری را پیشتر طی قرن هفدهم، در تنشهای خونینشده کاتولیک و پروتستانت دیده و آزموده بودیم که مراجعِ هریک باشدت هرچه تمامتر دستاندرکار جنایات عظیمی بودند که برایشان "توجیهالهیاتی" داشتند.
"اخلاقدینی" در مقولات فردی نیز "اخلاق" نیست، بلکه هنجارِفرهنگ است که در بافتار او نیز الیافِ "قدرت" تنیدهی نهفته است، از مردسالاری تا مرجعیتمداریها.
کجفهمیِ راستگرایِ صیانتگرِ فرهنگسنتی روسِ داستایفسکی، از آبشخور پایبندی دینیاش مینوشید که خداوند را استوانه اخلاق دانست. همین هم بود که از سکولارها متنفر بود، آنقدر که یکبار به دفتر کارِ تورگنیف رفت، تنها برای فحاشی و فضاحت، و دیگر هیچ! این را غالباً بهپایِ پریشانیِ روانیاش مینهند، اما پریشانیِ او ریشه فکری هم داشت. این ریشه در آن پایِ هذیانیاش بود که در علاقهاش به نهاد فاسد و مفسد مسیحیتِ ارتودوکس روسی مستقر بود، نهادی که امروز نیز از ارکانِ فسادِ عنانگسیختهی گانگسترسالاریِ روسیهی پوتین است.
تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ احدی گمانِ فساد بر روحانیتِ امامیه نمیبُرد. اگر آخوندِ فاسدی دیده میشد، همگانِ دیندار و اکثریتِ بیدین، حمل بر فسادِ موردی میکردند. اما امروز اگر آخوندِ اهلِصَلاحی دیده شود، حمل بر صَلاحِ موردی کنند!
روحانیت امامیه در ایران، اینچنین خودکشیِ تاریخی کرد! این خودکشیتاریخی است که من سالهاست "پایان پروژه صفویه"اش خواندهام؛ الا اینکه این جِر خوردگی، در صفویه متوقف نشده و بسا تا قادسیه هم پیش برود.
@sahebolhavashi
📕درباره مواضع سیاسیِ رقتانگیزِ عبدالکریم سروش
📺 «نجاستِ مسجعِ» حاج فرجِ دغل
— همدستیِ تمامعیارِ «قصاب دانشگاه» با قصابانِ فاشیسم دینی
.
#نقد_شیعه #آخوندیسم #نواندیشی #نقد_ادیان #فلسفیدن #دین_و_اخلاق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 اخلاق پس از ترک دین
🔸ویدیو بخشی از پادکست Almost Awakened است که در آن بریت هارتلی و بیل ریل با دکتر لیز بوکار (Liz Bucar)، استاد دینشناسی دانشگاه نورثایسترن و نویسنده کتابهای جنجالی «دزدی از دین من» و «فراتر از سلامتی»، گفتگو میکنند. این اپیزود به بررسی چالشهای اخلاقی پس از ترک دین و نحوه استفاده از ابزارهای مذهبی در زندگی غیرمذهبی میپردازد.
🎓 دکتر لیز بوکار کیست و از کجا شروع کرد؟
🔹 برخلاف بسیاری از اساتید الهیات، او در محیطی مذهبی و سختگیر بزرگ نشده است. او ابتدا به کارهای عدالت اجتماعی علاقهمند بود و از طریق همکاری با گروههای مسیحی حامی حقوق باروری (طرفدار حق انتخاب) به مطالعه دین علاقهمند شد.
🔹 او در مقطع دکترا به مطالعه تطبیقی ادیان روی آورد و زبانهای عربی و فارسی را آموخت تا بتواند بر روی سنتهای اسلامی کار کند.
🔹 اکنون او خود را در فضای میان «شکاکیت» (Skeptic) و «جستجوگری» (Seeker) میبیند؛ کسی که عضو هیچ دینی نیست اما دین را منبعی غنی از فریمورکهای اخلاقی میداند.
📚 مفهوم «دزدی از دین» (Religious Appropriation)
🔹 تمرکز اصلی کتاب «Stealing My Religion» بر این است که چگونه افراد غیرمذهبی در غرب، بدون توجه به ریشهها و اخلاقیات یک دین، بخشهایی از آن را جدا کرده و به عنوان ابزار مصرف میکنند.
🔹 مثال یوگا: او به عنوان یک مربی تایید شده یوگا، نقد میکند که چگونه یوگا در غرب به ابزاری برای «زیباتر شدن بدن» یا «کاهش استرس» تقلیل یافته است. او داستانی از یک زن جنوب آسیایی را نقل میکند که به دلیل اعتراض به استفاده کلیشهای و تمسخرآمیز از واژه «ناماسته» در یک استودیو یوگا، اخراج شده بود.
🧘 فراتر از «ولنس» (Beyond Wellness)
🔹 کتاب جدید او با عنوان «Beyond Wellness» به این موضوع میپردازد که شاخصهای سلامتی (مثل BMI، رژیم غذایی و ورزش) برای یک زندگی معنادار کافی نیستند.
🔹 او معتقد است که تقلیل دادن تمرینات معنوی (مثل مدیتیشن یا یوگا) به «سلامتی جسمی»، در واقع گرفتنِ هسته اخلاقی و اجتماعی آن تمرینات است. او میگوید:
⚖️ اخلاق پس از خروج از دین
🔹 یکی از محورهای بحث این است که وقتی کسی دین را ترک میکند، معمولاً «جامعه» و «ساختار اخلاقی» خود را نیز از دست میدهد.
📌📌📌 بوکار پیشنهاد نمیکند که مردم دوباره به سازمانهای مذهبی بپیوندند، بلکه معتقد است باید فهمید چرا به سمت تمرینات معنوی کشیده میشویم. او میگوید دین فقط «تمرین» نیست، بلکه مجموعهای از «تعهدات اخلاقی و پیوندهای اجتماعی» است که نباید در دنیای مدرن به صورت «سلو» (منزوی) مصرف شوند.
⚠️ شکاکیت به سیستمهای مذهبی
🔹 در بخشهای پایانی، بیل ریل از دیدگاه خود اشاره میکند که سیستمهای مذهبی و معنوی به مرور زمان تمایل دارند علیه افرادی که قرار است به آنها کمک کنند، بچرخند و آسیب بزنند.
🔹 این گفتگو به این نتیجه میرسد که برای زندگی در دنیای پس از دین، باید یاد بگیریم چگونه از منابع ادیان «به طور اخلاقی» و با آگاهی از ریشهها استفاده کنیم، بدون اینکه دوباره در دام ساختارهای قدرت بیفتیم.
👣 جمعبندی نهایی
❇️ این اپیزود برای کسانی که در مرحله «Deconstruction» (وارسی و نقد باورها) هستند، یک پیام کلیدی دارد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸ویدیو بخشی از پادکست Almost Awakened است که در آن بریت هارتلی و بیل ریل با دکتر لیز بوکار (Liz Bucar)، استاد دینشناسی دانشگاه نورثایسترن و نویسنده کتابهای جنجالی «دزدی از دین من» و «فراتر از سلامتی»، گفتگو میکنند. این اپیزود به بررسی چالشهای اخلاقی پس از ترک دین و نحوه استفاده از ابزارهای مذهبی در زندگی غیرمذهبی میپردازد.
🎓 دکتر لیز بوکار کیست و از کجا شروع کرد؟
🔹 برخلاف بسیاری از اساتید الهیات، او در محیطی مذهبی و سختگیر بزرگ نشده است. او ابتدا به کارهای عدالت اجتماعی علاقهمند بود و از طریق همکاری با گروههای مسیحی حامی حقوق باروری (طرفدار حق انتخاب) به مطالعه دین علاقهمند شد.
🔹 او در مقطع دکترا به مطالعه تطبیقی ادیان روی آورد و زبانهای عربی و فارسی را آموخت تا بتواند بر روی سنتهای اسلامی کار کند.
🔹 اکنون او خود را در فضای میان «شکاکیت» (Skeptic) و «جستجوگری» (Seeker) میبیند؛ کسی که عضو هیچ دینی نیست اما دین را منبعی غنی از فریمورکهای اخلاقی میداند.
📚 مفهوم «دزدی از دین» (Religious Appropriation)
🔹 تمرکز اصلی کتاب «Stealing My Religion» بر این است که چگونه افراد غیرمذهبی در غرب، بدون توجه به ریشهها و اخلاقیات یک دین، بخشهایی از آن را جدا کرده و به عنوان ابزار مصرف میکنند.
🔹 مثال یوگا: او به عنوان یک مربی تایید شده یوگا، نقد میکند که چگونه یوگا در غرب به ابزاری برای «زیباتر شدن بدن» یا «کاهش استرس» تقلیل یافته است. او داستانی از یک زن جنوب آسیایی را نقل میکند که به دلیل اعتراض به استفاده کلیشهای و تمسخرآمیز از واژه «ناماسته» در یک استودیو یوگا، اخراج شده بود.
🧘 فراتر از «ولنس» (Beyond Wellness)
🔹 کتاب جدید او با عنوان «Beyond Wellness» به این موضوع میپردازد که شاخصهای سلامتی (مثل BMI، رژیم غذایی و ورزش) برای یک زندگی معنادار کافی نیستند.
🔹 او معتقد است که تقلیل دادن تمرینات معنوی (مثل مدیتیشن یا یوگا) به «سلامتی جسمی»، در واقع گرفتنِ هسته اخلاقی و اجتماعی آن تمرینات است. او میگوید:
«نشانگرهای سلامتی من عالی هستند، اما این برای انسان بودن کافی نیست.»
⚖️ اخلاق پس از خروج از دین
🔹 یکی از محورهای بحث این است که وقتی کسی دین را ترک میکند، معمولاً «جامعه» و «ساختار اخلاقی» خود را نیز از دست میدهد.
📌📌📌 بوکار پیشنهاد نمیکند که مردم دوباره به سازمانهای مذهبی بپیوندند، بلکه معتقد است باید فهمید چرا به سمت تمرینات معنوی کشیده میشویم. او میگوید دین فقط «تمرین» نیست، بلکه مجموعهای از «تعهدات اخلاقی و پیوندهای اجتماعی» است که نباید در دنیای مدرن به صورت «سلو» (منزوی) مصرف شوند.
⚠️ شکاکیت به سیستمهای مذهبی
🔹 در بخشهای پایانی، بیل ریل از دیدگاه خود اشاره میکند که سیستمهای مذهبی و معنوی به مرور زمان تمایل دارند علیه افرادی که قرار است به آنها کمک کنند، بچرخند و آسیب بزنند.
🔹 این گفتگو به این نتیجه میرسد که برای زندگی در دنیای پس از دین، باید یاد بگیریم چگونه از منابع ادیان «به طور اخلاقی» و با آگاهی از ریشهها استفاده کنیم، بدون اینکه دوباره در دام ساختارهای قدرت بیفتیم.
👣 جمعبندی نهایی
❇️ این اپیزود برای کسانی که در مرحله «Deconstruction» (وارسی و نقد باورها) هستند، یک پیام کلیدی دارد:
معنویت بدون اخلاق و بدون پیوند با ریشههای تاریخیاش، صرفاً به یک محصول مصرفی دیگر در بازار مدرن تبدیل میشود که ممکن است «حس خوبی» بدهد، اما «معنای عمیقی» تولید نمیکند.
📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📕بنیادیترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕چرا مشکل از «مذهب/ایدئولوژی» است، نه فقط از «آدمهای ناسالم»؟
📕پایانِ اعتبارِ بَزَک؛ چرا نسخه نواندیشی دیگر درمانگر نیست؟
.
#نقد_ادیان #فلسفیدن #فلسفه_اخلاق #دین_و_اخلاق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بحران عمیق مدرنیسم و مقاومتِ معنوی
(۴/۴)
🔸تی. اس. الیوت (T.S. Eliot) یکی از غولهای ادبیات قرن بیستم و بهنوعی «پیامبرِ مدرنیسم» در جهانِ شعر و نقد است. او کسی بود که نقشهی ذهنِ پریشانِ انسانِ معاصر را ترسیم کرد.
۱. هویت و پیشینه
* نام کامل: توماس استرنز الیوت (۱۸۸۸–۱۹۶۵).
* ملیت: در آمریکا (میسوری) به دنیا آمد، اما در میانسالی به انگلستان مهاجرت کرد، تابعیت آنجا را گرفت و خود را «کلاسیکگرا در ادبیات، سلطنتطلب در سیاست و آنگلو-کاتولیک در مذهب» معرفی کرد.
۲. چرا او یک انقلابی بود؟
🔻پیش از الیوت، شعرِ غربی پر از احساساتگرایی و کلماتِ خوشطنینِ رمانتیک بود. الیوت با انتشار «سرزمین هرز» (۱۹۲۲) همهچیز را به هم ریخت. او معتقد بود:
۳. فیلسوف-شاعـر
🔸الیوت فقط شاعر نبود؛ او در هاروارد فلسفه خوانده بود و رسالهی دکتریاش را دربارهی «اف. اچ. بردلی» (فیلسوف ایدهآلیست) نوشته بود. او عمیقاً با فلسفهی شرق (بهویژه متونِ سنسکریت و بودیسم) آشنا بود و ردپای این نگاهِ فلسفی در تمامِ آثارش دیده میشود.
۴. مهمترین آثار او
* سرزمین هرز (The Waste Land): کتابِ مقدسِ مدرنیسم. تصویری از اروپای ویرانشده پس از جنگ جهانی اول که در آن ایمان خشکیده است.
* چهار کوارتت (Four Quartets): اوجِ پختگیِ او. مجموعهای از چهار شعر بلند که دربارهی زمان، تاریخ، ابدیت و آیینِ دعا است. این اثر را «مذهبیترین و فلسفیترین» کار او میدانند.
* عشقنامهی جی. آلفرد پروفراک: شعری که انزوایِ انسانِ مدرن و تردیدهای کشندهی او را به تصویر میکشد.
۵. تحولِ بزرگ: از شکاکیت به ایمان
🔸الیوتِ جوان یک شکاکِ تمامعیار بود که پوچیِ دنیا را با تمامِ وجود حس میکرد. اما در سال ۱۹۲۷ تغییری بزرگ کرد و به کلیسا پیوست. این بازگشتِ او به مذهب، برخلافِ عوام، از رویِ ترس نبود؛ بلکه یک «انتخابِ آگاهانه برای نظمبخشی به ذهن» بود. او معتقد بود بدونِ یک ساختارِ آیینی (نماز، کلیسا، سنت)، ذهنِ انسان در آشفتگیِ مدرنیته غرق میشود.
۶. جایگاه جهانی
🔸او در سال ۱۹۴۸ برندهی جایزه نوبل ادبیات شد. تأثیر او بر شعرِ مدرنِ ایران (بهویژه روی هوشنگ ایرانی، سهراب سپهری و حتی شاملو) غیرقابلانکار است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۴/۴)
🔸تی. اس. الیوت (T.S. Eliot) یکی از غولهای ادبیات قرن بیستم و بهنوعی «پیامبرِ مدرنیسم» در جهانِ شعر و نقد است. او کسی بود که نقشهی ذهنِ پریشانِ انسانِ معاصر را ترسیم کرد.
۱. هویت و پیشینه
* نام کامل: توماس استرنز الیوت (۱۸۸۸–۱۹۶۵).
* ملیت: در آمریکا (میسوری) به دنیا آمد، اما در میانسالی به انگلستان مهاجرت کرد، تابعیت آنجا را گرفت و خود را «کلاسیکگرا در ادبیات، سلطنتطلب در سیاست و آنگلو-کاتولیک در مذهب» معرفی کرد.
۲. چرا او یک انقلابی بود؟
🔻پیش از الیوت، شعرِ غربی پر از احساساتگرایی و کلماتِ خوشطنینِ رمانتیک بود. الیوت با انتشار «سرزمین هرز» (۱۹۲۲) همهچیز را به هم ریخت. او معتقد بود:
* شعر نباید فقط بیانِ احساسات باشد، بلکه باید «فرار از احساس» و رسیدن به یک ساختارِ عینی و فکری باشد.
* زبانِ شعر باید مثلِ زندگیِ مدرن، پیچیده، کنایی و گاهی تلخ باشد.
۳. فیلسوف-شاعـر
🔸الیوت فقط شاعر نبود؛ او در هاروارد فلسفه خوانده بود و رسالهی دکتریاش را دربارهی «اف. اچ. بردلی» (فیلسوف ایدهآلیست) نوشته بود. او عمیقاً با فلسفهی شرق (بهویژه متونِ سنسکریت و بودیسم) آشنا بود و ردپای این نگاهِ فلسفی در تمامِ آثارش دیده میشود.
۴. مهمترین آثار او
* سرزمین هرز (The Waste Land): کتابِ مقدسِ مدرنیسم. تصویری از اروپای ویرانشده پس از جنگ جهانی اول که در آن ایمان خشکیده است.
* چهار کوارتت (Four Quartets): اوجِ پختگیِ او. مجموعهای از چهار شعر بلند که دربارهی زمان، تاریخ، ابدیت و آیینِ دعا است. این اثر را «مذهبیترین و فلسفیترین» کار او میدانند.
* عشقنامهی جی. آلفرد پروفراک: شعری که انزوایِ انسانِ مدرن و تردیدهای کشندهی او را به تصویر میکشد.
۵. تحولِ بزرگ: از شکاکیت به ایمان
🔸الیوتِ جوان یک شکاکِ تمامعیار بود که پوچیِ دنیا را با تمامِ وجود حس میکرد. اما در سال ۱۹۲۷ تغییری بزرگ کرد و به کلیسا پیوست. این بازگشتِ او به مذهب، برخلافِ عوام، از رویِ ترس نبود؛ بلکه یک «انتخابِ آگاهانه برای نظمبخشی به ذهن» بود. او معتقد بود بدونِ یک ساختارِ آیینی (نماز، کلیسا، سنت)، ذهنِ انسان در آشفتگیِ مدرنیته غرق میشود.
۶. جایگاه جهانی
🔸او در سال ۱۹۴۸ برندهی جایزه نوبل ادبیات شد. تأثیر او بر شعرِ مدرنِ ایران (بهویژه روی هوشنگ ایرانی، سهراب سپهری و حتی شاملو) غیرقابلانکار است.
📕نماز پس از خداناباوری!
📕نماز در تالارِ آینه؛ وقتی همه را خودمان میبینیم!
— گفتگویی دربارهی «نماز، خدای ادیان ابراهیمی و خدای نامتشخص»
📺 عقل و دین
📺 اخلاق پس از ترک دین
📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📕بنیادیترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕آیا ادیان ابراهیمی "صلحجو" بودهاند؟!
📕اخلاق؛ گروگانِ شریعت یا فرزندِ عقل؟
📕چرا مشکل از «مذهب/ایدئولوژی» است، نه فقط از «آدمهای ناسالم»؟
📗من هرگز خدا را ندیدەام!
📗چرخش بدورِ دایرۀ زندگی و خدا
📻 عارفۀ تنباز و عارفان معاصر
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📕سکوتِ خدایان و ظهورِ آگاهی
— نظریۀ «ذهن دوجایگاهی» در بوتۀ نقدها، دفاعیهها و شواهد نوین
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
📕معرفی کتاب «خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دوجایگاهی»
📺 دین، فریب بزرگ؟
📺 خدایی که به یونانی سخن گفت
.
#نقد_ادیان #فلسفیدن #انسانشناسی #معنویت #خداناباوری #دین_پژوهی #ادبیات #معنویت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin