📕اسلام رحمانی و پارادوکسِ آبغورهی فلزی
✍️#علیرضاموثق
۱) به نظرم برخی از سخنان، به اقتفای منطق موقعیت، علاوه بر خلاف واقع بودن، رنجآور نیز هستند. مدعیات خلاف واقع، همیشه رنجآور نیستند؛ برای مثال اینک اگر شخصی مدعی شود که آب در شرایط مورد نظر در ۱۲۰ درجهی سانتیگراد به نقطهی جوش میرسد، عموم انسانهای متعارف، نه تنها در ساحت عواطف دچار رنج نمیشوند؛ بلکه احتمالاً میخندند. در مقابل، اما اگر شخصی در هنگامِ تجاوز جنسی و خشن به یک کودک و در حالی که آن کودک از شدت جراحت و درد جسمی و رنج روانی، به احتضار دچار است، بگوید: «من در حال رحم و شفقت کردن؛ به جهتِ تربیت اخلاقی و رشد وجودیِ این کودک هستم»، قضیه فرق میکند. در چنین موقعیتی، ادعایِ شخصِ متجاوز، بر رنجِ مشاهدهی واقعیت توسط ناظرِ فرهیخته، یعنی مشاهدهی «درد و رنجِ کودکِ مورد نظر و آسیبهای جسمی و روانیِ وارد شده بر او» میافزاید.
۲) «دین» یک مفهوم کلی و مبهم است. در خصوص پارادوکسیکال بودنِ مفهومِ «روشنفکری دینی» ایرادات و انتقاداتی وارد شده است و روشنفکران دینی نیز پاسخهایی به منتقدین دادهاند. به نظرم اگر از امکان منطقی و نیز عملیِ جمعِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، به عنوانِ یک «مصداقِ مشخص از دین»، با «عقلانیت و عدالت در جهان جدید» پرسش شود، پاسخ خردپسندی وجود ندارد.
در عالم واقع نیز میبینیم، اشخاصی که خود را جزء نحلهی روشنفکران دینی میدانند، بر یک برساختهی جدید و در تعارض با اسلام (قرآن و سنت نبوی)، نام بی مسمایِ اسلام را حمل میکنند.
به عبارت دیگر، چهرهی خدا و روح و معاد و بهشت و جهنم و جهان و کیهان و فقه اسلام را تغییر میدهند و سپس، به باورها و آموزههایی متناقض با آنچه قرآن و سنت نبوی بیان داشته است، میگویند: «اسلام». صرفنظر از جنبهی تئوریک، در عالَم عمل نیز اگر یک انسان به آموزههای قرآن و سنت نبوی ملتزم باشد، نمیتواند به موجودی کمابیش غیر از یک داعشی بدل گردد.
به نظرم اسلامشناسیِ روح الله خمینی و محمد حسین طباطبایی و امثال ایشان، از یک حیث، در مقام قیاس با اسلامشناسیِ روشنفکران دینی، بسی بیشتر با واقعیاتِ در دسترس منطبق است. مرتضی مطهری، اسلامشناسیِ علی شریعتی را «اسلامسُرایی» مینامید.
گمان میکنم این وصف را میتوان به تمام روشنفکران دینی تعمیم داد. روح الله خمینی می گفت که محمد بن عبد الله وقتی کفارِ نجس را میکشت، در حالِ محبت کردن به آنها بود تا کمتر زندگی و گناه کنند و به تبعِ آن، کمتر در جهنم عذاب بکشند.
محمد حسین طباطبایی نیز میلیاردها نامسلمان را حیوان میدید و حقوقشان را وفق نصِ صریحِ اسلام با مسلمانان، نابرابر میدانست. بدین شکل، آنها واقعیاتِ مسلَّم و محرز دین اسلام را انکار نمیکردند و البته به نحو دیگری، به توجیهِ رحمة للعالمین بودنِ محمد بن عبدالله میپرداختند؛ یعنی همان کشتن کفار برای کمتر عذاب کشیدنِ آنها در جهنم.
روشنفکران دینی اما، یا واقعیات اسلام را انکار میکنند و یا ابتدا میپذیرند و در وهلهی بعد، با توسل به اصناف مغالطه، فرآوردهای که در تعارض با نصِ صریحِ اسلام است را یکی از اصنافِ اسلام مینامند.
۳) اعوجاجِ تئوریکِ روشنفکران دینی، البته از نسبتِ «اسلام و الزاماتِ مسلمانی» با «عقلانیت و عدالت در ظرفِ زمانه و زمینهی تاریخیِ ما» فراتر میرود و به نسبتِ «اسلام» با «رحم و شفقت» نیز سرایت میکند.
رحم و شفقت، مفاهیمی طیفیاند. در مکتب داعش و نیز در بین داعشیان میتوان مراتبی از رحم و شفقت را یافت؛ «خصوصاً نسبت به افراد قبیلهی خویش». منتها مناقشه این است که آیا سعهی وجودیِ محمد بن عبدالله (این عارف عامی و توتالیتر)، و مقتضیاتِ قرآن و سنت نبوی، و الزاماتِ نظری و نیز عملیِ مسلمانی، میتواند «بدون عدول از آموزههای مسلَّم اسلام»، رحم و شفقتی گاندیوار بیافریند؟ و آیا دامنهی شمولِ این رحم و شفقت، منطقاً میتواند «دیگریها» و «غیرخودیها» را نیز فرا بگیرد؟ و مآلاً یک کافر و مرتد و نامسلمان را نه چونان یک سگ نجس، بلکه به عنوانِ انسانی واجدِ حقوقی برابر با خویشتن ببیند و بعد، او را دوست بدارد و محترمش بپندارد؟
وگرنه، هیچ مناقشهای راجع به این مدعا وجود ندارد که حتی در چنگیزخان مغول و در مکتب و آیینش نیز حد و درجهای از رحم و شفقت وجود داشته است؛ خصوصاً نسبت به «غلامان و بردگانِ دربار سلطان».
۵ اسفند ۱۳۹۹
#یادداشت
#محمد_بن_عبدالله #حسین_بن_علی #طباطبایی #علی_شریعتی #مرتضا_مطهری #خمینی
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
۱) به نظرم برخی از سخنان، به اقتفای منطق موقعیت، علاوه بر خلاف واقع بودن، رنجآور نیز هستند. مدعیات خلاف واقع، همیشه رنجآور نیستند؛ برای مثال اینک اگر شخصی مدعی شود که آب در شرایط مورد نظر در ۱۲۰ درجهی سانتیگراد به نقطهی جوش میرسد، عموم انسانهای متعارف، نه تنها در ساحت عواطف دچار رنج نمیشوند؛ بلکه احتمالاً میخندند. در مقابل، اما اگر شخصی در هنگامِ تجاوز جنسی و خشن به یک کودک و در حالی که آن کودک از شدت جراحت و درد جسمی و رنج روانی، به احتضار دچار است، بگوید: «من در حال رحم و شفقت کردن؛ به جهتِ تربیت اخلاقی و رشد وجودیِ این کودک هستم»، قضیه فرق میکند. در چنین موقعیتی، ادعایِ شخصِ متجاوز، بر رنجِ مشاهدهی واقعیت توسط ناظرِ فرهیخته، یعنی مشاهدهی «درد و رنجِ کودکِ مورد نظر و آسیبهای جسمی و روانیِ وارد شده بر او» میافزاید.
۲) «دین» یک مفهوم کلی و مبهم است. در خصوص پارادوکسیکال بودنِ مفهومِ «روشنفکری دینی» ایرادات و انتقاداتی وارد شده است و روشنفکران دینی نیز پاسخهایی به منتقدین دادهاند. به نظرم اگر از امکان منطقی و نیز عملیِ جمعِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، به عنوانِ یک «مصداقِ مشخص از دین»، با «عقلانیت و عدالت در جهان جدید» پرسش شود، پاسخ خردپسندی وجود ندارد.
در عالم واقع نیز میبینیم، اشخاصی که خود را جزء نحلهی روشنفکران دینی میدانند، بر یک برساختهی جدید و در تعارض با اسلام (قرآن و سنت نبوی)، نام بی مسمایِ اسلام را حمل میکنند.
به عبارت دیگر، چهرهی خدا و روح و معاد و بهشت و جهنم و جهان و کیهان و فقه اسلام را تغییر میدهند و سپس، به باورها و آموزههایی متناقض با آنچه قرآن و سنت نبوی بیان داشته است، میگویند: «اسلام». صرفنظر از جنبهی تئوریک، در عالَم عمل نیز اگر یک انسان به آموزههای قرآن و سنت نبوی ملتزم باشد، نمیتواند به موجودی کمابیش غیر از یک داعشی بدل گردد.
به نظرم اسلامشناسیِ روح الله خمینی و محمد حسین طباطبایی و امثال ایشان، از یک حیث، در مقام قیاس با اسلامشناسیِ روشنفکران دینی، بسی بیشتر با واقعیاتِ در دسترس منطبق است. مرتضی مطهری، اسلامشناسیِ علی شریعتی را «اسلامسُرایی» مینامید.
گمان میکنم این وصف را میتوان به تمام روشنفکران دینی تعمیم داد. روح الله خمینی می گفت که محمد بن عبد الله وقتی کفارِ نجس را میکشت، در حالِ محبت کردن به آنها بود تا کمتر زندگی و گناه کنند و به تبعِ آن، کمتر در جهنم عذاب بکشند.
محمد حسین طباطبایی نیز میلیاردها نامسلمان را حیوان میدید و حقوقشان را وفق نصِ صریحِ اسلام با مسلمانان، نابرابر میدانست. بدین شکل، آنها واقعیاتِ مسلَّم و محرز دین اسلام را انکار نمیکردند و البته به نحو دیگری، به توجیهِ رحمة للعالمین بودنِ محمد بن عبدالله میپرداختند؛ یعنی همان کشتن کفار برای کمتر عذاب کشیدنِ آنها در جهنم.
روشنفکران دینی اما، یا واقعیات اسلام را انکار میکنند و یا ابتدا میپذیرند و در وهلهی بعد، با توسل به اصناف مغالطه، فرآوردهای که در تعارض با نصِ صریحِ اسلام است را یکی از اصنافِ اسلام مینامند.
۳) اعوجاجِ تئوریکِ روشنفکران دینی، البته از نسبتِ «اسلام و الزاماتِ مسلمانی» با «عقلانیت و عدالت در ظرفِ زمانه و زمینهی تاریخیِ ما» فراتر میرود و به نسبتِ «اسلام» با «رحم و شفقت» نیز سرایت میکند.
رحم و شفقت، مفاهیمی طیفیاند. در مکتب داعش و نیز در بین داعشیان میتوان مراتبی از رحم و شفقت را یافت؛ «خصوصاً نسبت به افراد قبیلهی خویش». منتها مناقشه این است که آیا سعهی وجودیِ محمد بن عبدالله (این عارف عامی و توتالیتر)، و مقتضیاتِ قرآن و سنت نبوی، و الزاماتِ نظری و نیز عملیِ مسلمانی، میتواند «بدون عدول از آموزههای مسلَّم اسلام»، رحم و شفقتی گاندیوار بیافریند؟ و آیا دامنهی شمولِ این رحم و شفقت، منطقاً میتواند «دیگریها» و «غیرخودیها» را نیز فرا بگیرد؟ و مآلاً یک کافر و مرتد و نامسلمان را نه چونان یک سگ نجس، بلکه به عنوانِ انسانی واجدِ حقوقی برابر با خویشتن ببیند و بعد، او را دوست بدارد و محترمش بپندارد؟
وگرنه، هیچ مناقشهای راجع به این مدعا وجود ندارد که حتی در چنگیزخان مغول و در مکتب و آیینش نیز حد و درجهای از رحم و شفقت وجود داشته است؛ خصوصاً نسبت به «غلامان و بردگانِ دربار سلطان».
۵ اسفند ۱۳۹۹
#یادداشت
#محمد_بن_عبدالله #حسین_بن_علی #طباطبایی #علی_شریعتی #مرتضا_مطهری #خمینی
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📕اسلام رحمانی و پارادوکسِ آبغورهی فلزی
#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #روشنفکران_دینی #اسلام_رحمانی
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #روشنفکران_دینی #اسلام_رحمانی
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📘شاه یا خمینی؟
دکتر سروش و یک انتخاب خطیر
✍️#علیرضاموثق
#نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #عبدالکریم_سروش #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
دکتر سروش و یک انتخاب خطیر
✍️#علیرضاموثق
#نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #عبدالکریم_سروش #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘شاه یا خمینی؟
(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
دکتر سروش پس از مقایسهٔ روح الله خمینی و محمدرضا پهلوی و پس از به پا خاستنِ موجی از انتقاد و اعتراض پیرامونِ اعلام نظرش، در یک فایل صوتی، به ایضاح موضعش و به بررسی نقدهای وارد شده پرداخته است (اینجا).
دکتر سروش در ابتدای سخن، به مذمت توهینها و تخریبهایی میپردازد که متعاقب شنیدن یک نظر مخالف، چون طوفان به سوی او روان شد. دکتر سروش این امر را به فرهنگِ استبدادیِ ما ربط میدهد و البته از این حیث حق دارد و مناقشهای نیست؛ زیرا در کثیری از موارد، به ناحق، «فحاشی»، به جای «نقادی و استدلالورزی» نشست؛
اما دکتر سروش در اصل سخن و در خصوصِ نقدهای اساسی، یا مغالطه کرده و یا آنها را مسکوت گذاشته و پاسخ نداده و تنها به بررسیِ نقدهای ضعیفِ وارد شده به خودش پرداخته است.
نگارندهٔ این سطور، پرداختن انتقادی به این موضوع، یعنی انتخاب خمینی به جای محمدرضا پهلوی (در فرضی خیالی که گزینهٔ سومی چون امثال مهندس بازرگان متصور نیست) را بسیار مهم و مفید میداند؛ زیرا بزرگانِ فکری و فلاسفهٔ ما، ظاهراً آنقدر در آسمانِ انتزاع زندگی و تفلسف کردهاند که وقتی برای لحظاتی به خاک انضمام نزول اجلال میکنند، عموماً مواضع نادرست میگیرند و آسیب تولید میکنند و آشهایی مثل انقلاب ۵۷ را میپزند و بعد، از پذیرش مسئولیت به قدر سهم خویش شانه خالی میکنند؛ مانند مرحوم شایگان که به قول خود دکتر سروش به ناروا «خمینی را در ابتدا گاندی دوم نامیده بود»(!) و البته در اواخر عمر (برخلاف دکتر سروش) شجاعانه اذعان کرد که «گند زده است»؛ لذا اگر بعد از چهل سال، در مقام نقد و داوریِ نظر دکتر سروش نسبت به این امر، به بصیرتها و ملاکهایی برسیم، میتواند برای آینده، به دقت ما در انتخاب هایمان کمک کند؛ اما آن نقدهای اساسیِ مدنظرم کداماند؟
۱) ما در عالم واقع بسیار میبینیم که شخصی بی سواد است؛ اما تاجر و کاسب موفقی است و وضع مالی بسیار خوبی دارد. در مقابل، افرادی را میبینیم که لیسانس یا دکترای حتی اقتصاد دارند؛ اما در تولید و کسب ثروت، ناتواناند؛ یک مثال بارز برای بیان مرادم، شخص نادر و فیلسوف و متفکر و فرهیخته و فرزانهای چون مصطفی ملکیان است که حسب اذعان خودش، در حوزهٔ عقل معاش، بسیار ضعیف است. به همین قیاس، سخن در نقد موضع دکتر سروش این است که سواد روح الله خمینی در یک حوزهٔ مشخص از معارف بشری؛ مثل فقه و عرفان و فلسفهٔ اسلامی، مزیتی برای انتخاب خمینی در مقام حاکم سیاسی و ارشد نیست؛ زیرا شاه سابق، اگر چه شخصِ فرهیخته و متفکر و باتدبیر و روشنفکر و دموکراتی نبود و ضعف ها و نواقص متعددی داشت؛ اما حداقل در این سطح شعور مملکتداری داشت که:
اولاً) این سطح از تنش خارجی را با قدرتهای خارجی، اعم از ابر قدرت ها یا همسایگان ایجاد نکند و نیز از اشغال سفارت یک ابر قدرت که توسط چند جوان خام و چگوارا زده و جو گیر صورت گرفته بود، حمایت نکند؛
ثانیاً) به فکر «جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان» و آزادیِ کربلا و قدس نیفتد و به کشورش هزینههای کلان و گزاف تحمیل نکند.
ثالثاً) سنگسار و جواز ازدواج با دختربچه و جواز قتل مرتد و یا جواز قطع دست و پا و شلاق و یا تبعیض حقوقی بین کافر/مسلمان و زن/مرد را سخن الله یا سخن فراتاریخی الله که میبایست به شکل قانون اعمال شود نداند و نشان دادن ساز موسیقیِ حتی سنتی از تلویزیون را ممنوع نکند و به حجاب اجباری و «روسری با توسری» فرمان ندهد و امثالهم.
مغالطهٔ دکتر سروش این است که میگوید: «هر دو مستبد بودند»؛ اما نه عزیز من! استبداد، مفهومی طیفی است و شدت و ضعف دارد. همچنین خود دکتر سروش به صورت متناقض در یکجا اذعان میکند که استبداد دینی، بدتر از استبداد غیر دینی است؛ اما آنجا که میخواهد از موضع مورد بحثش؛ یعنی انتخاب خمینی در آن آزمونِ خیالی دفاع کند، نقل به مضمون می گوید: «هر دو مستبد بودند و لذا فرقی نمیکرد و هیچ کدام مزیتی نسبت به یکدیگر از این حیث ندارند».
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
دکتر سروش پس از مقایسهٔ روح الله خمینی و محمدرضا پهلوی و پس از به پا خاستنِ موجی از انتقاد و اعتراض پیرامونِ اعلام نظرش، در یک فایل صوتی، به ایضاح موضعش و به بررسی نقدهای وارد شده پرداخته است (اینجا).
دکتر سروش در ابتدای سخن، به مذمت توهینها و تخریبهایی میپردازد که متعاقب شنیدن یک نظر مخالف، چون طوفان به سوی او روان شد. دکتر سروش این امر را به فرهنگِ استبدادیِ ما ربط میدهد و البته از این حیث حق دارد و مناقشهای نیست؛ زیرا در کثیری از موارد، به ناحق، «فحاشی»، به جای «نقادی و استدلالورزی» نشست؛
اما دکتر سروش در اصل سخن و در خصوصِ نقدهای اساسی، یا مغالطه کرده و یا آنها را مسکوت گذاشته و پاسخ نداده و تنها به بررسیِ نقدهای ضعیفِ وارد شده به خودش پرداخته است.
نگارندهٔ این سطور، پرداختن انتقادی به این موضوع، یعنی انتخاب خمینی به جای محمدرضا پهلوی (در فرضی خیالی که گزینهٔ سومی چون امثال مهندس بازرگان متصور نیست) را بسیار مهم و مفید میداند؛ زیرا بزرگانِ فکری و فلاسفهٔ ما، ظاهراً آنقدر در آسمانِ انتزاع زندگی و تفلسف کردهاند که وقتی برای لحظاتی به خاک انضمام نزول اجلال میکنند، عموماً مواضع نادرست میگیرند و آسیب تولید میکنند و آشهایی مثل انقلاب ۵۷ را میپزند و بعد، از پذیرش مسئولیت به قدر سهم خویش شانه خالی میکنند؛ مانند مرحوم شایگان که به قول خود دکتر سروش به ناروا «خمینی را در ابتدا گاندی دوم نامیده بود»(!) و البته در اواخر عمر (برخلاف دکتر سروش) شجاعانه اذعان کرد که «گند زده است»؛ لذا اگر بعد از چهل سال، در مقام نقد و داوریِ نظر دکتر سروش نسبت به این امر، به بصیرتها و ملاکهایی برسیم، میتواند برای آینده، به دقت ما در انتخاب هایمان کمک کند؛ اما آن نقدهای اساسیِ مدنظرم کداماند؟
۱) ما در عالم واقع بسیار میبینیم که شخصی بی سواد است؛ اما تاجر و کاسب موفقی است و وضع مالی بسیار خوبی دارد. در مقابل، افرادی را میبینیم که لیسانس یا دکترای حتی اقتصاد دارند؛ اما در تولید و کسب ثروت، ناتواناند؛ یک مثال بارز برای بیان مرادم، شخص نادر و فیلسوف و متفکر و فرهیخته و فرزانهای چون مصطفی ملکیان است که حسب اذعان خودش، در حوزهٔ عقل معاش، بسیار ضعیف است. به همین قیاس، سخن در نقد موضع دکتر سروش این است که سواد روح الله خمینی در یک حوزهٔ مشخص از معارف بشری؛ مثل فقه و عرفان و فلسفهٔ اسلامی، مزیتی برای انتخاب خمینی در مقام حاکم سیاسی و ارشد نیست؛ زیرا شاه سابق، اگر چه شخصِ فرهیخته و متفکر و باتدبیر و روشنفکر و دموکراتی نبود و ضعف ها و نواقص متعددی داشت؛ اما حداقل در این سطح شعور مملکتداری داشت که:
اولاً) این سطح از تنش خارجی را با قدرتهای خارجی، اعم از ابر قدرت ها یا همسایگان ایجاد نکند و نیز از اشغال سفارت یک ابر قدرت که توسط چند جوان خام و چگوارا زده و جو گیر صورت گرفته بود، حمایت نکند؛
ثانیاً) به فکر «جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان» و آزادیِ کربلا و قدس نیفتد و به کشورش هزینههای کلان و گزاف تحمیل نکند.
ثالثاً) سنگسار و جواز ازدواج با دختربچه و جواز قتل مرتد و یا جواز قطع دست و پا و شلاق و یا تبعیض حقوقی بین کافر/مسلمان و زن/مرد را سخن الله یا سخن فراتاریخی الله که میبایست به شکل قانون اعمال شود نداند و نشان دادن ساز موسیقیِ حتی سنتی از تلویزیون را ممنوع نکند و به حجاب اجباری و «روسری با توسری» فرمان ندهد و امثالهم.
مغالطهٔ دکتر سروش این است که میگوید: «هر دو مستبد بودند»؛ اما نه عزیز من! استبداد، مفهومی طیفی است و شدت و ضعف دارد. همچنین خود دکتر سروش به صورت متناقض در یکجا اذعان میکند که استبداد دینی، بدتر از استبداد غیر دینی است؛ اما آنجا که میخواهد از موضع مورد بحثش؛ یعنی انتخاب خمینی در آن آزمونِ خیالی دفاع کند، نقل به مضمون می گوید: «هر دو مستبد بودند و لذا فرقی نمیکرد و هیچ کدام مزیتی نسبت به یکدیگر از این حیث ندارند».
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
Telegram
📚نقدآگین
شاه یا خمینی؟
(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#سیاسی
#انقلاب #نقدچپ #نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #اخلاق_جنسی #مغالطات
#دکتر_سروش #خمینی #محمدرضاشاه
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#سیاسی
#انقلاب #نقدچپ #نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #اخلاق_جنسی #مغالطات
#دکتر_سروش #خمینی #محمدرضاشاه
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📘شاه یا خمینی؟
(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق
۲) دکتر سروش در خصوص مردمی بودنِ خمینی که حرفی کاملاً درست است، میگوید که مردمی بودن هیتلر، ربطی به خمینی نداشت؛
اما چرا ربطی نداشت؟ دلیل شما چیست که ربطی نداشت؟ نقدِ وارده این است که وقتی مردمی با خروشِ عواطف و با شیفتگی و با ذوب کردنِ عقلانیت و فردیتِ خویش در شخصیتِ رهبر و پیشوا، چون سیل حرکت میکنند، عموماً شر و خسارت تولید میشود؛ زیرا قدرت نقادی و واقعبینیشان را از دست میدهند؛
پس ربطِ مردمی بودن خمینی با هیتلر، همین «فروکوفتنِ عقلانیت و فردیت از مجرای عشق به رهبر و ذوب شدن در او ست»؛ نه اینکه در این نقد، شخصیت و رفتار خمینی دقیقاً از همهٔ وجوه با هیتلر مقایسه شده باشد.
برای یک سیاستمدار، جذب مردم مهم است؛ اما یک داور و ناقدِ بیرونی و روشنفکر، جذب مردم را موقعی ارزشمند میبیند که بر مبنای عقلانیت و دقت در برنامههای دقیق و عقلانی و علمی و عادلانهٔ آن سیاستمدار اتفاق افتاده باشد. اینکه «مردمی» از فرطِ خرافات، بی سوادی، بلاهت، بیبصیرتی، توهم، هیجانزدگی و عوامیت، بدون اینکه بدانند اصلاً مفاد و مفهوم و مدلول و تبعاتِ تئوری ولایت مطلقهٔ فقیه چیست، همینطور دیمی و گترهای، فوج فوج، چون سیلی ویرانگر به راه میافتند و از چالهٔ استبداد غیر دینی به چاه ویلِ استبداد دینی، سرازیر میشوند و مآلاً سرنوشتِ چند نسل را سیاهتر میکنند، چه ارزشی در مقام داوریِ سیاسی میتواند داشته باشد؟
۳) اما نکتهٔ مهمِ بعدی، این است که ما یکبار برای همیشه میبایست تکلیف خودمان را با اخلاق جنسیِ حاکمان روشن کنیم و از خودمان بپرسیم که برای مثال، بین یک حاکم همجنسگرا، اما بالنسبه اخلاقی و عالم و موفق و توانمند در عرصهٔ سیاسی و مدیریت و مملکتداری با شخصی که چون مسیح و بودا و گاندی، غریزهٔ جنسیش را سرکوب کرده است؛ اما نسبت به شخص قبل (یعنی فردِ همجنسگرا)، در حوزهٔ سیاسی و مملکتداری، ضعیفتر است، کدام یک ارجحاند؟
در این حوزه، یعنی در مقام سیاستورزی و مملکتداری و آیین شهریاری، اخلاق جنسی و سبک زندگی و عفتِ حاکمان که راجع به غریزهٔ جنسی ست، چه ربطی به ما دارد؟
البته در مانحن فیه نکتهٔ بسی مهمتر این است که دکتر سروش، که در اسلامش، ازدواج موقت و اجارهٔ کنیز و سکس با کنیز وجود دارد، با چه ملاکی محمدرضا پهلوی را ناعفیف مینامد؟ آیا حسن بن علی به خاطر کثرت در ازدواج و طلاق دادن زنانش، حتی مورد انتقاد علی بن ابی طالب قرار نگرفت؟
چرا اگر یک پیرمرد ۶۰ ساله، برود و صرفاً بر مبنای ارضای غریزهٔ جنسی با یک دختربچهٔ ۹ ساله، صرفاً برای یک شب، ازدواج موقت کند یا چندین زن صیغهای و دائم بگیرد و چون پیامبر اسلام، علاوه بر چندین همسر، حتی از لذت جنسیِ کنیزان نیز تمتع جوید و کار را به ماجرای ماریه قبطیه و مداخله و پارتیبازیِ الله به نفع رسولش برساند، بی عفت نیست؛ اما اگر شخصی در قالب سبک زندگی مدرن، بر مبنای توافق، تنوع در رابطهٔ جنسی داشته باشد، زنباره است؟
۴) مغالطهٔ بعدی دکتر سروش این است که می گوید: «انقلاب می شود؛ اما اگر میخواهید، یقهٔ کسی را بگیرید، یقیهٔ محمدرضا پهلوی را بگیرید که با تن به اصلاح ندادن و با استبدادورزی، کار را به انقلاب کشاند».
در اینجا باید به دکتر سروش گفت که خیر! ما منتقدینِ مدنظر، هم یقهٔ شاه سابق و پسر حقیر و وقیح و بیسوادش را میگیریم که هیچ انتقادی را نسبت به پدر و پدر بزرگش قبول نمیکند و هم یقهٔ شما روشنفکران را و هم یقهٔ مردم و عوام را و هم یقهٔ چپ و چپها را و هم یقهٔ اسلام و آخوندها را. مرجح چیست که تنها یقهٔ محمدرضا پهلوی را بگیریم؟
اتفاقاً بیش از همه باید یقهٔ روشنفکرانِ کتاب خوانده و غرب رفته را به قصد نقادی و روشنگری و عبرتآموزی گرفت که از تاریخ انقلابهای پیش از خود، حداقلی از عبرت را نگرفته بودند و جامعهٔ خود را نمیشناختند و متوجه نبودند که در جامعهای «مذهبی-فقهی-اسطوره ای-خرافی-تعبدی-استبدادی» که در آن هیچ حزب فراگیری وجود ندارد و از طرف دیگر، لشکری از آخوندهای خرافاتی و بی سواد و بی هنر و بی کار و مفتخور با مرجعیت و نفوذ اجتماعی در کانتکست، در قالب شبکهٔ مساجد تا اعماق شهرها و روستاها متشکل و سازماندهی شدهاند، انقلاب چه فاجعهای ایجاد میکند و چطور به اقتفای منطق قدرت، قدرت سیاسی، دو دستی تقدیم روحانیون میشود.
دکتر سروش پس از حدود نیم قرن حکومت دینی، تازه به این نتیجه رسیده است که «تا فرهنگ استبدادیِ ما درمان نشود، حکومت ما دموکرات نمیشود»؛ اما نقد من به شما غرب رفتهها و جان استوارت میل خواندهها این است که چرا این بدیهیات را زودتر متوجه نشدید؟ چه نقصی در شیوهٔ تفکر شما متفکران و روشنفکران و فیلسوفانِ ما وجود دارد که چون مرحوم شایگان، «خمینی» را «گاندی» دیدید؟ و بدیهیات و اولیات را ندیدید؟
#بازنشر
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق
۲) دکتر سروش در خصوص مردمی بودنِ خمینی که حرفی کاملاً درست است، میگوید که مردمی بودن هیتلر، ربطی به خمینی نداشت؛
اما چرا ربطی نداشت؟ دلیل شما چیست که ربطی نداشت؟ نقدِ وارده این است که وقتی مردمی با خروشِ عواطف و با شیفتگی و با ذوب کردنِ عقلانیت و فردیتِ خویش در شخصیتِ رهبر و پیشوا، چون سیل حرکت میکنند، عموماً شر و خسارت تولید میشود؛ زیرا قدرت نقادی و واقعبینیشان را از دست میدهند؛
پس ربطِ مردمی بودن خمینی با هیتلر، همین «فروکوفتنِ عقلانیت و فردیت از مجرای عشق به رهبر و ذوب شدن در او ست»؛ نه اینکه در این نقد، شخصیت و رفتار خمینی دقیقاً از همهٔ وجوه با هیتلر مقایسه شده باشد.
برای یک سیاستمدار، جذب مردم مهم است؛ اما یک داور و ناقدِ بیرونی و روشنفکر، جذب مردم را موقعی ارزشمند میبیند که بر مبنای عقلانیت و دقت در برنامههای دقیق و عقلانی و علمی و عادلانهٔ آن سیاستمدار اتفاق افتاده باشد. اینکه «مردمی» از فرطِ خرافات، بی سوادی، بلاهت، بیبصیرتی، توهم، هیجانزدگی و عوامیت، بدون اینکه بدانند اصلاً مفاد و مفهوم و مدلول و تبعاتِ تئوری ولایت مطلقهٔ فقیه چیست، همینطور دیمی و گترهای، فوج فوج، چون سیلی ویرانگر به راه میافتند و از چالهٔ استبداد غیر دینی به چاه ویلِ استبداد دینی، سرازیر میشوند و مآلاً سرنوشتِ چند نسل را سیاهتر میکنند، چه ارزشی در مقام داوریِ سیاسی میتواند داشته باشد؟
۳) اما نکتهٔ مهمِ بعدی، این است که ما یکبار برای همیشه میبایست تکلیف خودمان را با اخلاق جنسیِ حاکمان روشن کنیم و از خودمان بپرسیم که برای مثال، بین یک حاکم همجنسگرا، اما بالنسبه اخلاقی و عالم و موفق و توانمند در عرصهٔ سیاسی و مدیریت و مملکتداری با شخصی که چون مسیح و بودا و گاندی، غریزهٔ جنسیش را سرکوب کرده است؛ اما نسبت به شخص قبل (یعنی فردِ همجنسگرا)، در حوزهٔ سیاسی و مملکتداری، ضعیفتر است، کدام یک ارجحاند؟
در این حوزه، یعنی در مقام سیاستورزی و مملکتداری و آیین شهریاری، اخلاق جنسی و سبک زندگی و عفتِ حاکمان که راجع به غریزهٔ جنسی ست، چه ربطی به ما دارد؟
البته در مانحن فیه نکتهٔ بسی مهمتر این است که دکتر سروش، که در اسلامش، ازدواج موقت و اجارهٔ کنیز و سکس با کنیز وجود دارد، با چه ملاکی محمدرضا پهلوی را ناعفیف مینامد؟ آیا حسن بن علی به خاطر کثرت در ازدواج و طلاق دادن زنانش، حتی مورد انتقاد علی بن ابی طالب قرار نگرفت؟
چرا اگر یک پیرمرد ۶۰ ساله، برود و صرفاً بر مبنای ارضای غریزهٔ جنسی با یک دختربچهٔ ۹ ساله، صرفاً برای یک شب، ازدواج موقت کند یا چندین زن صیغهای و دائم بگیرد و چون پیامبر اسلام، علاوه بر چندین همسر، حتی از لذت جنسیِ کنیزان نیز تمتع جوید و کار را به ماجرای ماریه قبطیه و مداخله و پارتیبازیِ الله به نفع رسولش برساند، بی عفت نیست؛ اما اگر شخصی در قالب سبک زندگی مدرن، بر مبنای توافق، تنوع در رابطهٔ جنسی داشته باشد، زنباره است؟
۴) مغالطهٔ بعدی دکتر سروش این است که می گوید: «انقلاب می شود؛ اما اگر میخواهید، یقهٔ کسی را بگیرید، یقیهٔ محمدرضا پهلوی را بگیرید که با تن به اصلاح ندادن و با استبدادورزی، کار را به انقلاب کشاند».
در اینجا باید به دکتر سروش گفت که خیر! ما منتقدینِ مدنظر، هم یقهٔ شاه سابق و پسر حقیر و وقیح و بیسوادش را میگیریم که هیچ انتقادی را نسبت به پدر و پدر بزرگش قبول نمیکند و هم یقهٔ شما روشنفکران را و هم یقهٔ مردم و عوام را و هم یقهٔ چپ و چپها را و هم یقهٔ اسلام و آخوندها را. مرجح چیست که تنها یقهٔ محمدرضا پهلوی را بگیریم؟
اتفاقاً بیش از همه باید یقهٔ روشنفکرانِ کتاب خوانده و غرب رفته را به قصد نقادی و روشنگری و عبرتآموزی گرفت که از تاریخ انقلابهای پیش از خود، حداقلی از عبرت را نگرفته بودند و جامعهٔ خود را نمیشناختند و متوجه نبودند که در جامعهای «مذهبی-فقهی-اسطوره ای-خرافی-تعبدی-استبدادی» که در آن هیچ حزب فراگیری وجود ندارد و از طرف دیگر، لشکری از آخوندهای خرافاتی و بی سواد و بی هنر و بی کار و مفتخور با مرجعیت و نفوذ اجتماعی در کانتکست، در قالب شبکهٔ مساجد تا اعماق شهرها و روستاها متشکل و سازماندهی شدهاند، انقلاب چه فاجعهای ایجاد میکند و چطور به اقتفای منطق قدرت، قدرت سیاسی، دو دستی تقدیم روحانیون میشود.
دکتر سروش پس از حدود نیم قرن حکومت دینی، تازه به این نتیجه رسیده است که «تا فرهنگ استبدادیِ ما درمان نشود، حکومت ما دموکرات نمیشود»؛ اما نقد من به شما غرب رفتهها و جان استوارت میل خواندهها این است که چرا این بدیهیات را زودتر متوجه نشدید؟ چه نقصی در شیوهٔ تفکر شما متفکران و روشنفکران و فیلسوفانِ ما وجود دارد که چون مرحوم شایگان، «خمینی» را «گاندی» دیدید؟ و بدیهیات و اولیات را ندیدید؟
#بازنشر
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
📚نقدآگین
شاه یا خمینی؟
(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#سیاسی
#انقلاب #نقدچپ #نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #اخلاق_جنسی #مغالطات
#دکتر_سروش #خمینی #محمدرضاشاه
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
(دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#سیاسی
#انقلاب #نقدچپ #نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #اخلاق_جنسی #مغالطات
#دکتر_سروش #خمینی #محمدرضاشاه
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
نقدآگین
#آخوندیسم 1️⃣ آخوند مهدوی کنی: پیامبر در معراج، سرعتی بیش از نور داشت و این امر اینشتین را به فکر انداخت که نسبیت را بیان کند و بعد، اینشتین شیعه شد!!!😳 2️⃣ خدایا خودت این قوم را شفا بده! ➖➖➖ 🌾@Naqdagin
بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
@Naqdagin
#آخوندیسم
🎧 بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
اشارات و تنبیهاتی پیرامون این سخنان ⬇️
#طباطبایی #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
اشارات و تنبیهاتی پیرامون این سخنان ⬇️
#طباطبایی #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📗اشارات و تنبیهات (۴۷)
✍️#علیرضاموثق
🍂 دکتر سروش زیرکتر و باهوشتر از آن است که متوجه نشود، صدر و ذیل سخنانش متناقض است. در فقرهٔ قبل نیز ابتدا گفت که استبداد دینی، رذلتر و فاسدتر و ظالمتر و خسارتبارتر از استبداد غیردینیست و نیز خمینی را ادامهٔ نواب صفوی داعشی و تروریست اعلام کرد و سپس، در دوگانهٔ فرضیاش، روح الله خمینی را بر محمدرضا پهلوی ارجح دانست و خمینی را باسوادترین حاکم تاریخ ایران دید(!)
🍂 در این فایل صوتی نیز سروش ابتدا میگوید، طباطبایی و مطهری و منتظری، دانشمند و محترم هستند و سپس، سطح معلومات و شعور اشخاص مذکور در ترازوی جهان جدید را در حد یک «کودک دبستانی» اعلام میکند و مهمتر اینکه در جایی دیگر صراحتاً میگوید حتی به «سلامت عقل» طباطباییِ «متعبدانهملخخور» شک کردهاست (همو که با شعور قلیل و روان بیمار و سعهٔ وجودی تنگش، میلیاردها نامسلمان را حیوان میدید و حتی سنیمذهبها را در شب اول قبر مستحق شکنجه میدانست و به توجیه اخلاقی بردهداری میپرداخت).
🍂 یک مشت حدیث و آیه و خرافات و اباطیل و احکام داعشی و آموزههای عصر «حجر-حجازی» را از قعرِ تاریکِ تاریخ بدون تجهیز به متد علمی و به شیوهٔ سنتی بیرون کشیدن، و با «عقلی تابع نقل» آنها را طوطیوار حفظ و بلغور کردن و نیز اندکی از فلسفهٔ یونان باستان را برای مالهکشی اسلام چونان ملاصدرا استخدام نمودن، امروزه در حد سواد یک جوان دیپلمه، ارزش معرفتی ندارد تا به اقتفایش این موجودات را «دانشمند و علامه و استاد و فیلسوف» بنامیم.
🍂 منتها دکتر سروش ظاهراً میخواهد خدا و خرما را با یکدیگر جمع کند و از یک طرف، باعث کدورت برخی از دوستانش در بین اقشار سنتی جامعه نشود و از طرف دیگر، حقایقی را جهت اطلاع مخاطبان و نیز ثبت در تاریخ بیان کند و مآلاً به صراحت، طباطبایی و مطهری و منتظری و خمینی را با متر مدرنیسم و علوم تجربی انسانی و طبیعی، بیسواد و عقبماندهٔ فکری و فرهنگی اعلام نماید.
با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست/ یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
🍂 دکتر سروش زیرکتر و باهوشتر از آن است که متوجه نشود، صدر و ذیل سخنانش متناقض است. در فقرهٔ قبل نیز ابتدا گفت که استبداد دینی، رذلتر و فاسدتر و ظالمتر و خسارتبارتر از استبداد غیردینیست و نیز خمینی را ادامهٔ نواب صفوی داعشی و تروریست اعلام کرد و سپس، در دوگانهٔ فرضیاش، روح الله خمینی را بر محمدرضا پهلوی ارجح دانست و خمینی را باسوادترین حاکم تاریخ ایران دید(!)
🍂 در این فایل صوتی نیز سروش ابتدا میگوید، طباطبایی و مطهری و منتظری، دانشمند و محترم هستند و سپس، سطح معلومات و شعور اشخاص مذکور در ترازوی جهان جدید را در حد یک «کودک دبستانی» اعلام میکند و مهمتر اینکه در جایی دیگر صراحتاً میگوید حتی به «سلامت عقل» طباطباییِ «متعبدانهملخخور» شک کردهاست (همو که با شعور قلیل و روان بیمار و سعهٔ وجودی تنگش، میلیاردها نامسلمان را حیوان میدید و حتی سنیمذهبها را در شب اول قبر مستحق شکنجه میدانست و به توجیه اخلاقی بردهداری میپرداخت).
🍂 یک مشت حدیث و آیه و خرافات و اباطیل و احکام داعشی و آموزههای عصر «حجر-حجازی» را از قعرِ تاریکِ تاریخ بدون تجهیز به متد علمی و به شیوهٔ سنتی بیرون کشیدن، و با «عقلی تابع نقل» آنها را طوطیوار حفظ و بلغور کردن و نیز اندکی از فلسفهٔ یونان باستان را برای مالهکشی اسلام چونان ملاصدرا استخدام نمودن، امروزه در حد سواد یک جوان دیپلمه، ارزش معرفتی ندارد تا به اقتفایش این موجودات را «دانشمند و علامه و استاد و فیلسوف» بنامیم.
🍂 منتها دکتر سروش ظاهراً میخواهد خدا و خرما را با یکدیگر جمع کند و از یک طرف، باعث کدورت برخی از دوستانش در بین اقشار سنتی جامعه نشود و از طرف دیگر، حقایقی را جهت اطلاع مخاطبان و نیز ثبت در تاریخ بیان کند و مآلاً به صراحت، طباطبایی و مطهری و منتظری و خمینی را با متر مدرنیسم و علوم تجربی انسانی و طبیعی، بیسواد و عقبماندهٔ فکری و فرهنگی اعلام نماید.
با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست/ یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#آخوندیسم
🎧 بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
اشارات و تنبیهاتی پیرامون این سخنان ⬇️
#طباطبایی #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
اشارات و تنبیهاتی پیرامون این سخنان ⬇️
#طباطبایی #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘موج سیاه: عربستان سعودی، ایران، و چهل سال رقابت
✍🏻 #آرمین_امید
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمین_امید
.#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #خمینی #انقلاب_اسلامی #بنیادگرایی #عربستان #خاورمیانه #محمدرضا_پهلوی #پهلوی #نقد_کتاب #معرفی_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اهمیت بستر فرهنگی
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۷)
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸تفسیرِ ایرانی-شیعی از واقعۀ کربلا، نوعی تلاش برای ارتقاء حسین به یک فیلسوف و شوالیۀ زرتشتی بودهاست، اما در نهایت، چون زهر اسلام آنقدر غلیظ بوده، پروژۀ تشیع نیز شکست خورد
🔸تعارضِ آشکارِ تصور ایرانیان از دین و واقعیت اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸تفسیرِ ایرانی-شیعی از واقعۀ کربلا، نوعی تلاش برای ارتقاء حسین به یک فیلسوف و شوالیۀ زرتشتی بودهاست، اما در نهایت، چون زهر اسلام آنقدر غلیظ بوده، پروژۀ تشیع نیز شکست خورد
🔸تعارضِ آشکارِ تصور ایرانیان از دین و واقعیت اسلام
.
#نقد_فرهنگ #زیستروان #نقد_ادیان#ادیان #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #اسلام #نقد_اسلام #مطالعات_اسلام #جهان_اسلام #مسیحیت #قرون_وسطی #سامانیان #سلجوقی #آل_بویه #شرک #الله #زرتشتی #دینشناسی #ایمان #ساسانیان #قادسیه #رضا_شاه #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #علی_شریعتی #خمینی #امام_خمینی #آل_احمد #احمد_فردید #کمونیسم #امت #امامت #شیعه #مرتضی_مطهری #توسعه #روانکاوی #روانشناسی #گاتها #عقلانیت #خرد #اهورامزدا #اوستا #دین_شناسی #تاریخ_ادیان #سکولاریسم #ترکیه #توتالیتر #توحید #سپنتا #امشاسپندان #شریعت #تحجر #تفکر_انتقادی #جهاد_اکبر #پیشرفت #ایرانشهر #انقلاب_اسلامی #ایرانشناسی #پیشرفت #توسعه_فردی #معنای_زندگی #اسطورهشناسی #اساطیر #اسطوره #اخلاق #کارما #حسین #امام_حسین #آرش_کمانگیر #کربلا #اهریمن #مطالعات_فرهنگی #فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
چرا در ایران انقلاب شد؟
@Naqdagin
🎧چرا در ایران انقلاب شد؟ (+)
🎙 #مهدی_خلجی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙 #مهدی_خلجی
.
#آینه_تاریخ #سیاست#پهلوی #محمدرضا_پهلوی #رضاشاه #رضا_پهلوی #خمینی #خامنهای #انتخابات #زنان #سواد_سیاسی #رئیسی #اسدالله_علم #کشف_حجاب #سلطنت #گشت_ارشاد #انقلاب #انقلاب_اسلامی #ایران_باستان #تاریخ_معاصر #تاریخ_ایران #نقد_فرهنگ #جامعه #تکثرگرایی #روحانیت #آخوندیسم #انقلاب_سفید #آزادی #تجدد #مشروطه #حکومت_قانون #قانون #فلسفه_سیاست #فلسفه_سیاسی #هانا_آرنت #جمهوری_اسلامی #مشروعه #مدرنیسم #پلورالیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘خمینی و پاول دورف
✍🏻 #زهرا_عبدی
🍂 یکی از این دو نفر تحت حمایت فرانسه برای آزادی بیان قرار گرفت و دیگری به جرمِ تن ندادن به سانسور تلگرام در فرانسه دستگیر شد.
🍂 به یکی از این دو بهترین خانه را در قلب نوفللوشاتو دادند و تمام خبرنگاران جهان را دعوت کردند تا صدایش را به جهان مخابره کنند و دیگری که تا دیروز آزادانه در امارت زندگی میکرد، بهمحض پاگذاشتن به فرانسه دستگیر شد.
🍂 یکی از این دو با وجود سابقهی اعتراض و سخنرانی علیه اعطای «حق رای به زنان» در سال ۴۲، بعنوان رهبری آزادیخواه(!) با شعار حمایت از دموکراسی و آزادی بیان، توسط دولت فرانسه حمایت شد و دیگری به جرم تلاش برای رفع سانسور در فرانسه دستگیر شد.
🍂 یکی از این دو با هواپیمای فرانسه تا ایران اسکورت شد. هنگام پیادهشدن از هواپیما زیر بازویش را جاسوس رسمی فرانسه گرفت که ملبّس به لباس خلبانی بود! و اینگونه او را به خاک ایران نزول اجلال کردند و دیگری را بهخاطر فراهم آوردن امکانات رفع سانسور، به محض ورود به خاک فرانسه دستگیر کرد.
🍂 پاول دورف، مجبور شد از کشورش روسیه برود چون حاضر نشد دیتابیس و اطلاعات کاربران را در اختیار پوتین قرار دهد.
🍂 باید اعتراف کنم خوشحالم از ویروسی که بر تن فرانسه و انگلیس افتاده. همان ویروسی که سال ۵۷ بر جان ما روانهاش کردند. خوشحالم از درازای صفهای نمازجماعت در پاریس و لندن.
🍂 در تمام این سالهایی که به جهت شغل نویسندگی، جریانات اجتماعی و سیاسی جهان را در حد بضاعتِ فهم خویش، موشکافانه دنبال کردم، هیچ چیزی را به اندازهی «استاندارد دوگانه» داشتن، نشانهی رفتار سالوس و کثیف حکومتها و افراد نمیدانم.
🍂 از نظر من برخورد دوگانه با موضوع واحد، آن هم درست در برابر چشمها و افکار عمومی، نتیجهی قطعیاش، سقوط اخلاق و فضیلت است و بس.
🍂 در تمام این سالهایی که سعی کردم انواع جریانهای فکری را واکاوی کنم، هیچ جریان فکریای را به اندازهی فضیلتفروشان کثیف نیافتم.
🍂 فضیلتفروشان غوغاسالارانی هستند که کارشان تجارتِ شعارها و تئوریها، دمیدن در بوق اخلاق، دموکراسی و آزادی بیان است؛ در حالی که وقتی پای عمل در میان باشد، هرگز توان زیستن تئوریهای خویش را ندارند. به نظر من دموکراسی در اروپا در شرف در غلتیدن به چاه فاضلاب است. در چنین روزگاری که «همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم»، امیدوارم ایلان ماسک بههنگام کوچ از زمین به مریخ، جایی هم داشتهباشد برای کسانی که از دنیای بوقسالار خستهشدهاند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #زهرا_عبدی
🍂 یکی از این دو نفر تحت حمایت فرانسه برای آزادی بیان قرار گرفت و دیگری به جرمِ تن ندادن به سانسور تلگرام در فرانسه دستگیر شد.
🍂 به یکی از این دو بهترین خانه را در قلب نوفللوشاتو دادند و تمام خبرنگاران جهان را دعوت کردند تا صدایش را به جهان مخابره کنند و دیگری که تا دیروز آزادانه در امارت زندگی میکرد، بهمحض پاگذاشتن به فرانسه دستگیر شد.
🍂 یکی از این دو با وجود سابقهی اعتراض و سخنرانی علیه اعطای «حق رای به زنان» در سال ۴۲، بعنوان رهبری آزادیخواه(!) با شعار حمایت از دموکراسی و آزادی بیان، توسط دولت فرانسه حمایت شد و دیگری به جرم تلاش برای رفع سانسور در فرانسه دستگیر شد.
🍂 یکی از این دو با هواپیمای فرانسه تا ایران اسکورت شد. هنگام پیادهشدن از هواپیما زیر بازویش را جاسوس رسمی فرانسه گرفت که ملبّس به لباس خلبانی بود! و اینگونه او را به خاک ایران نزول اجلال کردند و دیگری را بهخاطر فراهم آوردن امکانات رفع سانسور، به محض ورود به خاک فرانسه دستگیر کرد.
🍂 پاول دورف، مجبور شد از کشورش روسیه برود چون حاضر نشد دیتابیس و اطلاعات کاربران را در اختیار پوتین قرار دهد.
🍂 باید اعتراف کنم خوشحالم از ویروسی که بر تن فرانسه و انگلیس افتاده. همان ویروسی که سال ۵۷ بر جان ما روانهاش کردند. خوشحالم از درازای صفهای نمازجماعت در پاریس و لندن.
🍂 در تمام این سالهایی که به جهت شغل نویسندگی، جریانات اجتماعی و سیاسی جهان را در حد بضاعتِ فهم خویش، موشکافانه دنبال کردم، هیچ چیزی را به اندازهی «استاندارد دوگانه» داشتن، نشانهی رفتار سالوس و کثیف حکومتها و افراد نمیدانم.
🍂 از نظر من برخورد دوگانه با موضوع واحد، آن هم درست در برابر چشمها و افکار عمومی، نتیجهی قطعیاش، سقوط اخلاق و فضیلت است و بس.
🍂 در تمام این سالهایی که سعی کردم انواع جریانهای فکری را واکاوی کنم، هیچ جریان فکریای را به اندازهی فضیلتفروشان کثیف نیافتم.
🍂 فضیلتفروشان غوغاسالارانی هستند که کارشان تجارتِ شعارها و تئوریها، دمیدن در بوق اخلاق، دموکراسی و آزادی بیان است؛ در حالی که وقتی پای عمل در میان باشد، هرگز توان زیستن تئوریهای خویش را ندارند. به نظر من دموکراسی در اروپا در شرف در غلتیدن به چاه فاضلاب است. در چنین روزگاری که «همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم»، امیدوارم ایلان ماسک بههنگام کوچ از زمین به مریخ، جایی هم داشتهباشد برای کسانی که از دنیای بوقسالار خستهشدهاند.
.
#سیاست#فرانسه #مکرون #روسیه #پاول_دوروف #تلگرام #آزادی_بیان #روحالله_خمینی #خمینی #پاریس #رمزارز #دموکراسی #سانسور #انقلاب_اسلامی #پوتین #حریم_خصوصی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
1️⃣ بیخدایی فارسی
2️⃣ #محمود_کریمی
🔻کلیپ پیوست، مصاحبۀ بسیار جذاب و آموزندهایست، از چند جهت:
۱. مصاحبهگر شخصیت حرفهایِ بینظیری دارد؛ چه از جهتِ تسلطش بر موضوع و شناختِ ظرایفِ شخصیت طرف مقابل، چه از جهتِ تسلطش بر احساساتِ فردی و عدمِ بروزِ آنها، چه از جهتِ مدیریتِ سرد و عقلانیِ گفتگو، چه از جهت تسلطش بر طرح پرسشهای چالشی متنوع و مرتبط و روشنگر.
🍂 چنین مصاحبههای چالشیای که به شناخت چندجانبه و عمیقتر چهرههای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منجر میشود، یکی از نیازهای مبرمِ رسانههای فارسیزبان است و فقدان چنین شخصیتهای حرفهای و مسلطی در اهالی رسانه، بشدت حس میشود. بجای گپوگفتهای پر از هندوانه قرض دادن، ما نیازمندِ چنین سطحی از بروز-و-ظهورِ تفکر نقادانه و جستوجوگر و پرسشگر (و توامان دارای انصاف) هستیم.
۲. بخشِ غالبِ چپِ ایرانی جز ترجمهاندیشی و تقلید از ورژن غربی، ظرفیتی را از خود نشان نداده و حتی برای خودش و مابقی روشنفکران، اساسا چنین شأنی را قائل نیست.
🍂 چپ ایرانی اگر از قبلِ ۵۷ تا امروز، بیشتر از ایران و مسائلِ تاریخی و بنیادینش (و در بهترین حالت، بعنوان موضوعی مهم و همردۀ کشور خودش) به فلسطین پرداخته و میپردازد، به همین وجهِ او در تقلیدگری و عدم بروزِ تفکر نقاد و مستقل از چهرههای فکری و هنریِ چپِِ غربی برمیگردد. بههمین جهت است که هیچ گفتمان عمیقا متفاوت و مستقلی از گفتمانِ غالب و ایدئولوژیک جریان چپ غربی، در میان آنها نمیبینیم. برای مثال، گفتمانی که به ابعادِ مختلف و کمتر طرحشدۀ مسالۀ فلسطین بنگرد، و به حل واقعبینانۀ آن با نیروهای موجود بیاندیشد، نه اینکه در روایتی ایدئولوژیک و اسطورهای و خیر-و-شری از یک سو، و شعارگرایی در ساحت عمل، با جماعتِ بسیجی و عرزشی، رقابتی تنگاتنگ را رقم بزند، و در عمل، بیشتر از بروزِ احساسات و ارضایِ حسّ شخصی و بازی در یکسری نمایشِ هویتگرایانۀ مجازی و خیابانی (که من هم جزئی از جریان چپ غربی هستم و فردی پیشرو و غربی و...)، چیزی نه عایدِ خودش و ملتش شود، نه عایدِ همانها که در ظاهر، دغدغۀ استیفایِ حقوقشان را دارد.
۳. برخی ایدههای چپ به نوعی از ریاکاری و دروغگویی دامن میزنند. اینکه اشخاصی مشهور مکرر علیه پول و سرمایه و سرمایهداری و نفع شخصی و فردگرایی و... سخن بگویند، اما خودشان میلیاردرِهای افسانهای باشند و وقتی از ثروتشان سوال میشود، آن را موضوعی شخصی جا زنند و دعوت به سکوت دربارۀ آن بکنند، یک نشانه است. همانطور که در مواجهه با مسالۀ اوکراین و فلسطین و مواجهه با اسرائیل و پوتین، بخش قابل توجهی از نیروهای چپ، بسادگی دچار استانداردهای دوگانه شده، پوتین و جنایات هر-روزه و آشکارِ حکومتش را فراموش میکنند، یا با ادبیاتی بسیار تعدیلشدهتر دربارۀ آن سخن میگویند، و گاه توجیهکنندۀ اعمال آن میشوند؛ چرا که همیشه این غرب و سرمایهداریِ غرب و آمریکاست که «شیطان بزرگ» و مقصر اصلی است و باید محکوم شود. نوعی نگاه دینی و خیر-و-شربینانه، که روحالله خمینی نیز بسادگی جذب آن شد و آن را با زبانِ تئولوژیک خود بازتولید و تشدید کرد و معیشت و امنیت و آرامش و آزادیِ ایرانیان را گروگان این ایدۀ تباه و مواجهۀ اشتباه با مساله کرد. امری که چپ مقلدِ ایرانی بدان ملتفت نیست این است که چپ غربی با برخی از شعارهایش زندگی نمیکند، بلکه برندینگ تبلیغاتی اوست، و این ایرانیاناند که با شعارهای چپِ غربی، مردگی نیمقرنه را تجربه و هجی میکنند.
۴. راجر واترز نیز در یک فرهنگ و نظام حقوقی-سیاسیِ عمیقا دیالوگمحور که رسانهها و خبرنگاران در آن دارای آزادیِ عمل بسیار بالایی هستند (و بابت پرسشگری و نقد اشخاص و باورها دچار چندان ترس و اضطراب جدیای نیستند)، در مقابل چالشیترین پرسشها، با وجودِ آنکه بسیار سرش را به در و دیوار میزند و به حاشیه میرود، تلورانس و صبوریِ قابلِ توجهی نشان میدهد؛ وضعیتی که اگر سیاستمداران (اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون) ما در مقابل آن قرار بگیرند، یا قالب تهی میکنند، یا چنان دچارِ خشم و واکنشهای عصبی شدید و پرخاشگرانه میشوند که ممکن است گفتگو را نیمهکاره رها کنند یا پس از آن، در پیِ «انتقام سخت» برآیند که هالۀ قدسی آنها با توطئۀ یک خبرنگار بر باد رفتهاست!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
مصاحبهٔ #پیرز_مورگن با #راجر_واترز مولتی میلیونر و سرمایهدار چپ، مدافع دیکتاتور کاراکاس، که هر روز صبح تو کلبههای تفریحی در جزایر کارائیب و لبهٔ پنجرههای هتل تو نیویورکسیتی میشینه و واسه فلسطین گریه میکنه!
2️⃣ #محمود_کریمی
🔻کلیپ پیوست، مصاحبۀ بسیار جذاب و آموزندهایست، از چند جهت:
۱. مصاحبهگر شخصیت حرفهایِ بینظیری دارد؛ چه از جهتِ تسلطش بر موضوع و شناختِ ظرایفِ شخصیت طرف مقابل، چه از جهتِ تسلطش بر احساساتِ فردی و عدمِ بروزِ آنها، چه از جهتِ مدیریتِ سرد و عقلانیِ گفتگو، چه از جهت تسلطش بر طرح پرسشهای چالشی متنوع و مرتبط و روشنگر.
🍂 چنین مصاحبههای چالشیای که به شناخت چندجانبه و عمیقتر چهرههای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منجر میشود، یکی از نیازهای مبرمِ رسانههای فارسیزبان است و فقدان چنین شخصیتهای حرفهای و مسلطی در اهالی رسانه، بشدت حس میشود. بجای گپوگفتهای پر از هندوانه قرض دادن، ما نیازمندِ چنین سطحی از بروز-و-ظهورِ تفکر نقادانه و جستوجوگر و پرسشگر (و توامان دارای انصاف) هستیم.
۲. بخشِ غالبِ چپِ ایرانی جز ترجمهاندیشی و تقلید از ورژن غربی، ظرفیتی را از خود نشان نداده و حتی برای خودش و مابقی روشنفکران، اساسا چنین شأنی را قائل نیست.
🍂 چپ ایرانی اگر از قبلِ ۵۷ تا امروز، بیشتر از ایران و مسائلِ تاریخی و بنیادینش (و در بهترین حالت، بعنوان موضوعی مهم و همردۀ کشور خودش) به فلسطین پرداخته و میپردازد، به همین وجهِ او در تقلیدگری و عدم بروزِ تفکر نقاد و مستقل از چهرههای فکری و هنریِ چپِِ غربی برمیگردد. بههمین جهت است که هیچ گفتمان عمیقا متفاوت و مستقلی از گفتمانِ غالب و ایدئولوژیک جریان چپ غربی، در میان آنها نمیبینیم. برای مثال، گفتمانی که به ابعادِ مختلف و کمتر طرحشدۀ مسالۀ فلسطین بنگرد، و به حل واقعبینانۀ آن با نیروهای موجود بیاندیشد، نه اینکه در روایتی ایدئولوژیک و اسطورهای و خیر-و-شری از یک سو، و شعارگرایی در ساحت عمل، با جماعتِ بسیجی و عرزشی، رقابتی تنگاتنگ را رقم بزند، و در عمل، بیشتر از بروزِ احساسات و ارضایِ حسّ شخصی و بازی در یکسری نمایشِ هویتگرایانۀ مجازی و خیابانی (که من هم جزئی از جریان چپ غربی هستم و فردی پیشرو و غربی و...)، چیزی نه عایدِ خودش و ملتش شود، نه عایدِ همانها که در ظاهر، دغدغۀ استیفایِ حقوقشان را دارد.
۳. برخی ایدههای چپ به نوعی از ریاکاری و دروغگویی دامن میزنند. اینکه اشخاصی مشهور مکرر علیه پول و سرمایه و سرمایهداری و نفع شخصی و فردگرایی و... سخن بگویند، اما خودشان میلیاردرِهای افسانهای باشند و وقتی از ثروتشان سوال میشود، آن را موضوعی شخصی جا زنند و دعوت به سکوت دربارۀ آن بکنند، یک نشانه است. همانطور که در مواجهه با مسالۀ اوکراین و فلسطین و مواجهه با اسرائیل و پوتین، بخش قابل توجهی از نیروهای چپ، بسادگی دچار استانداردهای دوگانه شده، پوتین و جنایات هر-روزه و آشکارِ حکومتش را فراموش میکنند، یا با ادبیاتی بسیار تعدیلشدهتر دربارۀ آن سخن میگویند، و گاه توجیهکنندۀ اعمال آن میشوند؛ چرا که همیشه این غرب و سرمایهداریِ غرب و آمریکاست که «شیطان بزرگ» و مقصر اصلی است و باید محکوم شود. نوعی نگاه دینی و خیر-و-شربینانه، که روحالله خمینی نیز بسادگی جذب آن شد و آن را با زبانِ تئولوژیک خود بازتولید و تشدید کرد و معیشت و امنیت و آرامش و آزادیِ ایرانیان را گروگان این ایدۀ تباه و مواجهۀ اشتباه با مساله کرد. امری که چپ مقلدِ ایرانی بدان ملتفت نیست این است که چپ غربی با برخی از شعارهایش زندگی نمیکند، بلکه برندینگ تبلیغاتی اوست، و این ایرانیاناند که با شعارهای چپِ غربی، مردگی نیمقرنه را تجربه و هجی میکنند.
۴. راجر واترز نیز در یک فرهنگ و نظام حقوقی-سیاسیِ عمیقا دیالوگمحور که رسانهها و خبرنگاران در آن دارای آزادیِ عمل بسیار بالایی هستند (و بابت پرسشگری و نقد اشخاص و باورها دچار چندان ترس و اضطراب جدیای نیستند)، در مقابل چالشیترین پرسشها، با وجودِ آنکه بسیار سرش را به در و دیوار میزند و به حاشیه میرود، تلورانس و صبوریِ قابلِ توجهی نشان میدهد؛ وضعیتی که اگر سیاستمداران (اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون) ما در مقابل آن قرار بگیرند، یا قالب تهی میکنند، یا چنان دچارِ خشم و واکنشهای عصبی شدید و پرخاشگرانه میشوند که ممکن است گفتگو را نیمهکاره رها کنند یا پس از آن، در پیِ «انتقام سخت» برآیند که هالۀ قدسی آنها با توطئۀ یک خبرنگار بر باد رفتهاست!
.
#ویدیو_تحلیل #نقد_رسانه #نقد_چپ #چپ_ایرانی#فلسطین #اسرائیل #پوتین #روسیه #خمینی #روحالله_خمینی #دینخویی #روزنامهنگار #خبرنگار #مصاحبه #تفکر_انتقادی #ریاکاری #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 کودک سرباز؛ روایتی ناشنیده از کودک سربازان جنگ ایران و عراق ساختۀ پگاه آهنگرانی (Source)
🔞 یادآوری میکنیم که موضوع این مستند بسیار آزاردهنده است. بسیاری از کودکانی که در این فیلم دیده میشوند در جریان جنگ کشته شدهاند. این مستند همچنین حاوی تصاویری از جراحات شدید، اعضای قطع شده بدن، تصاویر جنگ، افرادی که جان خود را از دست دادهاند و دیگر صحنههای دلخراش است. همینطور، داستانهای شخصی افرادی که در این فیلم با آنها مصاحبه شده، بسیار متاثرکننده هستند.
🍂 شهریور ۱۴۰۳ چهل و چهارمین سالگرد آغاز جنگ عراق علیه ایران است. یکی از مهمترین ابعاد این جنگ استفاده از نیروهای نوجوان و حتی کودکان در جبههها و در عملیات تهاجمی توسط جمهوری اسلامی ایران است. رهبران و مسئولین ایرانی نهتنها حضور آنها را تکذیب نمیکنند بلکه در بسیاری از موارد به آن افتخار هم کردهاند.
🍂 به گفته بسیاری از کارشناسان، حکومت اسلامی که در جنگ از یک طرف تحت تحریمهای بینالمللی قرار داشت و منزوی شده بود، و از طرف دیگر از مدیریت ضعیف و ناکارامد در همه ابعاد اداره کشور و جنگ رنج میبرد، راهبرد استفاده از امواج انسانی را به عنوان محور اصلی استراتژی جنگیاش اتخاذ کرده بود. در همین راستا بخش بزرگی از کارایی ماشین جنگی ایران بر عهده نوجوانان و حتی کودکان افتاده بود.
🍂 در این دوران دستگاه تبلیغاتی جنگ در حکومت اسلامی به اسطورهسازی از کودکانی همچون حسین فهمیده روی آورد و در عمل راه را برای حضور نوجوانان در جبهه هموار کرد. حکومت ایران حضور داوطلبانه کودکان در جنگ را نشانهای از حقانیت خود قلمداد میکرد.
🍂 بیبیسی فارسی به بهانه سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق، برای نخستین بار داستان کودک سربازان ایرانی این جنگ را با استفاده از تصاویر دیده نشده و گفتگو با چند کودک سرباز به تصویر کشیده است.
🍂 فیلم مستند «کودک سرباز؛ روایتی ناشنیده از کودک سربازان جنگ ایران و عراق» را پگاه آهنگرانی، کارگردان و بازیگر ایرانی برای بیبیسی فارسی ساخته است.
🗄پست مرتبط
📺 صدای سکوت
📕بین سطور تراژدی «رزمندگان نوجوان» در جنگ ایران و عراق
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔞 یادآوری میکنیم که موضوع این مستند بسیار آزاردهنده است. بسیاری از کودکانی که در این فیلم دیده میشوند در جریان جنگ کشته شدهاند. این مستند همچنین حاوی تصاویری از جراحات شدید، اعضای قطع شده بدن، تصاویر جنگ، افرادی که جان خود را از دست دادهاند و دیگر صحنههای دلخراش است. همینطور، داستانهای شخصی افرادی که در این فیلم با آنها مصاحبه شده، بسیار متاثرکننده هستند.
🍂 شهریور ۱۴۰۳ چهل و چهارمین سالگرد آغاز جنگ عراق علیه ایران است. یکی از مهمترین ابعاد این جنگ استفاده از نیروهای نوجوان و حتی کودکان در جبههها و در عملیات تهاجمی توسط جمهوری اسلامی ایران است. رهبران و مسئولین ایرانی نهتنها حضور آنها را تکذیب نمیکنند بلکه در بسیاری از موارد به آن افتخار هم کردهاند.
🍂 به گفته بسیاری از کارشناسان، حکومت اسلامی که در جنگ از یک طرف تحت تحریمهای بینالمللی قرار داشت و منزوی شده بود، و از طرف دیگر از مدیریت ضعیف و ناکارامد در همه ابعاد اداره کشور و جنگ رنج میبرد، راهبرد استفاده از امواج انسانی را به عنوان محور اصلی استراتژی جنگیاش اتخاذ کرده بود. در همین راستا بخش بزرگی از کارایی ماشین جنگی ایران بر عهده نوجوانان و حتی کودکان افتاده بود.
🍂 در این دوران دستگاه تبلیغاتی جنگ در حکومت اسلامی به اسطورهسازی از کودکانی همچون حسین فهمیده روی آورد و در عمل راه را برای حضور نوجوانان در جبهه هموار کرد. حکومت ایران حضور داوطلبانه کودکان در جنگ را نشانهای از حقانیت خود قلمداد میکرد.
🍂 بیبیسی فارسی به بهانه سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق، برای نخستین بار داستان کودک سربازان ایرانی این جنگ را با استفاده از تصاویر دیده نشده و گفتگو با چند کودک سرباز به تصویر کشیده است.
🍂 فیلم مستند «کودک سرباز؛ روایتی ناشنیده از کودک سربازان جنگ ایران و عراق» را پگاه آهنگرانی، کارگردان و بازیگر ایرانی برای بیبیسی فارسی ساخته است.
🗄پست مرتبط
📺 صدای سکوت
📕بین سطور تراژدی «رزمندگان نوجوان» در جنگ ایران و عراق
.
#مستند #حکومت_اسلامی #آخوندیسم#کودک_سرباز #جنگ #تاریخ_معاصر #جنگ_عراق #صدام #خامنهای #خمینی #شهادت #ممنوعه #مستند_تاریخی #دفاع_مقدس #جنگ_تحمیلی #شهدا #شهید #شهدا_شرمندهایم #نیکا_شاکرمی #نوجوان #تاریخ_جنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
⬛️ بهمناسبتِ «احمقانهترین جنگ تاریخ»
✍🏻 #اصغر_حکمتیار
🍂 جنگ ایران و عراق از لحاظ پوچی و توهم مدیرانش در تاریخ دنیا بینظیر است و حداقل من معادلی برای آن سراغ ندارم. یادآوری هر گوشهاش ملال میآورد و افسردگی.
🍂 این هم یک گزارش در مورد استفاده از نوجوانان در جنگ. چه ملتی بودیم و هستیم! جوانهای ناآموخته جاهل شرور انقلابی با کمال جاهطلبی و جسارت، فرماندهی هزاران داوطلب جنگی را به عهده گرفتند وبا پشتیبانی طلبههای تازه به قدرت رسیده، آن شاهکارها را در جنگ هشت ساله با کشور کوچکتر و فقیرتر عراق آفریدند، و بعد هم نام سردار بر خود نهادند. شما هم باورتان شد! از همان ابلهان فاسد انتظار دارید فراست و تدبر جنگ با اسراییل را داشته باشند؟
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۴۸۹ واژه
🗄پست مرتبط
📺 صدای سکوت
📺 کودک سرباز
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @anti_hypocrisy
✍🏻 #اصغر_حکمتیار
🍂 جنگ ایران و عراق از لحاظ پوچی و توهم مدیرانش در تاریخ دنیا بینظیر است و حداقل من معادلی برای آن سراغ ندارم. یادآوری هر گوشهاش ملال میآورد و افسردگی.
🍂 این هم یک گزارش در مورد استفاده از نوجوانان در جنگ. چه ملتی بودیم و هستیم! جوانهای ناآموخته جاهل شرور انقلابی با کمال جاهطلبی و جسارت، فرماندهی هزاران داوطلب جنگی را به عهده گرفتند وبا پشتیبانی طلبههای تازه به قدرت رسیده، آن شاهکارها را در جنگ هشت ساله با کشور کوچکتر و فقیرتر عراق آفریدند، و بعد هم نام سردار بر خود نهادند. شما هم باورتان شد! از همان ابلهان فاسد انتظار دارید فراست و تدبر جنگ با اسراییل را داشته باشند؟
⏰ زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۴۸۹ واژه
🗄پست مرتبط
📺 صدای سکوت
📺 کودک سرباز
.
#مستند #حکومت_اسلامی #آخوندیسم#کودک_سرباز #جنگ #تاریخ_معاصر #جنگ_عراق #صدام #خامنهای #خمینی #شهادت #ممنوعه #مستند_تاریخی #دفاع_مقدس #جنگ_تحمیلی #شهدا #شهید #شهدا_شرمندهایم #نیکا_شاکرمی #نوجوان #تاریخ_جنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @anti_hypocrisy
Telegraph
بین سطور تراژدی «رزمندگان نوجوان» در جنگ ایران و عراق
حسین باستانی سخنگویان حکومت ایران در دفاع از به کارگیری نوجوانان در جنگ ایران و عراق، معمولا بر روایتهایی تکراری تاکید کردهاند. در راس آنها این ادعا که سیاست حکومت، استفاده از افراد کم سن و سال در جنگ نبوده، ولی نوجوانان، به طور اجتناب ناپذیر برای «دفاع…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 خمینی هیچچیز جز تحصیلاتِ کلاسیکِ حوزوی نداشت و از طباطبایی هم کمدانشتر بود
🎙#عبدالکریم_سروش
🔸هیچوقت یادم نمیره که روی در و دیوار از قول خمینی نوشتهبودند که "روزی که «احکام اسلام» اجرا شود، کار ما تمام است!" حتی نمیگفت "روزی که «اخلاق اسلامی» پیادهشود" و این نشانهای جدی بود از غلبۀ نگاه فقهی بر او.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عبدالکریم_سروش
🔸هیچوقت یادم نمیره که روی در و دیوار از قول خمینی نوشتهبودند که "روزی که «احکام اسلام» اجرا شود، کار ما تمام است!" حتی نمیگفت "روزی که «اخلاق اسلامی» پیادهشود" و این نشانهای جدی بود از غلبۀ نگاه فقهی بر او.
.
#حکومت_اسلامی#روحالله_خمینی #خمینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از ولایت تشیع و عرفان (گنوزیس) تا خداگونگی و سرنگونی در مغاک ضداخلاق
(۳/۳)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 اینها همه مقدمه بود تا بر شهادتِ دکتر عبدالکریم سروش دربارۀ فهم خمینی از خودش شرحی دهم، که چطور یک تخیل شاعرانۀ دلاویز، که در طول قرونواعصار بر کلانسازه گنوستیکی متبلور شده بود و خود را در آینه سازهی گنوستیکی شیعی تماشا میکرد، تحولِ بدخیم یافت تا در تمنای سروری بیچون، هیولایی در میادین شقاوت و شناعت و هلاکتِ حرث و نسل گردد و تیز بتازد و نظریه "ولایتفقیه" را مستمسکی عرفانی/تشریعی/حکمرانی برای آن سیطرهجویی کند!
🍂 چنانکه دکتر سروش گفت:
🍂 این فهم را اندیشۀ شیعیعرفانیِ صدرالدینشیرازی از تقطیرِ عصارۀ گنوستیکیِ عرفان و تشیع استحصال نمودهبود تا خمینی از آن نوشید و با "عُجبِنفسی" داشت، بدل به "ابلیس" شد!
🍂 نکتۀ بسیار درخورِ تامل که دکتر سروش گفت و بسا کمتر تحویل گرفتهشد، آن بود که در متن و بستر اندیشۀ حلولِ عرفانی (گنوستیکی)، میتوان به مقام الوهیت رسید!!!
🍂 فقط هم خمینی نبود که در این هاویه فتاد و ابلیس شد، پیش از او اسماعیلصفویِ نابالغ را صوفیان دورهکردهاش چنان باد کردند تا واقعا باور آورد که "انسانِ کامل" و "مرشد کامل" است و به مصداق سخن قرآن:
دستتطاولِ بیمحابا بر جانها گشود، به قساوت و قتالی. خداگونهشدن، "امکانی" موجود در سازۀ الاهیات گنوستیکی است، میتوان چون "عارفحق" از همۀ سَبَق بُرد و "بر زَبَرِ هفتطبق، گوهر رخشنده شد!"، تا بر بام "روا و ناروا" برآمد و کوسِ "فعالمایشائی" زد! چنانکه خمینی شد و زد!
🍂 در تاریخ "گنوزیس، "جسارتهای ضداخلاقی، امر ناآشنایی نیست؛ این هم عجب نیست. وقتی کسی خود را "واصل الی الله" بداند، فکر و قصد و عاملیت خویش را هم "از خدا" خواهد دانست. چنین فردی موجودِ بهغایت خطرناکی میشود که از او هر کنش ضداخلاقی میتواند صادر شود. او خود را "مدارِ عالمِ امکان"، و "شارع" و "حاکمبالله" خواهد دانست. این، آن موضعِ جهشِ ژنتیکیِ سرطانزاست است که عرفان را مستعد تحول سرطانی میکند.
🍂 مصداق سادهسازیِ دلخواسته است تا همچون پدران کلیسا، امثالِ سیمونماگوسها و والنتینوسها و مارسیونها را متهم به شیادی کنیم؛ نهحتی آنگاه که سیمون (در قرناول میلادی) در آمدوشد به عشرتکدهای در صیدای فنیقیه، شیفته "هلنا" شد و او را به همسری گزید و "مادر همگانش" (سوفیا) نامید و تنفروشی او در عشرتکدۀ صیدا را مصداق رنجهای یک "جانِ فروفتاده" از ملکوت دانست تا خودش آن "فرستادۀ الهی" باشد که نجاتبخشِ "سوفیا"ی تیرهبخت از شرور اینجهانی گردید!
🍂 شیادی دیدن و دانستن ایندست کنشها که در تاریخ گنوزیس کم نمیتوان از آنها یافت، ناشی از توطئهاندیشی نابخرد و جهلمرکبِ دستکم گرفتنِ پدیده حیرتافکنی است که "انسان" خوانده میشود.
🍂 خمینی هم "شیاد" نبود، بلکه صادقانه به آنچه اندیشید و کرد، باور داشت. شاهد این، آن سخن او در "وصیتنامه"اش است، آنجا که ایستاده بر دریایخون و کوه قساوتها و خلافشرعهایِ بَیّنِ کردههایش، نوشت که "با دلی آسوده و قلبی مطمئن" میمیرد!!! خمینی تا آخر هم نفهمید که بازیخوردۀ یک توهم الاهیاتیِ تاریخی بود، که نهتنها ریشههایتاریخی آن را نمیشناخت، بلکه حتی کمترین خودآگاهیِ نقادی به بیربطی الاهیاتش به قرآن نیز نداشت! تعجب نکنید! قاطبۀ روحانیت ما نیز متوجه این "بیربطی" نیستند، فقط خمینی نبود!!
🍂 چنانکه برنارد دو ماندویل (۱۶۷۰- ۱۷۳۳) بهفراست دریافت، مدنیت و "تمدن" آنگاه است که انسان تمنیات و رانههای نفسانی خویش را در اقسام تکلفات نظری درمیپیچد؛ والا انسان بدوی برای تبهکاری و سیطرهجویی "فلسفه نمیبافد!".
🍂 اما و هزار اما، که این تکلفاتِ نظری صرفاً یاوههایی برساخته نیستند تا در قامت آن انسان "لِیَفجُرَ اَمامَه" [هرزگیکند بهآشکار]؛ بلکه آنها حیاتی از خود مییابند و بدل به ابرهایی میشوند که در میدانهای تاریخ بر ساحاتِ عقولِ بشری میگذرند و میبارند تا هم جنگلهایی از اندیشه رویند و کشتزارهای فهمها بارور گردند، و هم سیلهای پرمهابتی خیزند که طومار زندگیها درپیچند و روبند!
🍂 مثنوی و غزلیات شمس و دیگر بصائر ادبیات عرفانیِ ما، آن خیزشِ روح و رویشِ ریاحین بود، که در "ولایتفقیهِ" خمینی فاجعهای بنیانکن شد و تاریخ مردم ایران را به ستم و قساوتی بیشرم و محیرالعقول بهپیشراند!
🍂 آیا جور دیگری نمیشد از این "افسون" بیرون شد؟! میشد، اما بدین شتاب و به این ژرفا نمیشد! نه لااقل به این زودیها...
@sahebolhavashi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 اینها همه مقدمه بود تا بر شهادتِ دکتر عبدالکریم سروش دربارۀ فهم خمینی از خودش شرحی دهم، که چطور یک تخیل شاعرانۀ دلاویز، که در طول قرونواعصار بر کلانسازه گنوستیکی متبلور شده بود و خود را در آینه سازهی گنوستیکی شیعی تماشا میکرد، تحولِ بدخیم یافت تا در تمنای سروری بیچون، هیولایی در میادین شقاوت و شناعت و هلاکتِ حرث و نسل گردد و تیز بتازد و نظریه "ولایتفقیه" را مستمسکی عرفانی/تشریعی/حکمرانی برای آن سیطرهجویی کند!
🍂 چنانکه دکتر سروش گفت:
خمینی خودش را رهسپُردهی هر چهار سَفَرِ "اسفار اربعه" (از خلقبهخلق، از خلقبهحق، از حقبهحق، از حقبهخلق) میدانست.
🍂 این فهم را اندیشۀ شیعیعرفانیِ صدرالدینشیرازی از تقطیرِ عصارۀ گنوستیکیِ عرفان و تشیع استحصال نمودهبود تا خمینی از آن نوشید و با "عُجبِنفسی" داشت، بدل به "ابلیس" شد!
🍂 نکتۀ بسیار درخورِ تامل که دکتر سروش گفت و بسا کمتر تحویل گرفتهشد، آن بود که در متن و بستر اندیشۀ حلولِ عرفانی (گنوستیکی)، میتوان به مقام الوهیت رسید!!!
🍂 فقط هم خمینی نبود که در این هاویه فتاد و ابلیس شد، پیش از او اسماعیلصفویِ نابالغ را صوفیان دورهکردهاش چنان باد کردند تا واقعا باور آورد که "انسانِ کامل" و "مرشد کامل" است و به مصداق سخن قرآن:
"یَحسَبونَ اَنَّهُم یُحسِنونَ صُنعا...!" [گمانکنند چه نیکو کاری میکنند...!]،
دستتطاولِ بیمحابا بر جانها گشود، به قساوت و قتالی. خداگونهشدن، "امکانی" موجود در سازۀ الاهیات گنوستیکی است، میتوان چون "عارفحق" از همۀ سَبَق بُرد و "بر زَبَرِ هفتطبق، گوهر رخشنده شد!"، تا بر بام "روا و ناروا" برآمد و کوسِ "فعالمایشائی" زد! چنانکه خمینی شد و زد!
🍂 در تاریخ "گنوزیس، "جسارتهای ضداخلاقی، امر ناآشنایی نیست؛ این هم عجب نیست. وقتی کسی خود را "واصل الی الله" بداند، فکر و قصد و عاملیت خویش را هم "از خدا" خواهد دانست. چنین فردی موجودِ بهغایت خطرناکی میشود که از او هر کنش ضداخلاقی میتواند صادر شود. او خود را "مدارِ عالمِ امکان"، و "شارع" و "حاکمبالله" خواهد دانست. این، آن موضعِ جهشِ ژنتیکیِ سرطانزاست است که عرفان را مستعد تحول سرطانی میکند.
🍂 مصداق سادهسازیِ دلخواسته است تا همچون پدران کلیسا، امثالِ سیمونماگوسها و والنتینوسها و مارسیونها را متهم به شیادی کنیم؛ نهحتی آنگاه که سیمون (در قرناول میلادی) در آمدوشد به عشرتکدهای در صیدای فنیقیه، شیفته "هلنا" شد و او را به همسری گزید و "مادر همگانش" (سوفیا) نامید و تنفروشی او در عشرتکدۀ صیدا را مصداق رنجهای یک "جانِ فروفتاده" از ملکوت دانست تا خودش آن "فرستادۀ الهی" باشد که نجاتبخشِ "سوفیا"ی تیرهبخت از شرور اینجهانی گردید!
🍂 شیادی دیدن و دانستن ایندست کنشها که در تاریخ گنوزیس کم نمیتوان از آنها یافت، ناشی از توطئهاندیشی نابخرد و جهلمرکبِ دستکم گرفتنِ پدیده حیرتافکنی است که "انسان" خوانده میشود.
🍂 خمینی هم "شیاد" نبود، بلکه صادقانه به آنچه اندیشید و کرد، باور داشت. شاهد این، آن سخن او در "وصیتنامه"اش است، آنجا که ایستاده بر دریایخون و کوه قساوتها و خلافشرعهایِ بَیّنِ کردههایش، نوشت که "با دلی آسوده و قلبی مطمئن" میمیرد!!! خمینی تا آخر هم نفهمید که بازیخوردۀ یک توهم الاهیاتیِ تاریخی بود، که نهتنها ریشههایتاریخی آن را نمیشناخت، بلکه حتی کمترین خودآگاهیِ نقادی به بیربطی الاهیاتش به قرآن نیز نداشت! تعجب نکنید! قاطبۀ روحانیت ما نیز متوجه این "بیربطی" نیستند، فقط خمینی نبود!!
🍂 چنانکه برنارد دو ماندویل (۱۶۷۰- ۱۷۳۳) بهفراست دریافت، مدنیت و "تمدن" آنگاه است که انسان تمنیات و رانههای نفسانی خویش را در اقسام تکلفات نظری درمیپیچد؛ والا انسان بدوی برای تبهکاری و سیطرهجویی "فلسفه نمیبافد!".
🍂 اما و هزار اما، که این تکلفاتِ نظری صرفاً یاوههایی برساخته نیستند تا در قامت آن انسان "لِیَفجُرَ اَمامَه" [هرزگیکند بهآشکار]؛ بلکه آنها حیاتی از خود مییابند و بدل به ابرهایی میشوند که در میدانهای تاریخ بر ساحاتِ عقولِ بشری میگذرند و میبارند تا هم جنگلهایی از اندیشه رویند و کشتزارهای فهمها بارور گردند، و هم سیلهای پرمهابتی خیزند که طومار زندگیها درپیچند و روبند!
🍂 مثنوی و غزلیات شمس و دیگر بصائر ادبیات عرفانیِ ما، آن خیزشِ روح و رویشِ ریاحین بود، که در "ولایتفقیهِ" خمینی فاجعهای بنیانکن شد و تاریخ مردم ایران را به ستم و قساوتی بیشرم و محیرالعقول بهپیشراند!
🍂 آیا جور دیگری نمیشد از این "افسون" بیرون شد؟! میشد، اما بدین شتاب و به این ژرفا نمیشد! نه لااقل به این زودیها...
@sahebolhavashi
.
#نقد_شیعه #اهل_غلو #عرفان #خمینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺خمینی «شیعۀ غالی» بود
— درک خمینی از «تشیع و مسالۀ ولایت»
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
🔸شریعتی از اسلام فقط با زینب، ابوذر و حسین کار داشت.
🗄 پست مرتبط
📕از ولایت تشیع و عرفان (گنوزیس) تا خداگونگی و سرنگونی در مغاک ضداخلاق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— درک خمینی از «تشیع و مسالۀ ولایت»
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
🔸شریعتی از اسلام فقط با زینب، ابوذر و حسین کار داشت.
🗄 پست مرتبط
📕از ولایت تشیع و عرفان (گنوزیس) تا خداگونگی و سرنگونی در مغاک ضداخلاق
.
#نقد_شیعه #اهل_غلو #حکومت_اسلامی#خمینی #شیعه #روحالله_حمینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خمینی، ابن عربی و امام زمان
@Naqdagin
🎧خمینی، ابن عربی و امام زمان (+)
— روحالله خمینی چه تصوری از خود داشت؟
🎙#مهدی_خلجی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روحالله خمینی چه تصوری از خود داشت؟
🎙#مهدی_خلجی
🗄 پست مرتبط
📺 خمینی «شیعۀ غالی» بود
📕حدود و قلمروی بینهایتِ ولیفقیه
📕از ولایت تشیع و عرفان (گنوزیس) تا خداگونگی و سرنگونی در مغاک ضداخلاق
📕فتنهای که خمینی است!
📻افلاطون و آناتومی استبداد
📺 چه کسی قرآن را گفت/نوشت؟ الله یا محمد؟
.
#نقد_شیعه #آخوندیسم #حکومت_اسلامی#ولایت_فقیه #ولایت #امام_زمان #خمینی #ابن_عربی #عرفان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧سخنان احمد شاملو دربارۀ موسیقی ایرانی در ترازو (+)
🎙گفتگوی دکتر #محسن_بنائی و #علی_پیرابی
🔸احمد شاملو در سال ۱۹۹۰ در دانشگاه برکلی سخنانی را بر زبان آورد که در همان روزها گفتگوهای فراوانی را برانگیخت. ۳۵ سال پس از آن، علی پیرابی و محسن بنائی به بخشی از آن سخنان که درباره موسیقی سنتی است پرداختهاند، تا با بررسی یک نمونه میدانی آنچه را که خود را «روشنفکری» ایرانی مینامد آسیبشناسی کنند.
🔸سرآمدان نسلی که شاملو به آن تعلق داشت در بسیاری از موارد شباهتهای شگفتانگیزی با آخوندها داشتند، مطلقگرایی، نگاه از بالا به پایین، تحقیر دیگراندیشان و بهویژه همهفنحریفی و سخنرانی درباره موضوعاتی که کوچکترین تخصصی در آنها نداشتند، تنها بخشی از این شباهتها هستند.
🔸علی پیرابی آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده سازهای ایرانی (ساز تخصصی سنتور) است. او هم اکنون در شهر لایپزیگ آلمان اقامت دارد و توانسته است در زمانی کوتاه اقامتش در این کشور کارنامهای پربار از فعالیتهای فرهنگی در زمینه موسیقی خاورمیانه از خود بجای بگذارد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙گفتگوی دکتر #محسن_بنائی و #علی_پیرابی
🔸احمد شاملو در سال ۱۹۹۰ در دانشگاه برکلی سخنانی را بر زبان آورد که در همان روزها گفتگوهای فراوانی را برانگیخت. ۳۵ سال پس از آن، علی پیرابی و محسن بنائی به بخشی از آن سخنان که درباره موسیقی سنتی است پرداختهاند، تا با بررسی یک نمونه میدانی آنچه را که خود را «روشنفکری» ایرانی مینامد آسیبشناسی کنند.
🔸سرآمدان نسلی که شاملو به آن تعلق داشت در بسیاری از موارد شباهتهای شگفتانگیزی با آخوندها داشتند، مطلقگرایی، نگاه از بالا به پایین، تحقیر دیگراندیشان و بهویژه همهفنحریفی و سخنرانی درباره موضوعاتی که کوچکترین تخصصی در آنها نداشتند، تنها بخشی از این شباهتها هستند.
🔸علی پیرابی آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده سازهای ایرانی (ساز تخصصی سنتور) است. او هم اکنون در شهر لایپزیگ آلمان اقامت دارد و توانسته است در زمانی کوتاه اقامتش در این کشور کارنامهای پربار از فعالیتهای فرهنگی در زمینه موسیقی خاورمیانه از خود بجای بگذارد.
📓کارنامۀ احمد شاملو در ترازو
📕شاملو و نوروز
📕منشاء اشتراکِ مریم رجوی و خامنهای
📕«دموکراسی» از نگاه احمد شاملو
📕چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟!
📕خدمات یکسویۀ حزب توده به اسلام سیاسی
.
#نقد_روشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی
#شاملو #محسن_بنایی #علی_پیرابی #مزدک_بامدادان #روشنگری #روشنفکر #روشنفکری #موسیقی #موسیقی_ایرانی #انقلاب_۵۷ #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 سخنان احمد شاملو دربارۀ موسیقی ایرانی در ترازو (+)
🎙گفتگوی دکتر #محسن_بنائی و #علی_پیرابی
🔸احمد شاملو در سال ۱۹۹۰ در دانشگاه برکلی سخنانی را بر زبان آورد که در همان روزها گفتگوهای فراوانی را برانگیخت. ۳۵ سال پس از آن، علی پیرابی و محسن بنائی به بخشی از آن سخنان که درباره موسیقی سنتی است پرداختهاند، تا با بررسی یک نمونه میدانی آنچه را که خود را «روشنفکری» ایرانی مینامد آسیبشناسی کنند.
🔸سرآمدان نسلی که شاملو به آن تعلق داشت در بسیاری از موارد شباهتهای شگفتانگیزی با آخوندها داشتند، مطلقگرایی، نگاه از بالا به پایین، تحقیر دیگراندیشان و بهویژه همهفنحریفی و سخنرانی درباره موضوعاتی که کوچکترین تخصصی در آنها نداشتند، تنها بخشی از این شباهتها هستند.
🔸علی پیرابی آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده سازهای ایرانی (ساز تخصصی سنتور) است. او هم اکنون در شهر لایپزیگ آلمان اقامت دارد و توانسته است در زمانی کوتاه اقامتش در این کشور کارنامهای پربار از فعالیتهای فرهنگی در زمینه موسیقی خاورمیانه از خود بجای بگذارد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙گفتگوی دکتر #محسن_بنائی و #علی_پیرابی
🔸احمد شاملو در سال ۱۹۹۰ در دانشگاه برکلی سخنانی را بر زبان آورد که در همان روزها گفتگوهای فراوانی را برانگیخت. ۳۵ سال پس از آن، علی پیرابی و محسن بنائی به بخشی از آن سخنان که درباره موسیقی سنتی است پرداختهاند، تا با بررسی یک نمونه میدانی آنچه را که خود را «روشنفکری» ایرانی مینامد آسیبشناسی کنند.
🔸سرآمدان نسلی که شاملو به آن تعلق داشت در بسیاری از موارد شباهتهای شگفتانگیزی با آخوندها داشتند، مطلقگرایی، نگاه از بالا به پایین، تحقیر دیگراندیشان و بهویژه همهفنحریفی و سخنرانی درباره موضوعاتی که کوچکترین تخصصی در آنها نداشتند، تنها بخشی از این شباهتها هستند.
🔸علی پیرابی آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده سازهای ایرانی (ساز تخصصی سنتور) است. او هم اکنون در شهر لایپزیگ آلمان اقامت دارد و توانسته است در زمانی کوتاه اقامتش در این کشور کارنامهای پربار از فعالیتهای فرهنگی در زمینه موسیقی خاورمیانه از خود بجای بگذارد.
📓کارنامۀ احمد شاملو در ترازو
📕شاملو و نوروز
📕منشاء اشتراکِ مریم رجوی و خامنهای
📕«دموکراسی» از نگاه احمد شاملو
📕چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟!
📕خدمات یکسویۀ حزب توده به اسلام سیاسی
.
#نقد_روشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی
#شاملو #محسن_بنایی #علی_پیرابی #مزدک_بامدادان #روشنگری #روشنفکر #روشنفکری #موسیقی #موسیقی_ایرانی #انقلاب_۵۷ #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin