نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘‌‌تاریخ تکرار نمی‌شود، اما «الگو»هایش چرا! (+)

✍🏻 #علی_صاحب‌الحواشی

🔻باربارا تاکمن در فصل مربوط به «پاپ‌های رنسانس» از کتاب «تاریخ‌ بی‌خردی»، آن فضاحت هنجاری/اخلاقی که دامنگیر پاپ‌های رنسانس شده‌بود را بیان می‌دارد. وضع و حال آن پاپ‌ها، همچون سخن این شیخ از حال و روز حوزه‌های علمیه بود، که:
«خدا در کتاب‌هایشان بود، ولی در اعمالشان نبود!».


🍂 بحران الاهیاتی در کاتولیسیسم از قرن سیزدهم میلادی و تاسیس اسکولاستیسیسم در پی آموزه‌های توماس آکویناس شروع شد که امواج اندیشگی در میان نخبگانِ الاهیات برآورد و امتدادش، به فرهیختگان رنسانسی و بعد از آن نیز رسید. این بحران الاهیاتی، خوراک نخبگان بود، اما آن فسادِ هنجاری/اخلاقی که در مرجعیت کاتولیک عصر رنسانس بروز کرد و بر آفتاب افهام عمومی افتاد، خوراکِ همگان گشت تا مراجع کاتولیک حتی در چشم متدینان عامی نیز لکه‌دار شدند، و هزار البته مارتین لوتر را منفجر نمود!  

🍂 اعتراض لوتری، نخست به آن فضاحت هنجاری/اخلاقیِ مرجعیت کاتولیک بود؛ بعدها بود که او در پرسش از چراییِ بروز آن فضاحت‌ها، به مباحث الاهیاتی و کنکاش در تاریخِ کاتولیسیسم پرداخت و کلبتین (گازانبر) نقادی‌اش را چنان به ژرفای سنت کاتولیک گیر داد که ریشۀ بسیار عمیقِ آن را از خاکِ تاریخِ مسیحیت بدر آورد و دورانداخت.

🍂 تاریخ تکرار نمی‌شود! اما الگوهایی وجود دارد که به صور مختلف می‌توانند تکرار شوند. «اعتبار» مرجعیت کاتولیک به تکلفاتِ پیچیدۀ این سنت در میدان «الاهیات فلسفی» نبود، به «قدس و تقوا و پاکدستی و عمل‌ِ صالح» مراجع‌شان بود. مردم نه فهمی و نه اعتنایی به الاهیات فلسفی نداشته و ندارند، مردم کار با هنجار‌ها و اخلاقیات مراجع دارند.

🍂 آن رانه که پاپ‌های رنسانس را به مغاک زوال کشید، همانی بود که مرجعیت امامیه در ایران را پس از انقلاب ۱۳۵۷ به همان مغاک راند:
دستیابی به «قدرت‌سیاسی» که علاوه بر قدرت معنوی باشد!


🍂 چنین شد که پاپ‌های رنسانس، وارد بازی «سیاست» شدند، ارتش ساختند، جنگ‌ها کردند، دسیسه‌ها چیدند و برای این همه، در پیِ انباشتِ ثروت برای پشتیبانیِ "سیاست"شان رفتند. علاوه بر این‌ها، برای قدرت‌نمایی و جلوه فروشی، کلیسای سن‌پیتر رومانسکِ قبلی را تخریب کرده و بجایش کلیسای پرتکلف سنت‌پیتر موجود را به میکل‌آنژ سفارش داده و ساختند (برنینی نیز تغییرات تنقیحی در طراحی‌اش داد) تا جواهری از معماری رنسانس برآمد که خاک بر سر واتیکان کرد!

🍂 این پروژه بقدری پرهزینه بود که کمر مالی واتیکان را شکست. این علاوه بر پروژه‌های نظامی بلندپروازانۀ پاپ‌های رنسانس بود که مدام با حکومت‌های اروپایی درگیر می‌شدند و هربار، جنگ یا سلسله جنگ‌هایی در می‌گرفت؛ جنگ پول می‌خورد به گزاف. فلاکت مالی واتیکان به‌حدی رسید که رو به «آخرت‌فروشی» آورد که این‌ یکی، مارتین لوتر را بی‌طاقت نمود. آشنا نیست؟!

🍂 روحانیت شیعه بعد از صفویان بنیادی شد که سخت حرمت معنوی یافت. مردم غیرمتدین هم جانب حرمت روحانیت را نگه‌ می‌داشتند. به‌هرحال زهد و تقوی یک "فرهمندی" به‌بار می‌آورد که مردم فهمش می‌کنند و حریمش را پاس می‌دارند. کسی به کسی نمی‌گفت که فلانی را کمتر از "حضرت‌ آقا" خطاب نکن! مردم خود به شعورِ حرمت‌فهم‌ِ خود چنین می‌کردند. حالا به همه‌شان فحش‌های چارواداری می‌دهند!! خود روحانیت هم از ترس بی‌حرمتی مردم، تا حد ممکن، با لباس در میان مردم تردد نمی‌کنند.

🍂 این نیست مگر آنکه روحانیت خودش را در تمنای قدرت‌سیاسی مفتضح کرد، آن‌هم چه مفتضح کردنی! این خدشه برگشت‌پذیر نیست، جَف‌القلم! [جف القلم مضمون حدیثی در تایید تقدیر است. یعنی قلم خشک شد. در واقع یعنی مرکب تقدیر خشک شد و قابل پاک کردن نیست].

🍂 چشم معنابین باید، تا ببیند که فجایعی که ولایت‌فقیهِ مستظهر به حمایت، یا سکوت روحانیت، در زندان‌هایش می‌کند، قتل و غارت‌ها که مرتکب می‌شود، چشم‌ها که کور می‌کند، محاکماتِ فرمایشی و اعترافات اجباری که انجام می‌دهد، کتک‌ها که به زنان و دختران می‌زند، خاک ملعنت و نکبت است که بر سرِ خود و نهادِ روحانیت امامیه می‌بارَد! برای چه؟ برای روزی چند تنعم این‌جهانیِ خوش‌خورم و خوش‌خرامم و به‌جای پیکانِ فرسوده، بنزِ ضدگلوله سوار شوم و بچه‌هایم را به آب و نانی برسانم و بالاشهر خانه بگیرم و "ناز از غلامان ترک" محافظ کنم و...
یا رب این نُودولَتان را بآخَرِ خودْشان نشان
این همه ناز "از غلامِ تُرک و اَسْتَر" می‌کنند


🍂 آن خاکی که خمینی در ایران بر سَرِ اسلام و مسلمانی کرد، هزار رضاشاهِ متاخرِ دین‌ستیز، نمی‌توانست بکند! گوارایتان باد حضرات! گویی این آیه قرآن در حق شماها نازل شد که:
«پس درپی ایشان پسینیانی آمدند که نماز تباه کردند و هوسکاری‌ها پی‌گرفتند و چه زود باشد که دوزخ را دریابند».

🔺حقا که بر زوالتان کسی نخواهد گریست، اما بی‌شمارانی پایکوبی خواهند کرد!


#آینه_تاریخ #آخوندیسم


🌾 @Naqdagin
📘در بابِ تقلا برای عرضۀ «حکمت»

🍂 در ادبیات فقیهان و متشرعان همواره تاکید بر "علتِ" احکام می‌شود و فهم "حکمتِ" احکام را دشوار می‌دانند. اما با این‌حال، اهل دیانت میلی مفرط برای ذکر حکمتِ احکام و امور دارند. فی‌المثل وقتی سخن از علت حکم وجوب حجاب می‌شود، برخی آیات و روایات را به‌مثابه "علت" این حکم بیان می‌کنند، اما وقتی می‌خواهند از "حکمت" حجاب سخن بگویند، از یک کشف یا مقالۀ علمی در یک ژورنال غربی دربارۀ تاثیرات نور خورشید بر روی پوست تا خوابی که یک بازیگر هالیوودی در اهمیت حجاب دیده، استناد می‌کنند، تا ثابت کنند که حجاب "حکمتی" دارد!

🍂 همه‌چیز در خدمت اثبات درستی آن حکم قرار می‌گیرد و این "همه چیز" را "حکمت" می‌نامند! در حقیقت، حکمت چیزی نیست جز همان ایدئولوژی که بی‌هیچ حد و مرزی تلاش دارد تا آن حُکم را تثبیت نماید.

🍂 قرار است یک پیش‌فرض (مثلا یک حکم شرعی) «بای نحو کان» ثابت شود تا مو لای درزش نرود. از همینرو حکمت نه علم است و نه معرفت، بل صرفا نوعی از ایدئولوژی کاذب است.

✍🏻 دکتر #اکبر_جباری


#آخوندیسم #زنان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 غمِ عشق

🎙Shine N Shid

بیا که در غم عشقت مشوشم بی‌تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی‌تو

شب از فراق تو می‌نالم ای پری‌رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی‌تو

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا
همیشه زهر فراقت همی چِشَم بی‌تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی‌تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو

***
من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

تو همایی و منِ خسته بیچاره‌گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی



.


#بوقت_آواز #شعرانه #سعدی #عاشقانه #موزیک_ویدیو #فراق #غزلیات #شعر



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘منشِ جنسی ابن‌سینا در نسخِ کهن

✍🏻 #مسعود_باب‌الحوائجی

🍂 امروز روز شیخ‌الرئیس «ابن‌سینا» است، که پرفسور د.جمیل صلیبا (صاحب فرهنگ فلسفی) او را به‌دلیل نوشته‌های عربی‌اش، بیشتر فیلسوفِ عرب قلمداد می‌کند تا فیلسوف اسلامی!

🍂 به این مناسبت، گفتم به یکی از محققان ابن‌سینا‌-پژوه بپردازم، یعنی مستشرق هلندی دکتر «یوپ‌لامیر» که رشته اقتصادش را رها کرد و به پژوهش در فلسفه و منطق فیلسوفانی چون فارابی و ابن‌سینا و ملاصدرا پرداخت. در دانشگاه مصر و لبنان و دو سال هم در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در تهران در منطقۀ درکه ساکن بود و به تحقیق در نسخ خطی موجود در کتابخانه‌های ایران مشغول بود.

🍂 او کتابی منتشر کرد به نام «شهوت ابن‌سینا» تا نشان دهد که افسانۀ علاقۀ ابن‌سینا به شهوت‌رانی و صیغه‌کردن افراطی زنان، برساختی ناشی از تهمت‌های دشمنان او بوده‌است؛ چندان‌که گفتند این فیلسوف و طبیب، در اثر کثرت شهوترانی با زنان به بیماری قولنج مبتلا شد و در اصفهان درگذشت.

🍂 قائلان و باورمندان این دیدگاه در نسخ کهن کم نیستند؛ تا جایی که خاورشناسانی چون گوستاو لوبون و جان‌مک‌‌گینیس و گلمان و سهیل افنان نیز حرف‌های آن‌ها را تکرار کرده‌اند.

🍂 ابن خلکان به تمسخر بیتی درباره‌ی ابن‌سینا ساخت که:
و لم یشف ما نابه بالشفا
و لم ينج من موته بالنجاة
نه كتاب شفايش وي را از قولنج شفا داد
نه کتاب نجاتش از مرگ نجاتش بخشید


🍂 اما لامیر که به زبان عربی و فارسی مسلط است، نخست با بررسی نسخه‌هایی از زندگی ابن‌سینا که به شاگردش ابوعبیدجوزجانی، فیزیکدان و فیلسوف دیکته کرده، دریافت که بخش‌هایی از جملات آن کتاب، تقطیع شده تا این عبارت زیر را نتیجه گیرند:
و یشتغل بالمجامعة کثیرا فأثر فی مزاجه… حتی صار امره فی السنه… اصاب الشیخ قولنج

🔺با صرف‌نظر از نقطه‌چین‌های عبارت بالا، «ابتلای بوعلی به قولنج در اثر افراط در شهوت و مجامعت با زنان بوده». این عبارت به‌صورت تقطیع‌شدۀ فوق در نسخی چون «تتمه الصوان الحکمه» بیهقی و«وفیات‌الاعیان» ابن‌خلکان و همچنین «نزهه الارواح» شهرزوری و  ابن القفطی و ابن ابی‌اصیبه از جوزجانی روایت شده که قولنج حکیم، معلول کثرت شهوترانی وی عنوان شده‌است.

🍂 بعدها مستشرق معروف «گلمان» با اعتماد و اتکای به این نسخه‌ها، همین حرف را تکرار می‌کند و در میان دیگر خاورشناسان چون یک اپیدمی تکثیر می‌شود.

🍂 لامیر ابتدا با تحقیق در رسالۀ خود شیخ بنام «رسالة في‌القولنج» درمی‌یابد که ابن‌سینا ۴ نوع قولنج را شناسایی و برای آن ۶۰ عامل ابتلا را معرفی کرده که شهوت و مجامعت با زنان جزو هیچ‌کدام آنها نبوده‌است.

🍂 در ادامه لامیر در اثنای تحقیقات خود به نسخه‌ای از املای جوزجانی که در دانشگاه استانبول نگهداری می‌شود دست پیدا می‌کند که تا حدی مشکل برایش حل می‌شود و مشخص می‌شود مولفان نامبرده در بالا، از  عبارت یادشده با نقطه‌چین، کلماتی را حذف کرده‌اند تا قولنج شیخ را به عامل شهوترانی او‌ نسبت دهند.

🍂 لامیر با توجه به قدمت این نسخه درمی‌یابد نظر شیخ و دیدگاه جوزجانی، به هیچ وجه قولنج را مرتبط با کثرت رابطه جنسی معرفی نکرده‌اند. و این شیطنت دشمنان شیخ در تقطیع کلام جوزجانی بوده که به چنین تصوری دامن-زده‌است.

🍂 اما بدخواهان ابن‌سینا که بوده‌اند که دست به حذف و تحریف عبارات او زده‌اند؟ مشخص است که بعد از کتاب «هافت‌الفلاسفه» غزالی، متکلمان پس از او به دیدۀ یک مرتد در ابن‌سینا نظر می‌کردند، و برای تثبیت این ارتداد، نیاز به نسخۀ زندگینامه جوزجانی داشتند تا شیخ‌الرئیس را «شراب‌خوار و آوازخوان و عشق‌باز و شهوتران» جلوه دهند؛ این توصیفات از هرزگی، ارتداد او را استوارتر جلوه می‌داد. و برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز داشتند (از «فقیل» تا «حقها» در عبارت شیخ، یک تقریر کامل) را حذف کنند که پرفسور لامیر توانست این غش و حذف را در نسخۀ استانبول از کتاب کشف و افشا کند.

🍂 این اثر «یوپ لامیر» توسط مترجم و پژوهنده افغانستانی عتیق اروند به فارسی برگردانده شده‌است که از این لینک قابل دریافت است.


.


#بازاندیشی #در_چنین_روزی #آخوندیسم #پزشک #بازنگری #تاریخ #تاریخ_ایران #ابن_سینا #فلاسفه #فیلسوف #فلسفه #غزالی #احمد_غزالی #تکفیر #تفسیق #مباهته #قلنج #رابطه_جنسی #تحریف



🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
🎧مقایسۀ کوتاهی از سقوط خسرو پرویز ساسانی توسط نیروهای نیابتی بیزانس از بین اعراب، با سقوط روسیه نیکلای دوم و جایگزینی با آشوبگری‌های لنین و نیروهای بلشویک نیابتی

🎙#طاهره_بارئی


🗄پست‌ مرتبط
📻 دلسوختگی ایرانیان برای حسین‌بن‌علی (به‌بهانۀ تراژدیِ عاشورا) دارای عللی تاریخی‌ست
📻 کتاب «اسلام چگونه پدید آمد؟»
📻 سلمان و تاریخ‌تراشی عباسی
📻 چرا تاریخ‌پردازی عباسی؟
📺 سنجش تاریخ‌نگاری اسلامی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم
📺 کدام محمد؟ با استاد محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 دکتر ماجدی و عدم وجود پیامبران در اسناد
📕خَلق شخصیت محمد از روی مانی
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕فشرده‌ای پیرامون «تاریخ رستگاری»
📕
تاریخ اسلام، یا تاریخ رستگاری؟

.


#بازاندیشی #ایران #نقد_اسلام #نقد_شیعه #امام_حسین #خسرو_پرویز #قادسیه #عرب #اعراب #روم #تاریخ #تاریخ_ایران #ایران_باستان #عاشورا #اربعین #پیاده‌روی_اربعین #لنین #روسیه #تزار #اسلام #بازنگری #ساسانیان #ساسانی #زرتشت #زرتشتی #بیزانس #شیعه



🌾 @Naqdagin
📘جشنوارۀ برونا در ماترا

✍🏻
#رسول_اسدزاده (پیج)

🍂 مراسمِ «La Festa Della Bruna» سالانه در ایتالیا برگزار می‌شود. بر اساس یک افسانۀ محلی، ۶ قرن پیش، کشاورزی در حال سفر به ماترا (شهر کوچکی در ایتالیا) به زن جوانی در کنار جاده برخورد می‌کند. زن جوان از او می‌خواهد که او را هم با خود به ماترا ببرد. کشاورز، زن جوان را سوارِ گاری خودش می‌کند و زن جوان پس از رسیدن به شهر ماترا از کشاورز تشکر می‌کند (احتمالا به دلیل پاکدامنی و نداشتن نظر سوء) و به او می‌گوید، من مدونا (مریم باکره [معادلِ قصه‌های خیالیِ امام‌زمان‌محور شیعیان]) هستم.

🍂 کشاورز به‌سرعت خودش را به اسقف کلیسای ماترا می‌رساند و داستان را به او بازگو می‌کند. اسقف و کشاورز هنگام بازگشت برای ملاقات با زن جوان می‌بینند اثری از او نیست و به‌جای او، یک مجسمه از مریم باکره به جا مانده‌است(!).

🍂 این روایت منشاء مراسمی مذهبی در شهر ماترای ایتالیا و برخی شهرهای دیگر است. در این مراسم در ماترا، مجسمۀ مریم باکره را از کلیسا سوار یک گاری چوبی می‌کنند و آن را به سمت میدانی که مردم تجمع کرده‌اند، می‌برند.

🍂 برخی از دست‌-اندر-کارانِ مراسم، که به «فرشتگان محافظ» شهرت دارند، در اطراف گاری که توسط چند قاطر کشیده می‌شود، مستقر می‌‌شوند تا از گاری و مجسمه محافظت کنند.

🍂 رسم بر این است که مردم «وحشیانه» (صفتی که آسیا پالومبا روزنامه‌نگار ایتالیایی بکار برده) به سمت گاری حمله می‌کنند و هر کدام تکه‌ای از گاری و متعلقاتی که مجسمه روی آن سوار است را برای «تبرّک» و «داشتن اقبال در سالِ جاری» جدا می‌کنند.

🍂 خشونت فیزیکی در این مراسم، جزئی از سنّت تغییرناپذیر آن است؛ به‌طوری‌که همه‌ساله، چندین مصدومِ بعضا جدی به‌جا می‌گذارد. در پایان این مراسم، مجسمۀ مدونا به‌سلامت به کلیسای ماترا برگردانده می‌شود.

🔻پی‌نوشت

🍂 البته که در همۀ کشورهای جهان مراسم سنتی و مذهبی وجود دارد، ولی این را در نظر داشته‌باشید که این ویدئو، مربوط به یک شهرِ کوچک ۶۰ هزار نفری در کشور ایتالیا است. چنین تصور نکنید که این کارها مقبولِ اکثریت مردم کشوری مثل ایتالیاست. وسعت این مراسم و تعداد شرکت کننده‌ها را در نظر بگیرید.

🍂 در ضمن من بعید می‌دانم حمایت‌های مالی و لجستیکی از محل بودجۀ عمومی برای چنین کارهایی پرداخت شود. در کشوری مثل ایتالیا هزینۀ این کارها از محلّ خیریه‌ها و پول‌هایی‌ست که معتقدین و مؤمنین از جیبِ مبارکِ خودشان پرداخت می‌کنند. اگر هم از بودجۀ عمومی باشد، لابد جاذبۀ توریستی و درآمد زایی دارد.


.


#نقد_ادیان #خواب_عمیق #نقد_فرهنگ #آخوندیسم #خرافات #خرافات_مذهبی #شیعه #اربعین #پیاده‌روی_اربعین #مسیحیت #مسیحی #پاپ #مریم_باکره #ایتالیا #خرافه #تفکر_انتقادی #تفکر_نقاد #کلیسا



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «اصل برائت» یا «بی‌گناه مفروض» (+)

Presumed Innocent
🎙#مسعود_فراستی


.


#نقد_فیلم #نقد_ُسریال #سریال #سینما #دادگاه #اروتیسم



🌾 @Naqdagin
📘غیرت به‌مثابهِ عدالت

✍🏻 #آرمان_امیری

🍂
در نخستین و شاید تنها موقعیتی که قیصر فرصت پیدا می‌کند فلسفه‌ی خودش و دلیل اقدامش را توضیح بدهد، هیچ اشاره‌ای به «مفاهیم ناموسی» به چشم نمی‌خورد.

🍂 نخست اینکه او روایت خودش را نه با یاد خواهرش، بلکه با خاطرات «داش فرمون» شروع می‌کند و بیشترِ توضیحاتش هم با مرور سرنوشتِ فرمون، معنادار می‌شود؛ گویی نه خطاب به دایی، بلکه خطاب به خودش دارد می‌گوید که:
«اگر من هم مثل فرمون، آن شیوه از زندگی را در پیش بگیرم، هیچ عاقبت بهتری پیدا نخواهم کرد».

.
🍂 تنها در بخش بسیار کوتاهی از این دیالوگ یک اشاره‌ی ضمنی هم به سرنوشت «فاطی» می‌شود، آن هم نه از منظرِ «عصمت یا نجابت یا شرم و حیا»، بلکه در توصیف فاطی هم قیصر همچنان بر عنصرِ «بی‌آزاری» او تاکید می‌کند:
«اون فاطی که تو این دنیا آزارش به یک مورچه هم نرسیده‌بود، کجاست».


🍂 در نهایت، نتیجه‌گیریِ قیصر، یک نگرش کاملا فلسفی و کلان در مورد جهان هستی است. او معتقد است:
.«این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی».

«این نظام روزگاره، یعنی این روزگاره خان‌دایی! نزنی می‌زننت».


🍂 در جمع‌بندی پایانی، به‌نظر می‌رسد که قیصر فراموش نمی‌کند که پاسخی هم به معادلاتِ مابعدالطبیعه، و نظمِ فرازمینیِ زندگی بدهد:
«چقدر شب‌های ماه رمضون من و داش فرمون راه می‌افتادیم و می‌رفتیم، هرچی اون کاسبی کرده‌بود، برای فقیر-فقرا سحری می‌خرید و پول افطارشون رو می‌داد؛ حالا چی شد؟»


🍂 در واقع، او با این اشارات مذهبی، پیشاپیش هرگونه داعیۀ مبنی بر اینکه «در برابر ظلم‌های زمینی، یک نوع عدالت آسمانی وجود دارد» را مردود می‌کند تا بار دیگر، بر نتیجه‌گیریِ منحصر‌به‌فردِ خودش پافشاری کند:
«عدالت فقط در دستان خودم قرار دارد».



.


#نقد_فیلم #قیصر #مسعود_کیمیایی #پهلوی #سینما #فیلم #فیلم_فارسی #ناموس



🌾 @Naqdagin